دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شرط باز شدن چشم دل

No image
شرط باز شدن چشم دل

روي عن علي(ع) قال: قلوب العباد الطاهرهًْ مواضع نظر الله سبحانه فمن طهر قلبه نظر اليه.(1)

روايتي از اميرالمومنين(ع) منقول است که حضرت فرمودند: دل هاي پاک بندگان، مواضع نظر الهي است.

حضرت در اين روايت شريفه ابتدا مسئله قلب را با خصوصيت طهارت و پاکي و بعد مسئله نظر الهي، که تجليات خداوند نسبت به قلب است را مطرح مي فرمايند. اين را بدانيد که در باب قلب اين طور است که اشرف ابعاد وجودي انسان، دل و قلب او است نه عقلش. آنچه که شريف ترين بعد وجودي انسان است، قلب او است. حتي آيات قرآن هم گوياي همين مطلب است. جبرئيل به چه چيزي نازل شد و قرآن را آورد؟ قرآن را به کدام بعد پيغبر داد؟ آيا به عقلش نازل کرد؟ نه! بلکه به قلبش نازل کرد.قرآن هم همين را مي گويد که نمي خواهم وارد شوم. اشرف ابعاد وجودي انسان قلب او است، با اينکه عقل پيامبر کامل بود. ولي وحي به قلب پيامبر نازل مي شد نه عقلشان.

خداوند نظر لطفش را به قلب بندگاني که دل هايشان پاک است، مي کند. قلب هايشان محل ديدگاه الهي قرار مي گيرد. پاکي قلب چيست؟ خداوند موقع آفرينش قلب انسان، آن را ظرف محبت خود قرار داد. هر چه غير خدا در آن بيايد، قلب نجس مي شود. چه ملکات سيئه که بدترين آنها حب به دنيا است، بيايند و بر روي آن اثر بگذارند، که در روايتي از پيغمبر اکرم است که حضرت فرمودند: «حب الدنيا راس کل خطيئه(2). در هر دلي محبت غير خدا بيايد، آن دل ديگر مورد نظر الهي قرار نخواهد گرفت اين تعلقات به امور مادي دنيايي موجب مي شوند دل انسان که اشرف ابعاد وجودي او و محل ديدگاه خداوند و بلکه جايگاه خداوند است، ديگر ساقط شود. بعد حضرت فرمود: «فمن طهر قلبه نظر اليه». هر کسي قلبش پاک باشد، خدا به قلب او نظر مي کند، يعني محل ديدگاه الهي مي شود و آن قلبي که محل ديدگاه الهي قرار بگيرد، نورانيتش موجب مي شود به ملکوت عالم نگاه کند و چشم دلش باز مي شود. گوش دلش باز مي شود. چون انسان، هم چشم سر دارد، هم چشم دل دارد. آنهايي را که هيچ کس نمي بيند، او مي بيند و عالم غيب را شهود مي کند. انسان بداند اين تعلقات دنيوي او را از امور معنوي ساقط مي کند و بدترينش اين است که از چشم خدا مي افتد.

(1) غررالحکم ص 67 روايت 906

(2) بحارالانوار ج 51، ص: 258

* پايگاه اطلاع رساني آيت الله شيخ مجتبي تهراني(ره)

روزنامه كيهان، شماره 21192 به تاريخ 5/8/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS