دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عامل تحکیم پایه‌های دین

کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود به یادگار بگذارند(ازستم دیگران) برآنان می ترسند، باید (ازستم در باره یتیمان مردم) بترسند! (برگرفته ازحکمت عبادات: آیت الله جوادی آملی)
عامل تحکیم پایه‌های دین
عامل تحکیم پایه‌های دین

عامل تحکیم پایه‌های دین

فرمود: "وتحنّنوا علی أیتام النّاس کما یتحنّن علی أیْتامکم" اگر علاقه‌مند هستید که بعد از شما با فرزندانتان باعاطفه رفتار کنند، شما هم نسبت به بازماندگان دیگران، باعاطفه رفتار کنید.

این عاطفه به منزله ملاطی است که بنای اسلام و ایمان روی آن استوار است. سنگهای سخت و آجرها و خشتها با آن ملاط روی هم استوار و قصر محکمی ساخته می‌شود. همان نرمشی که افراد و اعضا را به هم مرتبط می‌کند.
خداوند تهدید فرموده است که: "ولْیخْش الّذین لو ترکوا من خلْفهم ذرّیةً ضِعافاً خافوا علیهم فلیتّقوا الله ولْیقولوا قولا ً سدیداً"[1]. نسبت به بازماندگان دیگران ستم نکنید که به بچه‌های شما همین ستم تحمیل می‌شود.

انسان پس از مرگ از جریان خانوادگیش باخبر است. اگر روزها آزاد باشد سری به منزل می‌زند. مردگانی که آزادتر بوده و امکانات بهتری دارند هر روز به منزل سر می‌زنند. و آنان که گرفتارند هفته‌ای یک بار و بعضی ماهی یک بار و بعضی دیگر سالی یک بار، بالاخره سری به منزل می‌زنند. این طور نیست که به کلی ارتباط قطع بشود[2].

روح حاکم در جامعه اسلامی باید روح ملاطفت و ملایمت با همه‌ی‌ اقشار جامعه باشد، مسلمان و غیر مسلمان؛ گرچه مؤمن ویژگی خاصی دارد. امام صادق (علیه‌السلام) به اسحاق بن عمار فرمودند: "صانِع المنافقَ بلسانک واخْلُص وُدَّکَ للمؤمن وإن جالسک یهودى فأحْسِن مُجالسته"[3]شما نسبت به هر انسانی مؤدب باشید، خواه مسلمان خواه کافر، ادب جزء وظایف اسلامی است؛ حتی اگر با یهودی برخورد کردی نشستن با او را نیکو نما. چه خوب است اگر این روح در جامعه حاکم باشد.

منبع: کتاب حکمت عبادات ،تألیف آیت الله جوادی آملی

    پی نوشت:
  • [1] . سوره‌ی‌ نساء، آیه‌ی‌ 9.
  • [2] . کافی، ج 3، ص 320، باب أنّ المیّت یزور أهله.
  • [3] . اختصاص، ص 225.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS