دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عن فاطمة الزهرا (سلام‌الله علیها): «خَیرٌ للنِّساء أن لا یَرینَ الرِّجالَ وَلا یَراهُنَّ الرِّجالُ»

حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) فرمودند: «بهتر است برای زنان که (تا حد امکان) مردان نامحرم را نبینند و مردان نامحرم نیز ایشان را نبینند». (وسائل الشیعه، ج 14، ص 43)
عن فاطمة الزهرا (سلام‌الله علیها): «خَیرٌ للنِّساء أن لا یَرینَ الرِّجالَ وَلا یَراهُنَّ الرِّجالُ»
عن فاطمة الزهرا (سلام‌الله علیها): «خَیرٌ للنِّساء أن لا یَرینَ الرِّجالَ وَلا یَراهُنَّ الرِّجالُ»

عن فاطمة الزهرا (سلام‌الله علیها):

«خَیرٌللنِّساء أن لا یَرینَ الرِّجالَ وَلا یَراهُنَّ الرِّجالُ»

(وسائل الشیعه، ج 14، ص 43)

حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) فرمودند:

«بهتر است برای زنان که (تا حد امکان) مردان نامحرم را نبینند و مردان نامحرم نیز ایشان را نبینند».

توضیح:

راه تقرب بانوان به امام زمان (عج)

جمعی از مسلمانان، اطراف پیامبر (ص) نشسته بودند که آن حضرت سؤالی را مطرح ساخت:

«ای شیء خیر للنساء؛ چه سیره‌ای برای بانوان بهتر است؟»

هر کس به فراخور معرفت خویش جوابی می‌داد، اما هیچ جوابی پیامبر را قانع نمی‌ساخت. در آن هنگام، سلمان فارسی که در آن روزگار پیرمردی با وقار و پر ذکاوت بود، با خود اندیشید که پاسخ این پرسش از سطح اندیشه حاضران فراتر است. از این روی در آن بحبوحه خود را به خانه فاطمه (س) که به مسجد پیامبر متصل بود، رسانید و پاسخ این سؤال را از آن حضرت جویا شد. حضرت زهرا (ص) در پاسخ، حدیث نورانی فوق را فرمودند. سلمان به میان جمع بازگشت و پاسخ را مطرح ساخت. پیامبر (ص) بلافاصله از او پرسیدند: «سلمان! این جواب را از که آموختی؟» عرضه داشت: از دخترتان فاطمه (س). پیامبر در آن هنگام فرمودند:

«جعلت فداهَا أبوها....ان فاطمة بضعة منی؛ پدرش به فدایش باد! به راستی که فاطمه پاره‌ای از وجود من است».[1]

باید توجه داشت که حکم بیان شده در این حدیث، یک توصیه اخلاقی و رجحانی است، نه یک حکم تکلیفی و قانونی؛ یعنی بهتر آن است که زنان حتی‌الامکان با نامحرمان تماس نداشته باشند، اما در صورت نیاز و ضرورت زمان، می‌توانند با رعایت حجاب و عفاف به عرصه‌های اجتماعی وارد شوند و هیچ منعی از آن نمی‌باشد.

شاه رسل چو فاطمه

بی‌شبهه آسمان حیا اختری نداشت

بی‌دختر پیمبر ما، عرصه حیا

مانند امتی است که پیغمبری نداشت

  • [1] . متقی هندی (از علمای اهل سنت)، کنزالعمال، ج 8، ص 315.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS