دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عترت

No image
عترت

در لغت به معنای خانواده، عشیره و خویشاوندان و در اعتقاد تشیع، منظور از عترت، خانوادۀ پیامبر (ص) شامل محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) و در یک معنای وسیع‌تر شامل آنان و ائمۀ هُدی از ذریۀ حضرت حسین بن علی (ع) می‌باشد که آیات و روایات زیادی در شأن و فضل آن‌ها وارد شده است.

شیعه همواره به عترت تکیه می‌کند چرا که معتقد است اگر عترت نباشد، حاکمان جور و علمای وابسته به آن‌ها هر طور که بخواهند سنت را به نفع خود تفسیر می‌کنند. از نظر شیعه، عترت، ادامه و تفسیر درست سنت است و این دو در واقع یکی هستند و همۀ تلاش عترت، حفظ سنت پیغمبر(ص) می‌باشد. عترت، راه مورد اعتماد ورود به قرآن و سنت پیامبر(ص)‌ است و تنها قرآن و سنتی برای شیعه معتبر است که عترت آن را معنا می‌کند، زیرا که عترت، خانوادۀ پیامبر و نزدیک‌ترین کسان به اویند و از طرفی نیز این خانواده همه دارای مقامی رفیع و فضل و برتری هستند و لذا بهترین بیان‌گر این هستند که پیامبر چه می‌گفت، چه می‌کرد و چه می‌خواست.

واژۀ عترت در قرآن نیامده اما ترکیب «اهل‌البیت» دوبار در قرآن آمده که یک مورد آن دربارۀ اهل بیت پیامبر (ص) یعنی خانوادۀ او است و به آیۀ تطهیر مشهور است:

«إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا » (احزاب/33)

«همانا خداوند می‌خواهد که از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را کاملاً پاک سازد.»

محدثین و فقهای امامیه و بعضی علمای اهل سنت، اهل بیت مذکور در این آیه را منحصراً محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین (ع) می‌دانند و سایر اقربای پیامبر و اهل خانۀ او را مشمول این آیه نمی‌شمارند.

عمده‌ترین اشکالی که اهل سنت بر این مطلب وارد می‌کنند این است که چون صدر و ذیل آیۀ تطهیر در مورد زنان پیامبر (ص) است، بنابراین این آیه در مورد آنان نازل شده و منظور از اهل بیت، زنان پیغمبر (ص) هستند. شیعه در پاسخ معتقد است که:

الف) در عرف عام موارد زیادی اتفاق می‌افتد که در وسط کلام، سخن عوض می‌شود، به عنوان مثال در سورۀ یوسف در حین خطاب به حضرت یوسف ناگهان سخن به زلیخا برمی‌گردد:

«یوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَـذَا وَاسْتَغْفِرِی لِذَنبِکِ إِنَّکِ کُنتِ مِنَ الْخَاسرِینَ » (یوسف/29)

«ای یوسف تو از این ماجرا درگذر و تو ای زن برای گناهت استغفار کن چرا که از خطاکاران بوده‌ای»

ب) اگر این آیه دربارۀ زنان پیغمبر (ص) بود باید با ضمیر تأنیث و به صورت «لیذهب عنکنّ و یطهرکنّ» می‌آمد.

عدۀ بسیاری از علمای اهل سنت با تفسیر شیعه از آیۀ تطهیر، هم رأی هستند از جمله: ابن کثیر، ابن صبّاغ مالکی، سُیوطی، طبری، ترمذی، مسلم، شیخ سلیمان حنفی، شَبَلنجی، امام احمد حنبل، ابن حجر و ابی داوود سجشتانی.

مستند شیعه در تفسیر آیه تطهیر روایاتی است که به چند نمونه اشاره می‌شود:

1- حدیث مباهله؛ پیامبر مسیحیان نجران را به اسلام دعوت کرد، پیشوایان آن‌ها به همراه جمعی به مذاکره با پیامبر (ص) آمدند، در اثنای مذاکره و مباحثه، بحث از تولد عیسی به میان آمد و مسیحیان بر عقیدۀ خود مبتنی بر فرزند خدا بودن عیسی اصرار ورزیدند، در این حین آیات مباهله نازل شد:

« إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِندَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ کُن فَیکُونُ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ فَلاَ تَکُن مِّن الْمُمْتَرِینَ فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَ أَبْنَاءکُمْ وَ نِسَاءنَا وَ نِسَاءکُمْ وَ أَنفُسَنَا و أَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ» (آل‌عمران/59-61)

«شأن عیسی برای خداوند هم‌چون شأن آدم است که او را از خاک آفرید سپس به او گفت موجود شو و بی‌درنگ موجود شد؛ این حقایق از سوی پروردگار تو است پس هرگز از دودلان نباش. و هر کس که پس از فرا رسیدن علم به تو دربارۀ او با تو محاجّه کند، بگویید ما پسرانمان و شما پسرانتان، ما زنانمان و شما زنانتان، ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را بخوانیم سپس به درگاه خدا تضرّع کنیم و بخواهیم که لعنت الهی بر دروغگویان فرود آید»

پیامبر به مسیحیان پیشنهاد مباهله داد و آن‌ها قبول کردند بدین صورت که در وقت معین، هر دو طرف به همراه کسان خود بالای تپه‌ای بروند و با هم روبرو شده و یکدیگر را نفرین کنند. هنگامی که پیامبر (ص) به همراه خانواده‌اش به محل مورد نظر آمدند مسیحیان از مباهله منصرف شدند و با قبول جِزیه قرارداد صلح بستند. مورخین شیعه و اکثر مورخین اهل سنت همراهان پیامبر در قضیۀ مباهله را منحصراً پنج نفر یعنی محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم‌السلام) ذکر می‌کنند.

2- حدیث مَوَدَّت قُربی؛ در حدیث ابن عباس آمده که وقتی آیۀ:

«قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی‌الْقُرْبَى» (شوری/23)

«من پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‌کنم جز دوست داشتن نزدیکانم»

نازل شد از پیغمبر (ص)‌پرسیدند: یا رسول الله این خویشاوندان تو که محبت آنان واجب است چه کسانند؟ فرمود: علی، فاطمه، و دو پسر ایشان.

در فضیلت اهل بیت (ع) به چند روایت اشاره می‌شود:

1-حدیث سفینه: از انس بن مالک روایت شده که پیامبر فرمود:

«مَثَلُ اَهْلِ بَیتی فیکُم کَمَثَلِ سَفینةِ نوحٍ مَن رَکِبَها نَجا وَمَن تَخَلَّفَ عَنها غَرِقَ»

«مثل اهل بیت من در میان شما مثل سفینۀ نوح است، هر کس بر آن سوار شود نجات یافته و هر کس از آن تخلف کند غرق می‌شود».

2- پیامبر (ص) بر پیروی از عترت خود به عنوان ضامن هدایت مؤمنان تأکید کرده می‌فرماید:

«مَنْ اَحَبَّ یحّیی حَیاتی وَیمُوتَ میتَتی وَیسّکُنَ الْجِنانَ الَّتی غَرَسَهَا الرَّحمانُ، فَلْیتَوَلَّ عَلِیاً وَلْیقّتَدِ بِالأَئِمَّةِ مِن بَعدِهِ‌، فَانَّهُمْ عِتّرتی خُلِفُوا مِن طینَتی اَعطاهُمُ اللهُ فَهّْمی وَعِلْمی»

«پس هر کس، زندگانی‌ای چون حیات و ممات من را دوست می‌دارد و این که در بهشتی که خداوند بنا کرده سُکنا گزیند پس باید علی را دوست بدارد و به ولایت او درآید و به ائمۀ بعد از او اقتدا کند، پس آن‌ها خاندان من هستند، از سرشت من خلق شده‌اند و خداوند علم و فهم مرا به آنان عطا کرده است.»

3-حدیث ثقلین؛ پیامبر (ص) فرمودند:

«اِنّی تارِکٌ فیکُمْ اَمّرَینِ اِنْ اَخَذْتُم بِهِما لَنْ تَضِلّوا؛ کِتابَ اللهِ وَاَهْلَ بَیتِی عِتْرَتی»

«من در میان شما دو امر مهم را باقی می‌گذارم اگر به آن دو تمسک کنید هرگز گمراه نمی‌شوید، کتاب خدا و خاندانم، یعنی نزدیکانم.»

4-در نهج‌البلاغه نیز در مورد پیامبر (ص) می‌فرماید:

«عِتْرَتُهُ خَیرُ الْعِترِ وَاُسْرَتُهُ خَیرُ الاُسْرِ»(خطبۀ 93)

«خاندان او بهترین خاندان‌ها و خویشان او بهترین خویشان است»

بنابراین در اعتقاد تشیع، عترت، بیان و زیان رسمی قرآن و سنت است و تلقی درست ما از سنت پیامبر از طریق عترت می‌باشد و اگر جز این باشد انسان دچار سرگردانی شده و به حقیقت راه نمی‌برد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS