دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خطرات ناشی از ظهور جنبش های نوپدید دینی

از زمان ظهور جنبش‌های نوپدید دینی که در ایران با اسامی و عناوین مختلفی چون عرفان‌های کاذب، نوظهور و غیره از آن یاد می‌شود، با جاذبه‌های گوناگونی خود، توانسته‌اند افرادی را به خود جذب کنند.
خطرات ناشی از ظهور جنبش های نوپدید دینی
خطرات ناشی از ظهور جنبش های نوپدید دینی
نویسنده: سید علی اصغر میرخلیلی

از زمان ظهور جنبش‌های نوپدید دینی که در ایران با اسامی و عناوین مختلفی چون عرفان‌های کاذب، نوظهور و غیره از آن یاد می‌شود، با جاذبه‌های گوناگونی خود، توانسته‌اند افرادی را به خود جذب کنند. آنچه که مسلم است، عضویت در این جنبش‌ها و فرقه‌ها در کشور ایران به مرحله بحران نرسیده است، اما صرف حضور یک ناهنجاری و انحراف اجتماعی در یک کشور اسلامی با درصد ناچیزی، خود نشان دهنده خطر این عرفان‌ها باشد. به همین منظور شاید با نشان دادن پیامدها و خطرات ناشی از این عرفان‌ها بتوان، اهمیت بررسی این عرفان‌ها را به منظور شناخت و ارائه راهکار برای مقابله با خطرات ناشی از آن پرداخت. خطرات این جنبش‌ها در غرب نیز به حدی بوده است که به منظور کاهش و از بین بردن آثار و پیامدهای آنها، در اوایل دهه 1970 شاهد رشد جنبش‌های فرقه ستیز (‌anti- cult‌ ) هستیم که نسبت به پیامدها و خطرات این جنبش‌ها هشدارهایی به مردم و نهادهای مسئول می‌دادند. ما در این مقاله سعی در بررسی بعضی از پیامدها و خطرات ناشی از ظهور و گسترش این عرفان‌های نوظهور هستیم..جامعه شناسان در بررسی این جنبش ها، خطرات ناشی از آنها را به سه دسته کلی تقسیم می‌کنند و بخاطر سه خطر واتهام عمده؛ ضد خود بودن (‌Ant- self‌ )، ضد خانواده بودن ‌Anti-Family‌ و ضد جامعه بودن ‌Anti-Society‌ در روانشناسی، افکار عمومی، رسانه‌ها و دادگاه هایی و مجامع حقوقی عموما نگاه منفی نسبت به آنها وجود دارد و سعی در کنترل و مقابله با آنها هستند.یکی از پیامدهای این عرفان‌ها این است که عموما کسانی به این عرفان‌ها جذب می‌شوند، موظف به تجربه کردن موقعیت‌ها و رفتارهایی هستند، که از نظر روانشناسی این امر به شخصیت انسان ضربه می‌زند و باعث از بین رفتن شان انسان می‌شود.در این جنبش‌ها و عرفان‌ها بیش از اینکه به مقام انسان و اختیار وی بها داده شود، شخصی که به عضویت این عرفان‌ها در می‌آید، تحت کنترل و نظر رهبری کاریزماتیک می‌باشد که بر تمامل اعمال و رفتار فرد تسلط دارد. چنانچه الین بارکر در تبیین این جنبش‌های نوپدید دینی، معتقد است یک بنیانگذار یا رهبر با کاریزماتیک می‌داند؛ به این معنی که او (که گاهی یک زن است) در قید و بند هیچ سنت و قانونی نیست و حتی هوادارانش برای او این حق را قائلند که درباره تمامی امور زندگی آن‌ها حکم صادر کند و اینکه با چه کسی ازدواج کنند؟ بچه داشته باشند یا خیر؟ چه کاری را پیشه خود سازند؟ چه نوع پوششی داشته باشند؟ چه غذایی بخورند؟ کجا زندگی کنند؟ و حتی شاید این‌که باید زندگی کنند یا خیر؟

بنابراین با وجود چنین فردی، دیگر عزت نفس که یک نیاز اولیه برای انسانهاست و نقش آن در زندگی انسان بسیار مهم و چشمگیر می‌باشد، عملانادیده گرفته می‌شود. در حالی که در عرفان اسلامی و منابع اسلامی بر داشتن عزت نفس بسیار تاکید شده است، اما در این عرفان‌ها شخص گرونده به این عرفان ها، باید از عقاید آنها به عنوان یک مانیفیست پیروی کند و یک فرد کاملامطیع رهبری که در راس آن فرقه وجود دارد، باشد.دومین خطر ناشی از عرفان‌های کاذب و جنبش‌های نوپدید، تهدید کانون خانواده است. وقتی که فردی به یکی از این جنبش‌ها می‌پیوندد در واقع سبک زندگی خود را تغییر می‌دهد که در نهایت به تخریب کانون خانواده می‌شود. به همین دلیل گاهی در میان جنبش‌های ضدفرقه‌ای، والدینی هستند که به شدت دلواپس و نگران از دست دادن فرزندان خود در صورت عضویت آنها در یکی از این جنبش‌ها هستند. در این عرفان‌ها عملاافراد عضو، به تغییر نوع نگاهشان نسبت به عشق ورزی و زندگی زناشویی ترغیب می‌شوند.برای نمونه یکی از مهمترین اصولی که اشو به شدت بر آن تاکید دارد، اصل عشق و عشق ورزی است و در واقع عشق عصاره پیام اشو است[1]. اشو برای ترویج عشق، محبت زن و شوهر را نادیده می‌گیرد. وی می‌گوید: « نمی‌گویم اگرزنی را دوست داری با او زندگی مکن. با او باش اما نسبت به عشق وفادار بمان. یعنی از همان لحظه‌ای که احساس می‌کنید از چیزی خوش تان نمی‌آید و آن چیز جاذبه اش را از دست داده است و شما را خوشحال نمی‌کند از آن دست بردارید (ولو آن چیز همان زنی باشد که قبلاً او را دوست داشته‌اید) فقط بگویید متاسفم»[2]. لذا در تعالیم اشو، محبت زن و شوهری نمی‌تواند پایدار بماند و نمی‌توانند تا آخر به هم عشق بورزند؟ چرا به این محبت، نتوان رنگ ملکوتی داد؟ او محور محبت زن و شوهر را، هوا و هوس طرفین می‌داند که ناپایدار و تنوع طلب است.به همین علت هم، وی زندگی جمعی و کمون را به عنوان جایگزین خانواده پیشنهاد می‌دهد.شاید بتوان تاثیر این جنبش‌ها بر خانواده را با نشان دادن نرخ فزاینده طلاق در میان افراد عضو این جنبش‌ها نشان داد. در حالی که در تعالیم اسلامی و قرآن کریم، خانواده مهمترین بخش زندگی افراد است مکانی که در آن زن و شوهر در کنار یکدیگر به آرامش رسیده و کانونی گرم برای تربیت نسل آینده فراهم میکنند. در آیه 21 سوره روم به این امر اشاره شده که زن و شوهر در کنار یکدیگر به آرامش می‌رسند. ( وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَة): و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خود شما برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد.

(سومین خطر و پیامد کلی این جنبش‌ها، ضد جامعه بودن این جنبش‌ها است. این جنبش‌ها عموما در پی کنار زدن هنجارهای پذیرفته شده جامعه هستند و لذا یک عامل تخریبی نسبت به جامعه می‌باشند. این جنبش‌ها با تبلیغ تجمل‌گرایی، مصرف زدگی، دامن زدن به روحیه تکاثر و غیره باعث کمرنگ کردن ارزش‌های اخلاقی در جامعه می‌شوند.

مقاله

نویسنده سید علی اصغر میرخلیلی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS