دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حضرت عیسی(ع) فرمود:

گناهان کوچک و ناچیز از دام های شیطان است،... (تحف العقول، ص1134)
حضرت عیسی(ع) فرمود:
حضرت عیسی(ع) فرمود:

قال عیسی(ع): «إِنَّ صِغَارَ الخَطَایَا وَ مُحَقَّرَاتِهَا لَمِن مَکَایِدِ إِبلِیسَ، یُحَقِّرُهَا لَکُم وَ یُصَغِّرُهَا فِی أَعیُنِکُم فَتَجتَمِعُ فَتَکثُرُ وَ تُحِیطُ بِکُم»‌

گناهان کوچک و ناچیز از دام‌هاى شیطان است، آنها را در نظرتان خرد و بى‌مقدار جلوه دهد تا گرد آید و زیاد شود و اطرافتان را بگیرد.

حضرت عیسی(ع)

حضرت عیسی(ع) از پیامبران بزرگواری است، که نامش بارها در قرآن کریم آمده ‌است و در بیشتر آیاتی که ذکری از آن حضرت به‌میان آمده، نامش با فضیلت و عظمت همراه است و با عنوان‌هایی چون عبدالله، کلمه خدا، روح خدا، تأیید‌شده به روح‌القدس و سایر اوصاف مفتخر شده است. در 45 جای قرآن با نام عیسی(ع) و در یازده جا با لقب مسیح از آن حضرت یاد شده و در مجموع در سیزده سوره، داستان آن حضرت آمده است. در قرآن این‌گونه وارد شده که مادرش مریم دختر عمران یکی از زنان برگزیده و پاکدامن عالم است که به مقام قرب خداوند نائل گشته، عبادت و خدمتش به پیشگاه خداوند پذیرفته شده، بی‌حساب و بدون وسیله از جانب خداوند روزی‌اش می‌رسید؛ فرشتگان الهی و در رأس آنها جبرائیل بر او نازل شده و او را به ولادت فرزندش مسیح مژده دادند.[1] در روایات نیز مریم به‌عنوان یکی از چهار زن برگزیده بهشتی معرّفی شده است. پیامبر اکرم (ص) در این‌باره می‌فرمایند:

«أفضلُ نساءِ الجنََّهِ خَدیجهُ بنتُ خُوَیلِدٍ و فاطمهُ علیهاالسّلام بنتُ محمّدٍ صَلّی‌اللَّه علیه و آله و مریمُ بنتُ عمرانَ و آسیةُ بنتُ مُزاحِمٍ امرأهُ فرعونَ»

خدیجه دختر خویلد، و فاطمه‌ دختر محمّد، و مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون بهترین زنان بهشت هستند.[2]

به حضرت عیسی کلمه خدا گفته می‌شود، به این دلیل است که به لفظ کُن بدون پدر آفریده شد، یا به این دلیل که پیامبران پیش از او آمدنش را بشارت دادند و یا به‌خاطر این است که خداوند به‌واسطه کلام و سخنان او مردم را هدایت کرد. به او مسیح گفته می‌شود، به این جهت که از جانب خداوند به میمنت و برکت و پاکی از گناهان مسح شده بود، یا به این دلیل که او را بعد از ولادت به روغن زیت مسح کردند، یا اینکه جبرائیل بعد از ولادت حضرت عیسی(ع) بال خود را بر آن حضرت مالید تا او را از شرّ شیطان حفظ کند، یا اینکه دست بر سر یتیمان می‌کشید و یا برای اینکه به مسح آن حضرت، کوران بینا می‌شدند و بیماران شفا پیدا می‌کردند.[3]

مورّخان عموماً نوشته‌اند حضرت عیسی (ع) در سی سالگی، نبوّت خود را اظهار کرد و این قول موافق با برخی از اناجیل موجود است؛ برخی هم گفته‌اند که در سنّ سی سالگی فرشته وحی بر او نازل و دوره نبوّت و رسالتش آغاز گردید ولی در پاره‌ای از روایات اهل‌بیت آمده که آن حضرت در سنّ هفت یا هشت سالگی نبوّت خود را اظهار نمود؛ بلکه در برخی از روایات اظهار نبوّت حضرت عیسی(ع) و حضرت یحیی(ع) در کودکی دلیل بر امامت امامان بزرگواری مانند حضرت جواد(ع) که در سنّ کودکی به امامت رسیده‌اند، دانسته شده و به آن استشهاد کرده‌اند. نقل شده که راوی می‌گوید من در نزد امام هشتم در خراسان ایستاده بودم، شخصی به آن حضرت عرض کرد: ای آقای من اگر پیشآمدی روی داد (و شما از دنیا رفتید) ما به چه کسی مراجعه کنیم؟ (و امام بعد از شما کیست؟) امام فرمودند: به فرزندم ابی‌جعفر(حضرت جواد). در اینجا مثل اینکه آن شخص سنّ ابی‌جعفر را کم دانست (و تعجب کرد) پس حضرت رضا(ع) فرمودند: خدای تبارک و تعالی، عیسی(ع) را به رسالت، پیغمبری و شریعت تازه‌ای برانگیخت در سنّی کمتر از آنچه ابی‌جعفر در آن است.

آنچه از قرآن کریم نیز از عیسی(ع) حکایت می‌کند که در زمان کودکی گفت: من بنده خدایم و خداوند به من کتاب داده و مرا پیغمبر قرار داد،[4] مؤید همین قول است. به هر حال گفتار آن دسته که گفته‌اند حضرت عیسی در سنّ سی سالگی به نبوت مبعوث شده از نظر قرآن و روایات شاهد و دلیلی ندارد؛ بلکه از نظر قرآن و روایات، آن بزرگوار در سنین کودکی به مقام نبوت و رسالت رسیده است.[5]

از حضرت عیسی(ع) توصیه‌ها و موعظه‌های زیبایی رسیده که بسیار آموزنده است. روزی اصحاب و یاران گرد او جمع شده بودند و به او گفتند: ای معلّم خوبی‌ها! به ما نصیحتی کن. ایشان در ضمن جملاتی به اصحاب و یاران خود خطر گناه را در زندگی گوشزد کرده و می‌فرماید که اندیشه گناه نیز خالی از تأثیر نیست، ایشان به اصحاب و حواریّون خود می‌فرمایند:

«إنّ موسى أَمَرَکُم أن لا تَزنُوا و أنا آمُرُکُم أن لاتُحَدّثُوا أنفُسُکُم بالزّنا فَضلاً أن تَزنُوا فإنّ مَن حَدَّثَ نَفسَهُ بالزّنا کان کَمَن أوقَدَ فی بیتٍ مُزَوّقٍ فأفسَدَ التَّزاوِیقَ الدّخانُ و إن لَم یَحترِقِ البیتُ»[6]

به‌درستی که موسی به شما دستور داد زنا نکنید و من به شما دستور می‌دهم که حتی فکر گناه و اندیشه زنا را به خود راه ندهید؛ تا چه رسد به اینکه مرتکب زنا شوید؛ چراکه اندیشه و فکر زنا، درست مثل این است که کسی در یک عمارت و ساختمان زیبا، آتش روشن کند اگر چه خانه آتش نگیرد، ولی دود، نقش و نگار خانه را از بین می‌برد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS