دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حجاب و فلسفه آن

شایسته نیست یک زن مسلمان روسری و مقنعه و لباس هایی بپوشد که چیزی از بدن او را نپوشاند.
حجاب و فلسفه آن
حجاب و فلسفه آن

حجاب و فلسفه آن

قال الصّادقُ(ع):«لایصلحُ لِلمَرأَهِ المُسلِمَهِ أَن تَلبَسَ مِنَ الخُمُرِ وَ الدُّرُوعِ الَّتِی لاتُوَارِی شَیئاً»(مکارم الاخلاق،ص93)

بی‌تردید جامعه‌ای که در آن زن و مرد در آن از روابط سالم و خوبی برخوردار باشند و ارزش‌های الهی و انسانی در آن حاکم باشد، چنین جامعه‌ای به اعتلای خود خواهد رسید و در جامعه‌ای که بی‌بند و باری، بی‌عفّتی و هرزگی رواج داشته باشد، قطعاً مسیر چنین جامعه‌ای انحطاط و سقوط خواهد بود؛ در این زمینه، حجاب، یکی از راه‌کارهای تحقّق عفّت و روابط سالم در جامعه است که در درجه اوّل به‌نفع خود زن است. خداوند در قرآن ضمن دستور به پیامبر(ص) در مورد حفظ و رعایت حجاب، آن‌را عاملی برای حفظ زن از آزار دیگران برشمرده است:

«یا أَیهَا النَّبِی قُل لأزواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ المُؤمِنِینَ یدنِینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلابِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدنى‌ أَن یعرَفنَ فَلا یؤذَینَ»[1]

اى پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [روسرى‌هاى بلند] خود را بر خویش فرو افکنند، این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.

حضرت علی(ع) نیز در سفارش خود به امام حسن(ع) ضرورت حجاب را عاملی برای حفظ و سلامتی آنان برمی‌شمارند:

«و اکفُف علیهِنّ مِن أبصَارِهِنّ بحِجَابِک إیاهُنّ، فإنَّ شدّهَ الحِجَابِ أبقی علیهِنّ»

در پرده حجاب نگاهشان‌دار، تا نامحرمان را ننگرند؛ زیراکه سخت‌گیرى در پوشش، عامل استوارى آنان است‌.[2]

روزی اسماء به خانه پیغمبر اکرم(ص) آمد در حالی‌که جامه‌های نازک و بدن‌نما پوشیده بود پیامبر اکرم(ص) روی خود را از او برگرداند و فرمودند:

«یا أسمَاء إنّ المَرأهَ إذا بَلَغتِ المَحِیضَ لم تَصلح أن یُری مِنها إلاّ هذا و هذا؛ و أشارَ إلی کَفِّه و وَجهِه»

ای اسماء زمانی‌که زن به حد بلوغ رسید، سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود مگر این و این؛ اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پائین دست خودش.[3]

اسلام مى‌گوید کامیابی‌هاى جنسى، اعم از آمیزش و لذت‌گیری‌هاى سمعى و بصرى و لمسى، مخصوص به همسران و غیر از آن گناه و مایه آلودگى و ناپاکى جامعه است.[4]

امام رضا(ع) در روایتی بی‌حجابی را عاملی برای فساد و افتادن به گناه معرفی می‌کنند:

«حُرِّمَ النَّظَرُ إِلَى شُعُورِ النِّسَاءِ المَحجُوبَاتِ بِالأَزوَاجِ وَ غَیرِهِنَّ مِنَ النِّسَاءِ لِمَا فِیهِ مِن تَهْییجِ الرِّجَالِ وَ مَا یدعُو التَّهییجُ إِلَى الفَسَادِ وَ الدُّخُولِ فِیمَا لا یحِلُّ وَ لا یحمل [یجمُلُ وَ کَذَلِکَ مَا أَشبَهَ الشُّعُور...] »[5]‌

نگاه به موی زنان نامحرم شوهردار و غیر آنها حرام است؛ چراکه این نگاه‌ها باعت تحریک و تهییج مردان می‌شود و این باعث فساد و تباهی و افتادن در آنچه که حلال نیست می‌شود [و در این حکم نگاه به غیر از مو نیز همینگونه است...]

بنابراین حجاب، راه‌کاری اساسی برای پاسداشت ارزش‌های والای انسانی و مقابله با ترویج فساد و تباهی است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS