دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خلوت در متن جامعه

ورها کن کسانی را که آیین (فطری) خود را بازیچه وسرگرمی قرار دادند، و زندگی دنیا ، آنها را مغرور ساخته … (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
خلوت در متن جامعه
خلوت در متن جامعه

خلوت در متن جامعه

قرآن کریم خلوت را چنین تبیین می‌کند که در عین حال که با دیگران هستی و در کارهای روز مرّه شناوری، در کار باطل مردم شرکت نکن؛ و این شناوری در مسائل اجتماعی و شئون جامعه تو را به خود مشغول نکند تا کوله باری از «خاطرات» را به همراه داشته باشی و شب، هنگام نماز مزاحم تو باشند. بنابراین، همواره صبغه الهی و فراطبیعی به مردم بده ولی از مردم صبغه طبیعی نپذیر. ممکن است انسان در متن جامعه به سر ببرد؛ اما در عین حال که رنگ می‌دهد رنگ هم بپذیرد و در نتیجه خاطرات روز، چنان او را مشغول کند که هنگام سحر با تلّی از خاطرات با خدا سخن بگوید که قهراً نماز شب او نیز مانند نماز روز، «پر خاطره» می‌شود، ولی وجود مبارک پیغمبر ‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) که مأمور بود در متن جامعه زندگی کند، موظّف بود به مردم »صبغه الهی» بدهد که بهترین صبغه هاست: ﴿ صبغة الله ومن أحسن من الله صبغة ﴾[1] و از مردم رنگی نپذیرد و «ز هرچه رنگ تعلّق پذیرد» آزاد باشد. از این رو ذات اقدس خداوند ضمن این که شناوری روز پیامبر را تشریح کرد و فرمود با مردم باش، در آیاتی چند از آن حضرت خواست تا از مردم رنگ نپذیرد؛ مانند:
1ـ ﴿ واهجرهم هجراً جمیلاً ﴾[2]؛ از خُلق و خوی این مردم فاصله بگیر.
2ـ ﴿ وذر الذین اتخذوا دینهم لعباً ولهواً وغرّتهم الحیوة الدنیا ﴾[3]؛ کسانی را که دینشان را به بازیچه گرفته‌اند و دنیای نیرنگ باز، آنها را به فریب سرگرم کرده است رها کن؛ زیرا سخن در آنان اثر نمی‌کند و هم نشینی آنان زیانبار است؛ یعنی، رسول اکرم ‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) در عین حال که در متن جامعه به سر می‌برد، امور دنیایی را به دل راه نمی‌دهد.

3ـ ﴿ قل الله ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون ﴾[4]؛ بگو خدا، و دیگران را در کارشان رها کن؛ زیرا آنان دارند در گرداب طبیعت غرق می‌شوند؛ یعنی، تا آخرین لحظه به فکر درمان و نجات آنها باش، ولی اگر آنها به پیام تو که منادی غیب و نجات انسانها هستی گوش ندادند، آنان را رها کن. این در حقیقت، خلوت کردن یعنی در بین مردم بودن ولی با مردم نبودن و با خواسته های نامعقول آنان هماهنگ نشدن است.

4ـ ﴿ وإذا رأیت الذین یخوضون فی ایاتنا فأعرض عنهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره ﴾[5]؛ گروهی را که درباره آیات الهی به یاوه سرایی و بیهوده گویی سرگرمند، رها کن تا وارد مطلب دیگر شوند.

این آیات نشان می‌دهد که وجود مبارک پیغمبر ‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) که اسوه سالکان کوی حق است موظّف است در متن جامعه به سر ببرد و از خلق خدا و خدمت به آنان انزوا حاصل نکند، اما از رذایل اخلاقی و دنیا منزوی باشد؛ زیرا انزوا از چیزی که انسان را از خدا باز می‌دارد فضیلت است؛ اما خدمت به خلق خدا برای تأمین رضای الهی، عبادت محسوب می‌شود.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 262-263
    پی نوشت:
  • [1]. سوره بقره، آیه 138.
  • [2] . سوره مزمل، آیه 10.
  • [3] . سوره انعام، آیه 70.
  • [4] . سوره انعام، آیه 91.
  • [5] . سوره انعام، آیه 68.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS