دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دل هایی که با آن بشنوند

بصیرت یا بینش نوعی دید درونی است که با دید چشم ظاهری متفاوت است و اصلاً با چشم یا اندام‌های ظاهری بدن قابل دریافت نیست. بصیرت قوه و نیرویی قلبی است که به مدد نور الهی پدید آمده و حقیقت و باطن امور را- چنان که هست- درمی‌یابد، با دید بصیرت، انسان درست را از نادرست و حق را از باطل به آسانی...
No image
دل هایی که با آن بشنوند
دل‌هایی که با آن بشنوند دین - سید محسن موسوی آملی: بصیرت یا بینش نوعی دید درونی است که با دید چشم ظاهری متفاوت است و اصلاً با چشم یا اندام‌های ظاهری بدن قابل دریافت نیست. بصیرت قوه و نیرویی قلبی است که به مدد نور الهی پدید آمده و حقیقت و باطن امور را- چنان که هست- درمی‌یابد، با دید بصیرت، انسان درست را از نادرست و حق را از باطل به آسانی تشخیص می‌دهد. اهل بصیرت با امداد نیروی قدسی که به آنها عطا شده می‌شنوند و می‌اندیشند، نگاه می‌کنند و می‌بینند. از عبرت‌ها بهره می‌گیرند، آن گاه راه‌های روشنی را می‌پیمایند و بدین ترتیب از افتادن در پرتگاه‌ها و لغزشگاه‌ها در امان می‌مانند (شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی‌الحدید، ج 9، ص 158) درواقع بصیرت و بینش، نوری درونی است که شخص با آن نور، در میان مردم زندگی می‌کند، چنانکه قرآن کریم فرموده است: «و جعلنا له نورا یمشی به فی‌الناس» (انعام، آیه 122). و راه را از بیراهه و حقیقت را از امر غیرحقیقی بازمی‌شناسد و هم در گرفتن اطلاعات و داده‌ها درست گزینی می‌کند و هم در ارائه نظر و رأی درست‌گویی می‌کند و بنا به فرموده امام علی(ع) آن که بصیرت و بینش نداشته باشد، رأی او نادرست و بی‌ارزش است. (غرر‌الحکم و درر‌الکلم، ح 6548). بصیرت نوعی به کارگیری عقل در مسیر هدایت انسان و استفاده از روشنگری آن است. قرآن کریم با ترغیب به بینا کردن دل‌ها با نور عقل، آنهایی را که از این نیرو استفاده نمی‌کنند کوران واقعی معرفی می‌کند. خداوند می‌فرماید: آیا در زمین سیر نمی‌کنند تا صاحب دل هایی گردند که بدان تعقل کنند و گوش‌هایی که بدان بشنوند؟ زیرا چشم‌ها کور نمی‌شوند بلکه دل‌هایی که در سینه‌ها جای دارند کور می‌شوند (حج، آیه 46) و چه بی‌فایده است دیده سر هنگامی که دیده دل نابینا باشد. امام علی در این‌باره فرموده است: نظر البصر لایجدی اذا عمیت البصیره؛ هرگاه دیده بصیرت کور باشد، نگاه چشم سودی ندهد (غررالحکم و دررالکلم، ح 9972). آن کس که دیده بصیرت دارد، نگاه‌هایش به سوی خوبی‌ها کشانده شده و از بدی‌ها دور داشته می‌شود. دارنده بصیرت و بینش درونی پیش از آن که در پی عیب‌های دیگران باشد، عیب‌های خود را می‌جوید و می‌بیند و از گناهان و خطاهای خود دست می‌شوید. او می‌داند که دیده کور داشتن بهتر از دل کور داشتن است، بنابراین دیده بر نارواها بسته و نیز گوش‌ها را از شنیدنی‌های ناروا و پا را از رفتن به جایگاه‌های ناپسند و دست را از انجام کارهای ناشایسته و دل را از خطور خطا نگاه می‌دارد و اندیشه را از هرچه غیر خداست، پاک می‌کند. کسانی که با دیده بصیرت به عالم و عالمیان می‌نگرند از هر عاملی که موجب نابینایی دیده بصیرت و کوری آن می‌گردد پرهیز می‌کنند. اینان از غفلت‌ها و عوامل ایجاد غفلت دوری می‌ورزند؛ زیرا امام علی فرموده است: دوام الغفله یعمی البصیره؛ دوام یافتن غفلت موجب کوری بصیرت می‌گردد (غرر الحکم و دررالکلم، ح 5146).کسی که بصیرت الهی نصیبش شده است محبت دنیا را از دلش خارج می‌سازد که امام علی(ع) فرموده است: لحب الدنیا... عمیت القلوب عن نور البصیره؛ به خاطر دنیا دوستی، قلب‌ها از نور بصیرت کور شده اند (غررالحکم و دررالکلم، ح 4878).
روزنامه همشهری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS