دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تربت حسینی

No image
تربت حسینی

كلمات كليدي : تاريخ، امام حسين(ع)، تربت، كربلا، تسبيح، سجده

نویسنده : یدالله حاجی‌زاده

تربت حسینی قبل از شهادت امام حسین(ع)

مقصود از تربت امام حسین(ع)، خاک قبر شریف آن حضرت می‌‌باشد که از برکات و آثار معنوی بسیار ارزشمندی برخوردار است. تربت امام حسین(ع) از زمان رسول خدا(ص) مورد توجه بوده است. شیخ مفید روایت کرده است که امّ‌الفضل دختر حارث که کفالت امام حسین‌(ع) را بر عهده داشت، گفت: روزى آن حضرت را بردم به خدمت رسول خدا(ص) حضرت او را از من گرفت و در دامن خود نشانید، ناگاه دیدم که آب از دیده‌هاى آن حضرت فرو ریخت، از علت گریه آن حضرت پرسیدم، فرمود: اکنون جبرئیل به نزد من آمد و مرا خبر داد که امّت من این فرزند را شهید خواهند کرد، و خاک سرخى از تربت او براى من آورد.[1]

محمدباقر ساعدی در کتاب «فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح شش گانه اهل سنت» به نقل از مستدرک حاکم جلد 4، صفحه 398 می‌نویسد: حاکم نیشابوری به سند خود، از «عبدالله بن وهب بن زمعه» روایت کرده است که «امّ‌سلمه» گفت: در یکى از شب‌ها، رسول خدا(ص) خوابیده بود چند بار با حالت نگرانی از خواب بیدار می‌شد، مرتبه آخری که بیدار شد مقدارى خاک سرخ رنگ در دستش بود و آن را مى‌بوئید و مى‌بوسید! عرض کردم: یا رسول الله! این تربت چیست؟ در پاسخ فرمود: «جبرئیل» به من اطلاع داد که حسین(ع) را در سرزمین عراق به شهادت مى‌رسانند. از «جبرئیل» درخواست کردم تا از خاک سرزمینى که در آن به شهادت مى‌رسد به من ارائه دهد. این تربت، همان تربت است.[2]

همین نویسنده در روایتی دیگر از ابن حجر در تهذیب التهذیب جلد 2، صفحه 347 از «ام‌سلمه» روایت مى‌کند که گفت: حسن و حسین (علیهما السّلام) در خانه من و در برابر رسول خدا(ص) به بازى مشغول بودند. در این هنگام «جبرئیل» نازل شد و گفت: اى محمد! پس از رحلت تو، امتت این فرزند را (و اشاره به حسین(ع) کرد) شهید مى‌کنند. رسول خدا(ص) گریست و حسین(ع) را به سینه چسبانید. سپس آن حضرت تربتى را که «جبرئیل» از مرقد شریف حسین(ع) آورده بود، در دست گرفت و بویید و فرمود: بوى «کرب و بلا» از آن به مشام مى‌رسد. آنگاه آن خاک را به دست «ام‌سلمه» سپرد و فرمود: اى ام‌سلمه! مواظب باش و بدان که هر گاه این تربت مبدل به خون گردید، فرزندم، حسین(ع)، به شهادت رسیده است. «ام‌سلمه» تربت را در شیشه‌اى ریخت و هر روز به آن تربت‌ نگاه مى‌کرد و مى‌گفت: اى خاک! روزى که به خون تبدیل گردى آن روز، روز عظیمى خواهد بود.[3]

خوردن تربت امام حسین(ع)

سعد بن سعد اشعرى روایت مى‌کند که از امام رضا(ع) درباره خاک پرسیدم. فرمود: همه خاک‌ها حرام هستند- مثل گوشت مرده و خون [و گوشت خوک‌] و هر چیزى که نام غیر از خدا در آن برده شده باشد- به جز خاک مزار حسین(ع) که شفاى هر دردى است.[4] مردی به امام رضا(ع) در روز عید فطر عرض کرد من امروز با خرما و خاک تربت امام حسین(ع) افطار کردم حضرت فرمود: سنت و برکت را با هم جمع کردی».[5] «مشهور میان علما آن است که خوردن گل و خاک مطلقا جایز نیست؛ مگر تربت مقدسه امام حسین(‌ع) به قصد شفا بى قصد لذت به قدر نخودى، بلکه احوط آن است که به قدر عدسى باشد و خوب است که تربت را در دهان بگذارد و بعد از آن جرعه‌اى از آب بخورد و بگوید:«اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقاً وَاسِعاً وَ عِلْماً نَافِعاً وَ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ سُقْم‌».[6] در روایتی از امام صادق(ع) است که تربت قبر امام حسین(ع) شفاء هر دردی می‌باشد.[7] در روایت دیگری از آن حضرت است که: «فرزندانتان را با تربت حسین(ع) تحنک کنید؛ یعنی تربت را به سقف دهانشان بمالید، زیرا تربت موجب امان و حفظ آن هاست.»[8]

محدث قمی می‌نویسد: «در احوال سید محدث متبحر آقا سید نعمت الله جزایرى در کتاب فوایدالرضویه‌ آورده‌ام که آن سید جلیل در تحصیل علم‌ زحمت بسیار کشیده و سختى و رنج بسیار برده و در اوایل تحصیل چون قادر نبوده بر چراغ به روشنى ماه مطالعه مى‌نموده، لاجرم از کثرت مطالعه در زیر نور ماه و بسیار چیز نوشتن و مطالعه کردن چشمانش ضعف پیدا کرده بود، پس به جهت روشنى چشم خود به تربت مقدسه حضرت سیدالشهداء(ع) و تراب مراقد شریفه ائمه عراق علیهم السلام اکتحال مى‌کرد و به برکت آن تربتها چشمش روشن مى‌گشت و نیز نگاشتم که مبادا اهالى عصر ما به واسطه معاشرت با کفار و ملاحده این مطلب را استعجاب نمایند.»[9]

همراه داشتن تربت

محدث قمی در بحث از آداب سفر به مواردی چون روزه قبل از سفر صدقه و غسل و همراه داشتن قدرى از تربت امام حسین(ع) اشاره کرده و می‌نویسد: «در وقت برداشتن تربت بگو: اللَّهُمَّ هَذِهِ طِینَةُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَلِیِّکَ وَ ابْنِ وَلِیِّکَ اتَّخَذْتُهَا حِرْزاً لِمَا أَخَافُ وَ مَا لَا أَخَاف[10]‌ خدایا این خاک قبر حسین(ع)، ولی تو و فرزند ولی توست من آن را حرز(محافظ) برای آن‌چه می‌ترسم و نمی‌ترسم قرار دادم.

و در روایتی منقول است که: شخصى گفت: حضرت امام رضا(ع) براى من از خراسان بسته متاعى فرستاد. وقتی آن را باز کردم، در میان آن خاکى بود. از مردی که آن را آورده بود، پرسیدم: که این خاک چیست؟ گفت: خاک قبر امام حسین‌(ع) است. و هرگز آن حضرت از جامه و غیر جامه چیزى به جایى نمى‌فرستد؛ مگر آن‌که این خاک را در میانش مى‌گذارد و مى‌فرماید: این امان است از بلاها به اذن و مشیت خدا.[11]

فضیلت تسبیح با تربت امام حسین(ع)

پس از شهادت امام حسین(ع) استفاده از تربت آن حضرت برای تسبیح بسیار سفارش شده است. قبل از شهادت آن حضرت، نقل شده است که حضرت زهرا(س) از تربت حمزه سیدالشهدا(ع) تسبیحی درست کردند.[12] شهید مطهری می‌نویسد: صدّیقه کبرى‌ فاطمه زهرا(س) وقتى که پدر بزرگوارشان دستور تسبیحات معروف را به ایشان دادند (34 بار اللَّه اکبر، 33 بار الحمد للَّه و 33 بار سبحان اللَّه که ما هم معمولًا بعد از نماز به عنوان تعقیب یا در وقت خواب مى‌خوانیم) رفت سر قبر عموى بزرگوارش جناب حمزة بن عبدالمطّلب و از تربت شهید براى خود تسبیح درست کرد. این‌ها معنى دارد. یعنى چه؟ خاک شهید محترم است. قبر شهید محترم است. انسان براى این‌که اذکار و اوراد خود را بشمارد نیازمند به سبحه (تسبیح) است؛ چه فرق مى‌کند که دانه‌هاى تسبیح از سنگ باشد یا چوب یا خاک؟ و از هر خاکى بردارد برداشته است؛ ولى ما این را از خاک تربت شهید برمى‌داریم و این نوعى احترام به شهید و شهادت است؛ نوعى به رسمیت شناختن قداست شهادت است.»[13]

روایت شده که: حوریان بهشت چون یکى از ملائکه را مى‌بینند که از براى کارى بر زمین مى‌آید از او التماس مى‌کنند که براى ما تسبیح و تربت قبر امام حسین(ع) به هدیه بیاور.[14]

محدث قمی می‌نویسد: «تسبیح از تربت آن حضرت ساختن و به آن تسبیح ذکر کردن و در دست داشتن است که فضیلت عظیم دارد و از خاصیتش آن است که در دست آدمى تسبیح مى‌گوید بى آن‌که صاحبش تسبیح بگوید و معلوم است که این تسبیح غیر از آن تسبیحى است که در همه اشیاء است.[15] ‌

«از حضرت امام رضا(ع) منقول است که: هر که تسبیح تربت امام حسین(ع) را بگرداند و بگوید: سُبْحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ، با هر دانه حق تعالى براى او شش هزار حسنه بنویسد از او شش هزار گناه محو کند و از براى او شش هزار درجه بلند کند و از براى او شش هزار شفاعت بنویسد.»[16] و از حضرت صادق(ع) منقول است که: هر که بگرداند سنگ‌هایى را که از تربت امام حسین(ع) مى‌سازند؛ یعنى تسبیح پخته، و یک بار استغفار کند، هفتاد استغفار براى او نوشته مى‌شود و اگر تسبیحى را در دست نگاه دارد و تسبیح نگوید به عدد هر حبه هفت مرتبه از براى او نوشته مى‌شود.[17]

سجده بر تربت

روایت شده که سجده بر تربت سید الشهداء(ع)، هفت حجاب را مى‌درد، یعنى باعث قبولى نماز مى‌شود که به آسمانها بالا مى‌رود.[18] پس از شهادت امام حسین(ع) اولین کسی که از تربت آن حضرت در نماز استفاده کرد امام سجاد(ع) بود.[19] در باب فلسفه استفاده از تربت حسینی در نماز شهید مطهری(ره) می نویسد: ما که مى‌خواهیم نماز بخوانیم و از طرفى سجده بر فرش و بر مطلق مأکول و ملبوس را جایز نمى‌دانیم، با خود خاکى یا سنگى برمى‌داریم، ولى پیشوایان ما به ما گفته‌اند: حالا که باید بر خاک سجده کرد بهتر که آن خاک از خاک تربت شهیدان باشد؛ اگر بتوانید، از خاک کربلا براى خود تهیه کنید که بوى شهید مى‌دهد؛ یعنى تو که خدا را عبادت مى‌کنى سر بر روى هر خاکى بگذارى نمازت درست است؛ ولى اگر سر بر روى آن خاکى بگذارى که تماس کوچکى، قرابت کوچکى، همسایگى کوچکى با شهید دارد و بوى شهید مى‌دهد، اجر و ثواب تو صد برابر مى‌شود.[20]

اعتقاد به تربت

روایت است که: عبدالله بن ابى یعفور به خدمت حضرت صادق(ع) عرض کرد که یک شخص از خاک قبر امام حسین(ع) برمى‌دارد و منتفع مى‌شود و دیگرى برمى‌دارد و منتفع نمى‌شود؛ فرمود که نه والله هر که بردارد و اعتقاد داشته باشد که به او نفع مى‌بخشد، البته منتفع مى‌شود.[21]

محدوده تربت

از ابوحمزه ثمالى روایت است که: عرض کردم به حضرت صادق(ع) که مى‌بینم اصحاب ما مى‌گیرند خاک قبر امام حسین(ع) را و طلب شفا از آن مى‌کنند آیا شفا در آن هست فرمود که طلب شفا مى‌توان کرد از خاکى که بردارند از میان قبر تا چهار میل‌.[22] از امام صادق(ع) روایت شده «حَرِیمُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ(ع) خَمْسُ فَرَاسِخَ مِنْ أَرْبَعَةِ جَوَانِبِ الْقَبْر».[23] حریم قبر امام حسین از هر طرف 5 فرسخ می‌باشد و در روایت دیگری از آن حضرت‌ آمده است «حَرِیمُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ(ع) فَرْسَخٌ فِی فَرْسَخٍ فِی فَرْسَخٍ فِی فَرْسَخٍ.[24] حریم قبر امام حسین، یک فرسخ در یک فرسخ در یک فرسخ در یک فرسخ است.

دعا خواندن هنگام استفاده از تربت

روایت شده که: هر گاه یکى از شما خواهد که بردارد تربت را به اطراف انگشتان بردارد و قدر آن مثل نخود است، پس ببوسد آن را و بر هر دو دیده گذارد و بر سایر بدن بمالد و بگوید: اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّ مَنْ حَلَّ بِهَا وَ ثَوَى فِیهَا وَ بِحَقِّ جَدِّهِ وَ أَبِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَخِیهِ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَ بِحَقِّ الْمَلَائِکَةِ الْحَافِّینَ بِهِ إلَّا جَعَلْتَهَا شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ بُرْءاً مِنْ کُلِّ مَرَضٍ وَ نَجَاةً مِنْ کُلِّ آفَةٍ وَ حِرْزاً مِمَّا أَخَافُ وَ أَحْذَر.[25]

نیز روایت شده که: هر گاه تربت را بخورى یا به کسى بخورانى بگو: بِسْمِ اللَّهِ وَ بَاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقاً وَاسِعاً وَ عِلْماً نَافِعاً وَ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ إِنَّکَ عَلى‌ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیر[26]

در ورایتی دیگر از امام صادق(ع) آمده است هر گاه تربت را برداشتی و در دهانت گذاشتی بگو خدایا از تو سوال می‌کنم به حق این تربت و به حق فرشته‌ای که آن را قبض نمود ... و به حق امامی که در آن قرار گرفته درود فرست بر محمد و آل محمد و قرار بده برای من در آن شفایی نافع و روزی فراخ و امان از هر خوفی و هراسی و دردی.»[27]

گذاشتن تربت با میت در قبر نیز مستحب است. هم‌چنین نوشتن کفن با تربت نیز مستحب است.[28]

مقاله

نویسنده یدالله حاجی‌زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS