دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عدم هلاكت امت ظالم مصلح

No image
عدم هلاكت امت ظالم مصلح

پرسش:

از منظر قرآن کريم چگونه ميان امت ظالم و اهل اصلاح قابل جمع است که خدای متعال وعده عدم هلاکت آنها را داده است؟

پاسخ:

يکی از سنت های قطعی و لايتغير در قرآن کريم سنت هلاکت است که در آيات متعددی بيان شده است. ظلم، گناه و فسق و فجور از اهم عواملی هستند که خدای متعال به سبب آنها امت ها، جوامع و تمدن ها را هلاک می گرداند. اما در ميان اين آيات يک آيه عجيبی وجود دارد که خداوند می فرمايد: «و ما کان ربک ليهلک القري بظلم و اهلها مصلحون» پروردگار تو هرگز چنين نيست که مردمی را به موجب ظلمی هلاک کند، در حالی که آنها مصلح و اصلاح کننده اند. (هود- 117)

اينکه هم ظالمند و هم اصلاح کننده يعنی چه؟

مقصود از ظلم در اينجا آن ظلم عظيم است که شرک است، و مقصود از اينکه مصلح هستند، يعنی در ميان خودشان مصلحند. پس ظلمشان در حق الله است، و اصلاحشان در حق الناس.

بنابراين قرآن کريم اين طور می گويد: که اگر مردمی خودشان برای خودشان در دنيا خوب باشند، اما کافر و يا مشرک باشند، (به عبارت ديگر) عدالت در ميانشان برقرار باشد، ولی مشرک باشند، در اين دنيا خدا آنها را معذب نمی کند.

پس معلوم می شود هر گناهی يک خاصيتی دارد. اين است که پيامبر اکرم(ص) می‌فرمايد: «الملک يبقي مع الکفر ولايبقي مع الظلم» جمله عجيبی است: يک ملک، يک دولت، يک نظام با کفر قابل بقا هست، ولی با ظلم قابل بقا نيست (بحارالانوار، ج72، ص331) هم کفر گناه است و هم ظلم، اما هر گناهی در يک جهت تأثير دارد. تأثير کفر در اينکه نظام يک زندگی را از هم بپاشد، به اندازه ظلم نيست. پس ما اگر دو جمعيت داشته باشيم، يک جمعيت مسلمان باشند، ولی در ميان خودشان ظالم باشند، خودشان به يکديگر ظلم بکنند، و جمعيت ديگر کافر باشند، اما نسبت به خودشان عدالت و انصاف داشته باشند، از نظر اخروی آن مسلمان ها مسلماً بهتر بوده اند. (آشنايی با قرآن، ج3، ص143)

بنابراين در جامعه ای که حقوق انسان ها محترم شمرده می شود، و قانون و قاعده خردمندانه و منصفانه ای بر رفتار دولتمردان و شهروندان حاکم است، مردم با احساس امنيت و رضايت زندگی می کنند، و همين احساس، به آرامش روانی و پايداری اجتماعی و ثبات سياسی می انجامد، در چنين وضعی انگيزه ای برای طغيان و شورش و براندازی وجود ندارد. در اين جامعه کفر و بی دينی با امنيت، رفاه و آسايش جمع می شود و نامسلمانان با اطمينان از رعايت حقوقشان، تن به حاکميت دولتمردان می دهند. با اين شرايط، خداوند به علت کفر و شرک، آنان را گرفتار عذاب نمی کند و زندگی را بر کامشان تلخ نمی نمايد. بنابراين در منطق قرآن به کار گرفتن واژه مصلح درباره کسانی که عقايد باطل داشته و آلوده به شرک و کفر هستند، جای شگفتی ندارد، زيرا جلوه های پسنديده زندگی آنها از قبيل رعايت حقوق يکديگر و دوری از تعدی و تجاوز نفی نمی شود و مصلح بودنشان مورد تأييد قرار می گيرد. از همين روست که علمای اسلامی گاه اذعان دارند عدالتی که در برخی از کشورهای مسيحی وجود دارد برای مسلمانان تصور کردنی نيست. (علامه شعرانی، تعليقيه بر شرح کافی ملاصالح، ج5، ص278)

همچنين شهيد مطهری اذعان دارد: «آنچه در معنويات نقش اساسی دارد، حسن روابط خلقی است، يعنی عدل و احسان، نه حسن روابط الهی. و اگر به فرض اولی تأمين باشد نه دومی، بقای واحد اجتماعی ممکن است، والافلا» (يادداشت ها، ج2، ص406)

روزنامه كيهان، شماره 21570 به تاريخ 5/12/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS