دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رسیدن به آرامش در زندگی

No image
رسیدن به آرامش در زندگی

دستیابی به زندگی شاد از آرزوها و آمال هر انسان در زندگی خود است. انسان‌ها همواره همه تلاش‌های مادی خود را به کار می‌بندند که به این حالت دست پیدا کنند. دریغ از اینکه در کنار تلاش مادی شبانه روزی اصول بسیار مهم دیگری وجود دارد که تا انسان آن‌ها را در زندگی خود پیاده نکند به این مهم دست نمی‌یابد. روایات اهل بیت انسان‌ها را در رسیدن به این مسیر یاری کرده و رهنمون‌هایی را برای همه آدمیان بیان فرموده اند. لذا در این مجال بر آن آمده ایم که سفارشات و توانمندی‌هایی که در مسیر رسیدن به این هدف را بیان کرده اند را تبیین نماییم.۱ـ از توانمندی‌های انسان که ثمره رشد آن در زندگی انسان‌ها دستیابی به زندگی شاد همراه با آرامش می‌باشد قناعت است. هنگامی‌که فرد به آنچه در زندگی در اختیار دارد، بسنده کرده و زندگی خود را با توجه به امکانات موجود سامان ‌دهد، سختی‌های بسیاری را از سر می‌گذراند و از فعالیت‌های طاقت فرسا، نگرانی از کمبودها، اظهار نیاز به دیگران و... آزاد می‌شود؛ از این رو امام علی (ع) راحتی و آرامش را نتیجه قناعت به شمار آورده‌اند و می‌فرماید: «ثَمرهُ القَناعهُ الراحَة» (شرح ابن ابی الحدید بر نهج البلاغه،ج ۲۰، ص ۲۹۶) ترجمه: آرامش نتیجه قناعت است. اکتفا کردن انسان‌ها به امکانات موجود بسیاری از نگرانی‌ها را از آدمی دور می‌سازد. پیامبر اکرم (ص) قناعت را عین راحتی دانسته و فرموده‌اند: «الْقَنَاعَهُ رَاحَة» (مجلسى، محمد باقر ج ۷۴، ص ۱۸۳). قناعت راحتی است.۲ـ در روایات و همچنین در متون روانشناسی خُلق نیکو از توانمندی‌هایی است که آن را عامل طهارت زندگی و نشاط آن برای انسان‌ها ذکر کرده‌اند. چنان که امام صادق(ع) می‌فرماید:«لَا عَیْشَ اَهْنَاُ مِنْ‌ حُسْنِ الْخُلُق‌»(همان، ج ۷۵، ص ۳۴۸). هیچ زندگانی گواراتر از زندگانی آمیخته با حُسن خلق نیست. خُلق نیکو برای انسان زندگی سعادتمندانه‌ای قرین آرامش را تأمین می‌کند. رسول خدا در این زمینه می‌فرماید: «لَوْ یَعْلَمُ‌ الْعَبْدُ مَا فِی حُسْنِ الْخُلُقِ لَعَلِمَ اَنَهُ مُحْتَاجٌ اَنْ یَكُونَ لَهُ خُلُقٌ حَسَنٌ»(همان، ج ۱۰، ص ۳۶۹). اگر انسان به پیامدهای خوش اخلاقی آگاه باشد، به خُلق خوش احساس نیاز می‌کند.۲ـ یکی دیگر از عوامل رسیدن به آرامش و و رهایی از اضطراب حُسن ظن در زندگی انسان‌ها است. ایجاد سوء ظن در زندگی انسان‌ها عامل اضطراب است. پیدایش این حالات باعث می‌شود تعادل روحی شخص از بین رفته و فرد دچار تنش می‌شود. او حرکات و رفتارهای دیگران را زیر نظر می‌گیرد تا با گمان بد خود آنها را تفسیر کند. به دلیل اضطراب حاصل از بدگمانی، شخص در مقابله با حوادث، ضعیف و ناتوان می‌شود و آرامش خود را از دست می‌دهد. از آن‌جا که بدگمان، گفتار و کردار دیگران را با اهداف و اغراض زشت آلوده می‌بیند و نمی‌تواند آنان را خالی از غرض‌ورزی تصور کند، همواره در رنج و عذاب روحی به سر می‌برد و از این طریق شخصیت و زندگی او دچار اختلال می‌شود. شخص بدگمان افکار تنش‌زا را در روان خود انبار می‌کند و در نتیجه این ذخیره ‌سازی زندگی مملو از تنش و ناآرامی برای خود رقم می‌زند. امام علی (ع) می‌فرماید: «مَنْ لَمْ یُحْسِنْ ظَنَهُ اسْتَوْحَشَ‌ مِنْ‌ كُلِ‌ اَحَدٍ». (شرح آقا جمال خوانسارى، ج ۵، ص ۴۴۲) کسی که گمانش نیکو نباشد و به دیگران بدگمان باشد، از هر کس وحشت می‌کند. امام صادق(ع) از قول پیامبر (ص) می‌فرماید: «اَحْسِنُوا ظُنُونَكُمْ بِإِخْوَانِكُمْ تَغْتَنِمُوا بِهَا صَفَاءَ الْقَلْبِ وَ نَمَاءَ الطَبْعِ».نورى، حسین، ج ۹، ص ۱۴۵. به برادران خویش گمان نیک ببرید تا به این وسیله غنیمت ببرید صفای قلب و پاکی باطن را برای خویش. بر همین معنا،در نامه امام علی (ع) به مالک اشتر نیز تأکید شده است: «حُسْنُ الظَنِ بِرَعِیَتِكَ فَإِنَ حُسْنَ الظَنِ یَقْطَعُ عَنْكَ نَصَبا طَوِیلًا».(نهج البلاغه، نامه ۵۳). پس رفتار تو چنان باید، كه خوش گمانى رعیت برایت فراهم آید، كه این رنج دراز را از تو مى‌زداید.۳ـ از جمله شاخص‌های مهم و توانمندی‌های انسان که نتیجه رشد آن رسیدن به آرامش می‌باشد، صبر و شکیبایی در زندگی و پایداری در برابر مشکلات است. به‌ طوری‌ که در برابر آنها سست نشوند و از هم نپاشند و دچار یأس نگردند. خداوند بزرگ در بسیاری از آیات قرآن کریم ما را به صبر و شکیبایی سفارش فرموده است، از جمله در آیات زیر:(یا اَیُهَا الَذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَبْرِ وَ الصَلاهِ إِنَ اللَهَ مَعَ الصَابِرینَ.) بقره/ ۱۵۳: اى كسانى ‌كه ایمان آورده‌اید، از شكیبایى و نماز یارى جویید؛ زیرا خدا با شكیبایان است. یا اینکه در آیه‌ای دیگر آمده است:(لَتُبْلَوُنَ فی‌ اَمْوالِكُمْ وَ اَنْفُسِكُمْ وَ لَتَسْمَعُنَ مِنَ الَذینَ اُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَذینَ اَشْرَكُوا اَذىً كَثیرا وَ إِنْ تَصبِرُوا وَ تَتَقُوا فَإِنَ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْاُمُورِ.) آل عمران/ ۱۸۶. قطعاً در مالها و جانهایتان آزموده خواهید شد، و از كسانى كه پیش از شما به آنان كتاب داده شده و [نیز] از كسانى كه به شِرك گراییده‌اند، [سخنان دل] آزار بسیارى خواهید شنید، و[لى] اگر صبر كنید و پرهیزگارى نمایید، این [ایستادگى] حاكى از عزم استوار [شما] در كارهاست. همچنین پیامبر اکرم (ص) همواره به یارانش می‌آموخت که بیماری‌ها یا صدماتی که به آنان می‌رسد، در واقع آزمایش الهی است تا از این رهگذر بر درجات آنها بیفزاید و گناهانشان را بزداید و برایشان ثواب بنویسد. این آموزه نبوی، عادت صبر و پایداری در برابر سختی‌های زندگی و تحمل مصایب آن را، با آرامش و رضایت خاطر و روحیه تسلیم در برابر قضای الهی در آنان تقویت می‌کرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS