دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دلايل جهنمی شدن

No image
دلايل جهنمی شدن

برگرفته از: 1- آشنايی با قرآن، شهيد مطهری(ره) ص169 تا 171

پرسش:

دلايل و اسبابي که موجب مي شود انسان در عذاب جهنم گرفتار آيد از منظر قرآن کريم چيست؟

پاسخ:

قرآن کريم پرسش و پاسخي را در ميان اصحاب اليمين و اصحاب الشمال در قيامت نقل مي کند که وقتي اينها (اصحاب اليمين) آنها (اصحاب الشمال) را در آن حال (جهنم و گرفتاری‌هاي آن) مي بينند، مي گويند: «ما سللکم في سقر» چه چيز شما را در اين جايگاه سخت قرار داده است؟ (مدثر - 42)

آنان مي دانند که بي جهت کسي به اينجا نمي آيد و کسي را نمي آورند. يک چيزي هست، عملي هست که انسان را به اينجا آورده است. آنها جوابي مي دهند که قرآن مخصوصا آن جواب را نقل مي کند، براي اينکه براي ديگران مايه تنبيه و بيداري باشد. چند مطلب (علت) را آنها مي گويند: آنها (اصحاب اليمين) در باغ هاي بهشت اند و سوال مي کنند از مجرمان (اصحاب الشمال): چه چيز شما را به دوزخ وارد ساخت؟! مي گويند: ما از نمازگزاران نبوديم و اطعام به مستمند نمي کرديم و پيوسته با اهل باطل همنشين و هم صدا بوديم. و همواره روز جزا را انکار مي کرديم (مدثر - 40 تا 46) چهار چيز ما را به اينجا آورد: اولين حرفي که مي زنند اين است که «لم نک من المصلين» ما از نمازگزاران نبوديم. از نمازگزاران نبوديم غير از اين است که ما نماز نمي خوانديم. يک مطلب بيشتري است. ممکن است انسان نماز بخواند، ولي در زمره نمازگزاران شمرده نشود، چون در آخرش جمله اي دارد که مي فرمايد: «و کنا نکذب بيوم الدين» که مضمون اين جمله ها با مضمون آنچه در سوره مبارک ماعون آمده است يکي مي شود: آيا کسي که روز جزا را پيوسته انکار مي کند ديدي؟! او همان کسي است که يتيم را با خشونت مي راند، و (ديگران را) به اطعام مسکين تشويق نمي کند، پس واي بر نمازگزاراني که در نماز خود سهل انگاري مي کنند! همان کساني که ريا مي کنند، و ديگران را از وسايل ضروري زندگي منع مي نمايند. (ماعون - 1 تا 7)

در آنجا هم مقصود از کساني که قيامت را تکذيب مي کنند، اين نيست که منکر قيامت اند، بلکه کساني که عملاً کارشان کار منکر قيامت است، ولو به لفظ مي گويند: قيامت را قبول داريم، به زبان مي آورند، ولي عملشان عمل قبول کننده قيامت نيست.

خيلي افراد نماز مي خوانند. در آنجا نمي فرمايد: «فويل لمن لم يصل» مي فرمايد: «فويل للمصلين، الذين هم عن صلاتهم ساهون» واي به حال گروهي از نمازگزاران که از نماز خود غافلند. اينجا هم «لم نک من المصلين» منحصر نيست به کساني که نماز نمي خواندند، بلکه مي گويند ما از نمازگزاران نبوديم. تيپ نمازگزاران تيپي هستند که حق نماز را (ادا می‌کنند). نماز به گردن انسان حق دارد.

يکي از حقوق نماز، احترام نماز است که نقطه مقابلش مي شود استخفاف نماز، يعني سبک شمردن نماز. اين که انسان نماز را سبک بشمارد (سبک) مي خواند و سبک می‌شمارد و به شکل امري که خيلي مهم نيست، تلقي مي کند. انسان را که «نماز خوان هست» از زمره نمازگزاران خارج مي کند، يعني به صورت آدمي درمي آيد که همان نمازش در روز قيامت دشمن و خصمش خواهد بود، چون دائماً نماز را تحقير و استخفاف مي کرده و به شانش بي اعتنايي مي کرده است.(1)

روزنامه كيهان، شماره 21544 به تاريخ 5/11/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS