دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توجه به نزديک شدن اجل

حضرت، آيه‌ مبارکه‌ سوره‌ جمعه را تلاوت کردند که «قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادةً فَيُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ»(2) و در ذيل آيه مي‌فرمايند
توجه به نزديک شدن اجل
توجه به نزديک شدن اجل

جرعه هاي معرفت - شرح حديث معصومين (ع) در کلام رهبر انقلاب

في الکَافِي عَنِ الصّادِقِ (عَلَيهِ‌السّلام)(1) «إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيکُمْ» إلَي قوله «تَعْمَلُونَ»

حضرت، آيه‌ مبارکه‌ سوره‌ جمعه را تلاوت کردند که «قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادةً فَيُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ»(2) و در ذيل آيه مي‌فرمايند که:

قال يُعَدُّ السِّنِين؛ زندگي انسان اول به سال شمرده مي‌شود؛ [مي‌گويند] آقا! [فلاني] چند سالش است؟ چهل سال، پنجاه سال، هفتاد سال. سال‌ها شمرده مي‌شود.

ثم يُعَدُّ الشُّهُور؛ بعد انسان به مرحله‌اي از بيماري يا فرتوتي مي‌رسد که ماه‌ها را مي‌شمرند؛ ديگر بحث سال نيست؛ بحث ماه است. گاهي پزشک به کسي مي‌گويد که آقا! شما شش ماه ديگر زنده هستيد، چهار ماه ديگر زنده هستيد. ماه‌ها را مي‌شمرند.

ثُمَّ يُعَدُّ الأيّام؛ بعد به مرحله‌اي مي‌رسد انسان که ديگر ماه هم مطرح نيست؛ بحث اين نيست که به ماه بعد برسد؛ بحث سر روز است. ده روز مانده، پنج روز مانده، پانزده روز مانده، اين‌جوري محاسبه مي‌کنند.

ثُمَّ يُعَدُّ السّاعَات؛ بعد حال انسان به جايي مي‌رسد که ديگر روز هم معني ندارد؛ در شرف رفتن است؛ ساعت‌ها را مي‌شمرند. پنج ساعت مانده، سه ساعت مانده، اين‌جوري گذر زمان زندگي انسان را حساب مي‌کنند.

ثُمَّ يُعَدُّ النَّفَس؛ بعد نفس‌ها شماره مي‌شود. انسان در آن نفس‌هاي آخر مي‌فهمد و مي‌بيند که اين نفس‌ها ديگر دارد شمرده مي‌شود و از کسي هم در آن دور و بر کاري ساخته نيست.

اين را بايد به‌ عنوان تذکر همه‌ ما به ياد داشته باشيم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

?) الشافي، ص ???: [قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع):.... يَعُدُّ السِّنِينَ، ثُمَّ يَعُدُّ الشُّهُورَ، ثُمَّ يَعُدُّ الْأَيَّامَ، ثُمَّ يَعُدُّ السَّاعَاتِ، ثُمَّ يَعُدُّ النَّفْسَ:«فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُون‌». امام صادق(ع) پس از قرائت آيه 8 سوره جمعه فرمود: [مرگ] سالها را مي‌شمرد؛ سپس ماه‌ها را مي‌شمرد؛ سپس ساعات را مي‌شمرد؛ سپس نفس‌ها را مي‌شمرد «پس هنگامي که أجلشان سر رسيد، نه [مي‌توانند] لحظه‌اي به تأخير اندازند و نه پيشي گيرند.»]

?) سوره‌ جمعه، آيه‌ ?: بگو: بى‌ترديد آن مرگى که از آن مى‌گريزيد با شما ملاقات خواهد کرد، سپس به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانده مى‌شويد، پس شما را به آنچه (در دنيا) عمل مى‌کرديد آگاه خواهد نمود.

* شرح حديث در ابتداي درس خارج، 12/2/94.

* پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب.

 

روزنامه کيهان

تاريخ انتشار: يکشنبه 5 آذر ماه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS