دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سیدالشهدا(ع) و کربلای او

هیچ کسی در روز قیامت نیست مگر اینکه به خاطر کرامتی که از جانب خداوند نسبت به زوّار امام حسین(ع) مشاهده می کند، آرزو می کند که از زوّار امام حسین(ع) می بود.«بحارالانوار، ج98، ص72، باب 10»
سیدالشهدا(ع) و کربلای او
سیدالشهدا(ع) و کربلای او

قال الصّادقُ(ع):«مَا مِن أَحَدٍ یَومَ القِیَامَهِ إِلاّ وَ هُوَ یَتَمَنَّى أَنَّهُ مِن زُوَّارِ الحُسَینِ بن علی(ع) لِمَا یَرَى مِمَّا یُصنَعُ بِزُوَّارِ الحُسَینِ مِن کَرَامَتِهِم عَلَى اللَّهِ»

سیدالشهدا(ع) و کربلای او

حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است. حرکت کشتیِ نجات انسان‌ها احتیاجی به دریا ندارد؛ این کشتی بر روی قطره اشکی مقدّس که برای حسین(ع) ریخته می‌شود، می‌گذرد؛ اشکی که از اعماق دل بر می‌آید و جان را می‌شوراند و آنگاه رهسپار پیشگاه اقدس خداوندی می‌شود.[1] سیدالشّهداء در ردیف اوّل جهادگران انسان‌ساز قرار دارد که با نظر به مجموع حوادثی که پیرامون شهادت او صورت گرفته، در مرتفع‌ترین قلّه فداکاری در راه حقّ و حقیقت با قامتی راست ایستاده و با رساترین فریاد همه افراد بشر را مخاطب قرار داده است: که ای انسانها، برای زندگی معنایی والاتر وجود دارد که قرارگرفتن در شعاع جاذبیّت کمال است و برای مرگ نیز حقیقتی عالی‌تر وجود دارد؛ که داخل شدن در حوزه جاذبیّت کمال است. زندگی به این معنی، همان حیات طیّبه است که آزادی، عزّت، شرف و ...، از مختصّات آن است و مرگ به آن معنی، شکوفایی همان حیات طیبه است.[2] کربلای او نیز به‌واسطه او و ویژگی‌هایش، برترین بقعه‌ها دانسته شده است. در رابطه با سرزمین کربلا، روایات فراوانی نقل‌شده که همگی نشان‌دهنده عظمت و بزرگی این سرزمین مقدّس است. پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) در رابطه با سرزمین کربلا می‌فرمایند:

«هِیَ أَطهَرُ بِقَاعِ الأرضِ وَ أَعظَمُهَا حُرمَهً وَ إِنَّهَا لَمِن بَطْحَاءِ الْجَنَّهِ»[3]

زمین کربلا یکی از پاکیزه‌ترین بقعه‌های روی زمین و بزرگترین آنها از نظر احترام و حرمت است، کربلا یکی از زمین‌های گسترده بهشت است.

راوی از امام سجّاد(ع) که خود در حادثه کربلا حضور داشته و شاهد فجایع کربلا بوده است، روایت کرده که درباره کربلا می‌فرمایند: خداوند زمین کربلا را بیست و چهار هزار سال قبل از اینکه زمین کعبه را خلق کند، حرم امن و مبارک قرار داد؛ زمانی‌که خداوند زمین‌ها را تبدیل می‌کند کربلا را بلند نموده به‌طوری که نورانی و پاکیزه است؛ پس کربلا در بالاترین باغ‌های بهشت قرار می‌گیرد و بهترین منزل در بهشت است؛ که پیامبران و یا پیامبران أولوالعزم [گویا تردید از راوی است] در آن قرار می‌گیرند؛ کربلا در بهشت می‌درخشد، همان‌گونه که ستاره‌ای درخشان برای اهل زمین می‌درخشد، درخشش نورش چشم همه بهشتیان را فرامی‌گیرد و صدا می‌زند: من زمین مقدّس و مبارک خداوند هستم که سیدالشهداء و آقای جوانان بهشت را دربرگرفتم.[4]

برای زیارت کربلا و امام حسین(ع) نیز روایات فراوانی وارد شده که گویای عظمت زوار امام حسین(ع) در پیشگاه خداوند است. راوی می‌گوید از امام باقر(ع) یا امام صادق(ع) شنیدم که فرمودند: کسى که دوست دارد محل سکنی و منزلش بهشت باشد پس زیارت مظلوم (مظلوم کربلا) را ترک نکند. عرض کردم: مظلوم کیست؟ حضرت فرمودند: مظلوم حسین بن على(ع) که صاحب کربلا است، مى‌باشد. کسى‌که به‌خاطر شوق به آن حضرت و محبّت به رسول خدا(ص) و فاطمه(س) و حبّ به امیرالمؤمنین(ع) حضرتش را زیارت کند، خداوند او را بر سر سفره‌هاى بهشتى نشانده که با آن سروران هم غذا باشد؛ در حالى‌که مردم در حساب هستند.[5]

در روایت دیگری امام صادق(ع) می‌فرمایند: زمانی‌که روز قیامت بر پا می‌شود، منادی صدا می‌زند کجایند زوّار حسین(ع)؟ پس عدّه‌ای از مردم که فقط خداوند تعداد آنها را می‌داند، می‌ایستند به آنها گفته می‌شود، از زیارت قبر حسین(ع) چه‌منظوری داشتید؟ آنها می‌گویند: پروردگارا به‌خاطر محبّت به رسول خدا(ص) و علی(ع) و فاطمه(س) و به‌خاطر رحمتی که برای آن است، سپس به آنها گفته می‌شود اینها محمد(ص)، علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) هستند؛ به آنها ملحق شوید؛ شما در درجه و رتبه آنها هستید؛ ملحق شوید به پرچم و لواء رسول خدا(ص) پس به لواء و پرچم رسول خدا(ص) می‌روند و در سایه آن قرار می‌گیرند؛ در حالی‌که آن پرچم در دست علی(ع) قرار دارد، همگی داخل بهشت می‌شوند و آنها در جلو و راست و چپ و پشت پرچم قرار دارند.[6]

    پی نوشت:
  • [1]. جعفری، محمدتقی؛ امام حسین شهید فرهنگِ پیشروِ انسانیت، تهران، موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، چاپ چهارم، 1381، ص11.
  • [2]. همان، ص15.
  • [3]. نوری، میرزاحسین؛ مستدرک‌الوسائل، قم، موسسه آل البیت، 1408هق، چاپ اول، ج10 ص325.
  • [4]. نوری، میرزاحسین؛ پیشین، ج10، ص323.
  • [5]. ابن قولویه قمی، ابو القاسم جعفربن‌محمد؛ کامل الزیارات، محمدجواد ذهنی تهرانی، تهران، پیام حق، 1377، چاپ اول، ص448.
  • [6]. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، مؤسسةالوفاء، 1404هق، ج98، باب 3 ص21.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS