دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حکمت 297 نهج البلاغه : نگهدارندگى اجل

حکمت 297 نهج البلاغه به موضوع "نگهدارندگى اجل" می پردازد.
No image
حکمت 297 نهج البلاغه : نگهدارندگى اجل

متن اصلی حکمت 297 نهج البلاغه

موضوع حکمت 297 نهج البلاغه

ترجمه مرحوم فیض

ترجمه مرحوم شهیدی

شرح ابن میثم

ترجمه شرح ابن میثم

شرح مرحوم مغنیه

شرح شیخ عباس قمی

شرح منهاج البراعة خویی

شرح لاهیجی

شرح ابن ابی الحدید

شرح نهج البلاغه منظوم

متن اصلی حکمت 297 نهج البلاغه

297 وَ قَالَ عليه السلام مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ

موضوع حکمت 297 نهج البلاغه

نگهدارندگى أجل

(اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: اجل، نگهبان خوبى است.«»

ترجمه مرحوم فیض

297- امام عليه السّلام (در باره زناء) فرموده است 1- غيرت دار و جوانمرد هرگز زناء نكند (چون نمى پسندد كه با اهلش زناء كنند غيرت و جوانمرديش اجازه نمى دهد كه با زنى كه باو حرام است هم بستر شود).

( . ترجمه وشرح نهج البلاغه(فیض الاسلام)، ج 6 ، صفحه ی 1232)

ترجمه مرحوم شهیدی

305 [و فرمود:] غيرتمند هرگز زنا نكند.

( . ترجمه نهج البلاغه شهیدی، ص 416)

شرح ابن میثم

289- و قال عليه السّلام:

مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ

المعنى

أى ألبتّه. و ذلك أنّ الغيور الحقّ إذا همّ بالزنا تخيّل مثل ذلك في نفسه من الغير فيعارض خياله داعيه فيحجم عنه.

( . شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 5، ص 397)

ترجمه شرح ابن میثم

289- امام (ع) فرمود:

مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ

ترجمه

«آدم غيرتمند هرگز مرتكب زنا نشود».

شرح

قطّ، يعنى به طور قطع. توضيح آن كه شخص غيرتمند واقعى، هنگامى كه تصميم به زنا مى گيرد، نظير آن را در باره خودش تصوّر مى كند، پس خيالش با انگيزه زنا معارضه مى كند، و در نتيجه از آن خوددارى مى ورزد.

( . ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 5، ص 672)

شرح مرحوم مغنیه

305- ما زنى غيور قط.

المعنى

من وطأ فراش غيره وطأ الناس فراشه، و من زنى بنسائهم زنوا بنسائه. قال ابن أبي الحديد: «و لو في عقب عقبه، و قد جرّب هذا فوجد حقا».

و تقدم الكلام عن ذلك في الحكمة 251.

( . فی ضلال نهج البلاغه، ج 4، ص 399 و 400)

شرح شیخ عباس قمی

شرح منهاج البراعة خویی

(294) و قال عليه السّلام: ما زنى غيور قطّ.

المعنى

(غيور) يدلّ على المبالغة في الغيرة، و هي النفرة عن هتك العفّة و المقاربة مع الأجنبية، فاذا كانت بالغة في الانسان إلى حدّ كمالها تدعوه إلى النفرة عن ارتكاب الزنا كما تدعوه الى النفرة عن مقاربة الأجنبي مع حريمه المختصّ به، خصوصا بالنظر إلى رابطة الاخوّة الدينيّة الّتي تدعو إلى أن يكره لأخيه المؤمن ما يكرهه لنفسه، و يذبّ عن حريمه كما يذبّ عن حريم نفسه.

الترجمة

فرمود: غيرتمند هرگز پيرامون زنا نگردد.

  • مرد غيرتمند دور است از زنا چون كه غيرتمند باشد پارسا

( . منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج 21، ص 395)

شرح لاهیجی

(341) و قال (- ع- ) ما زنى غيور قطّ يعنى و گفت (- ع- ) كه زنا نكرده است هرگز مرد غيرتمند در عرض خود غيرتمند در عرض غير است و بى غيرت در عرض خود بيغيرت در عرض غير است

( . شرح نهج البلاغه نواب لاهیجی، ص 320)

شرح ابن ابی الحدید

311: مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ

قد جاء في الأثر من زنى زني به و لو في عقب عقبه

- . و هذا قد جرب فوجد حقا- و قل من ترى مقداما على الزنا- إلا و القول في حرمه و أهله و ذوي محارمه كثير فاش- . و الكلمة التي قالها ع حق- لأن من اعتاد الزنا- حتى صار دربته و عادته و ألفته نفسه- لا بد أن يهون عليه حتى يظنه مباحا أو كالمباح- لأن من تدرب بشي ء و مرن عليه- زال قبحه من نفسه- و إذا زال قبح الزنا من نفسه- لم يعظم عليه ما يقال في أهله- و إذا لم يعظم عليه ما يقال في أهله- فقد سقطت غيرته

( . شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید) ج 19، ص 211)

شرح نهج البلاغه منظوم

[296] و قال عليه السّلام:

ما زنى غيور قطّ.

ترجمه

غيرتمند هرگز بزنا نيفتد (و با زن ديگرى هم بستر نشود، چون دست مكافات بالاخرة ديگرى را با زنش هم بستر خواهد كرد).

نظم

  • هر آن مرديكه خون گرم و غيور استز غيرت از زنا و فسق دور است
  • زنا را از زنش چون بر نتابدبجز در بستر خود خوش نخوابد
  • زنا بر مرد با غيرت حرام است مسلمان دور از اين بد مرام است
  • خدا را گر مسلمان نام ما شدزنا شايع ميان ما چرا شد
  • چرا در پاى تخت ملك ايران زنان عريان خرامان در خيابان
  • عيان ز آنان رخ و سينه است و رانستز پيشان فوج شهوتران روان است
  • برمز و غمزو با انگشت و ابرو جوانان را كشانندى بهر سو
  • جوانان را نه درك خون غيرتز زنها كرده غارت گنج عفّت
  • بهر سو دختران را مى كشانند وز آنها كام دلها مى ستانند
  • پدر آگه ز حال دختر خويشدل از بى غيرتى نارد به تشويش
  • بكار خانمش دانا است شوهر كه در بستر بغير او است همسر
  • بحال خويش او را مى گذاردبابرو چين ز ديّوثى نيارد
  • خود اين بى غيرتى از گوشت خوك است كه ستخوانها ورك بيخون و پوك است
  • خداوندا تو اين ملّت تلف كنز دنيا فاسقان را بر طرف كن
  • بده اذن و رسان مهدىّ موعود كز اين مردم رساند بر فلك دود
  • زند پا برتك اسب سوارىكشد اين خلق را در رستگارى

( . شرح نهج البلاغه منظوم، ج 10، صفحه ی 82 و 83)

منبع:پژوهه تبلیغ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS