دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زن، نماد همه زیبایی ها

No image
زن، نماد همه زیبایی ها

زن، زيبايي

فرشته محیطی

خداوند دارای دو دسته صفات جلالی و جمالی است که این دو دسته صفات را در انسان به ودیعت گذاشت تا به عنوان خلیفه الهی بتواند بر ماسوی الله پروردگاری و ربوبیت کند. (بقره، آیات 30 تا 33) بنابراین، انسان دارای همه کمالاتی است که خداوند از آنها به عنوان اسمای حسنای الهی در قرآن یاد کرده است. (اعراف، آیه 108؛ اسراء آیه110؛ طه آیه8؛ حشر، آیه24)

تفاوتهای جنسیتی و ظرفیت بخشی به انسان اما هریک از مرد و زن که زوج انسان را تشکیل می‌دهند، با همه اشتراکات، تفاوت‌هایی نیز دارند که از آنها به تفاوتهای جنسیتی یاد می‌شود. این تفاوت‌ها هرگز به معنای نقص نیست، بلکه به معنای ظرفیت بخشی به انسان است تا زن و مرد در کنار هم به کمال برسند. از این روست که هرگز مرد و زن بی جفت شدن و زوجیت یابی به کمال مطلق نمی‌رسند و در حقیقت نوعی نقص در هر مرد و زنی که مسیر کمالی را بی زوج پیموده به چشم می‌آید. این نقص همانند نقصی است که هر انسانی بخواهد با ایمان و عمل شخصی به کمال برسد و راه کمال را از ایمان و عمل اجتماعی جدا کند و مسئولیت اجتماعی خود را در قبال دیگران به انجام نرساند و آنان را به ایمان و عمل صالح دعوت نکند و توصیه و سفارش ننماید؛ چرا که چنین انسانی از نظر قرآن انسان زیانکاری است که هرگز به مقصد نمی رسد. (سوره عصر) خداوند همه موجودات هستی را جفت و زوج آفریده است. (ذاریات، آیه49، نجم، آیه45؛ قیامت، آیه39 ، زخرف، آیه12، یس آیه 36)

از جمله این آفریده‌های الهی انسان است که او را نیز زوج و جفت آفریده است. هر مرد و زنی کمال را در کنار هم درک و دریافت خواهندکرد و هرگز به تنهایی به کمال مطلق نخواهند رسید. آرامش، آسایش، مودت، محبت و رحمت زمانی نصیب انسان می‌شود که زوج و جفت در کنار هم باشند و زن و مرد یکدیگر را کامل کنند و نواقص یکدیگر را برطرف نمایند. (روم، آیه 21)

مرد هرچند که همه کمالات الهی را به عنوان صفت و اسم در اختیار دارد ولی فعلیت آن نیازمند بهره مندی از کمالات زن است؛ همچنین زن اگرچه همه کمالات الهی را داراست ولی او نیز نیازمند مرد است تا او را در اظهار این کمالات یاری رساند.

خداوند تفاوتی را که میان مرد و زن ایجاد کرده است ارتباط تنگاتنگی با جمال و جلال الهی دارد. مرد نمادی از جلال و عظمت الهی و زن، نماد جمال الهی است، جمع میان جلال و جمال است که کمال را شکل و معنا می‌بخشد.

زن، جلوه جمال الهی

زن در همه دوران زندگی‌اش، نمادهایی از لطافت و زیبایی است. در دختری نماد پاکی و عصمت و احساس و عواطف است و در دورانی که در نقش مادر ظاهر می‌شود نماد مهر و عشق و محبت است و زمانی که کودک را در آغوش می‌گیرد و مادری را تجربه می‌کند نماد و اوج جلوه فداکاری و ایثار است. همه زیبایی‌ها را می‌توان در زن یافت؛ از زیبایی ظاهری تا زیبایی باطنی در زن به اوج خود رسیده است. زن در صورت و سیرت جلوه جمال الهی است و هرچه زن به کمال نزدیک تر باشد این زیبایی و جمال الهی در او نمایان‌تر است؛ چنان که فاطمه زهرا(س) در تمامیت کمال جمال الهی است و زیبایی‌اش بهشت را معنا و روشنایی خاص می‌بخشد به گونه‌ای که همه هستی شگفت زده می‌شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS