دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دم را غنيمت بشمار

No image
دم را غنيمت بشمار

آدمی بايد دم غنيمت شمارد و وقت را از دست ندهد؛ يعنی بايد همه توجه و اهتمام خويش را معطوف حال کند. همين لحظه همان زمانی است که هميشه در انتظار آمدنش بود و نگذارد که از دست برود؛ زيرا آينده ای که در انتظارش است، همين دم و حال و لحظه ای است که در آن وقت می گذراند.

ممکن است انسان دو حالت داشته باشد: 1. نعمت ؛ 2. نقمت. يعنی همين الان که دم و وقت اوست، يا غرق نعمت است يا غرق نقمت.

البته بودن در اين دو حالت نعمت و نقمت هم می تواند بر اساس سنت الهی حاکم بر جان و جهان باشد؛ زيرا انسان در هر دو حالت يا 1. گرفتار آزمون و ابتلای الهی است؛ 2. يا گرفتار عذاب خداوندی است.

به اين معنا که به حکمت الهی و مصلحت و مشيت خداوندی شخص بايد آزمونی را از سر بگذراند تا ظرفيتی جديد پيدا کند و يا ادعای خودش را به اثبات برساند؛ يا آنکه گناه و خطايی کرده که سزاوار تنبيه است.

نعمت ها؛ وسيله امتحان يا عذاب

ممکن است گفته شود که درباره نقمت و بلا و مصيبت می توان مدعی شد که امتحان يا عذاب است؛ اما درباره نعمت چگونه می توان چنين ادعايی کرد؟ در پاسخ بايد گفت: نعمت‌های الهی نيز ممکن است از باب امتحان يا عذاب باشد؛ زيرا خداوند در آياتی از قرآن از جمله آيات 33 و 34 و 35 سوره زخرف بيان می کند که به کافران آن اندازه نعمت می دهد که خانه هايشان از زر و سيم باشد تا هرگز دست به دعا برندارند و نتيجه اعمال نيکی اگر دارند در همين دنيا بگيرند و تنها اين متقين هستند که در دنيا و به ويژه از طيبات الهی روزی می‌خورند. همين مطلب را می توان از آيات 15 و 16 و 17 سوره فجر نيز به دست آورد که برخورداری از نعمت به معنای خير نيست چنانکه نداری نيز به معنای اهانت و خواری از سوی خداوند نيست.

اينکه در جهان تفاوت هايی ميان افراد گذاشته شده از جهت آن است که يکديگر را به کار گيرند و به استخدام درآورند تا کارهای جهان با اسباب پيش برود. از اين رو، گفته می شود که يکی از علل اصلی در اجتماعی بودن بشر همين به کارگيری همديگر است؛ چنانکه خداوند به صراحت در آيه 32 سوره زخرف می فرمايد: آيا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسيم می‌کنند؟ ما وسايل معاشِ آنان را در زندگی دنيا ميانشان تقسيم کرده‌ايم و برخی از آنان را از نظر درجات، بالاتر از بعضی ديگر قرار داده‌ايم تا بعضی از آنها بعضی ديگر را به خدمت گيرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان می‌اندوزند بهتر است.

به هر حال، انسان بايد هميشه حال و دم و لحظه را غنيمت بشمارد و بداند که حالت کنونی او از دو قسم خارج نيست يا گرفتار آزمونی است يا عذابی که بايد استغفار کند تا تحت غفران و مغفرت الهی قرار گيرد و خداوند زرهی از تقوا بر تن او بپوشاند تا از هر دو به سلامت بگذرد و در آزمون موفق شود و از عذاب برهد و خداوند آن را رفع کند.

اما انسان، حال خويش را بايد با آينده و گذشته نيز مقايسه کند تا هميشه به درستی و راستی از وقت و حال و لحظه و دم بهره ببرد. به گذشته اش بنگرد که چيزی نداشته و هر چه دارد به فضل الهی است و به آينده اش بنگرد که پيری می رسد و نداری؛ يعنی حال او ميان دو حالت فقر مطلق کودکی و پيری قرار دارد. زمانی بود که هيچ توانايی نداشت و زمانی می‌رسد که هيچ توانايی نخواهد داشت. خداوند در آيه 5 سوره حج می فرمايد: آنگاه شما را به صورت‌ کودک بيرون می‌آوريم، سپس حيات شما را ادامه می‌دهيم‌ تا به حد رشدتان برسيد و برخی از شما زودرس‌ می ميرد و برخی از شما به غايت پيری می‌رسد به گونه‌ای که پس از دانستن بسی چيزها، چيزی نمی‌داند. خداوند همين معنا را در آيه 67 سوره غافر نيز بيان کرده است.

پس حال ما بايد با توجه به گذشته و آينده باشد و بدانيم که وضعيتی که اکنون در آن گرفتار هستيم با گذشته و آينده ارتباط تنگاتنگ دارد، در اين صورت ديگر مختال فخور نخواهيم شد و به خيال بافی کودکانه و فخر و تفاخر جاهلانه نمی پردازيم و در زمان حال به خاطر از دست رفته ها نوميد و مأيوس نشده و برای داشته هايمان به هيجان های فرحناک و بدمستی نمی پردازيم.(حديد، آيات 22 و 23)

می گويند آيت الله العظمی محمدحسين بروجردی، در زمانی که رهبری جهان تشيع را در اختيار داشت و همه چشمان شيعيان عالم به او دوخته شده بود و وجوهات مالی بسياری در اختيار داشت، هراز گاهی ظروف ساده و سياه دوران طلبگی را می آورد و به نفس خود خطاب می کرد: ای محمد حسين! ديروزت اين بود و امروزت اين و فردايت را خدا می داند. پس خودت را گم نکن. يعنی: يَا اَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْکُمْ اَنفُسَکُمْ؛ مراقب خودتان باشيد (مائده، آيه 105) و خودتان را خوب ندانيد و پاک نشماريد که در اثر غفلتی گرفتار هبوط می شويد: فَلَا تُزَکُّوا اَنفُسَکُمْ هُوَ اَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَي.(نجم، آيه 32)

روزنامه كيهان، شماره 21553 به تاريخ 16/11/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS