دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غرب و رابطه ایمان و عقل

سارا محمدى نژاد ایمان و عقل مسئله بسیار مهمى بوده و هنوز هم هست. هنوز هم آنچه شما در بحث‌هاى کلامى شاهد هستید و از آن سو ترجمه مى‌شود و مى‌آید گرفتار بحران ایمان است. این بحران ایمان مربوط به غرب است و در کشور ما اصلا موضوعیت ندارد. شما نمى‌توانید بفهمید معناى بحران ایمان یعنى چه؟ من نمى‌توانم بفهمم؟ زیرا ما هنوز در پروسه ایمان سیر مى‌کنیم...
No image
غرب و رابطه ایمان و عقل
ایمان و عقل مسئله بسیار مهمى بوده و هنوز هم هست. هنوز هم آنچه شما در بحث‌هاى کلامى شاهد هستید و از آن سو ترجمه مى‌شود و مى‌آید گرفتار بحران ایمان است. این بحران ایمان مربوط به غرب است و در کشور ما اصلا موضوعیت ندارد. شما نمى‌توانید بفهمید معناى بحران ایمان یعنى چه؟ من نمى‌توانم بفهمم؟ زیرا ما هنوز در پروسه ایمان سیر مى‌کنیم و حتى اگر آدمى باشد که در جامعه ما نماز نخواند به هرحال باورهایى در او وجود دارد. بحران ایمان مربوط به زمانى است که کسى خودش را در صحراى وحشتناک و ظلمانى بى‌ایمانى ببیند. ممکن است در ظاهر رفتار آحاد جامعه ما رگه‌هایى از عدم تقید به شعائر وجود داشته باشد ولى باطنا چارچوب تصورشان، چارچوب دینى و ایمانى است. بحران ایمان موضوع ما نیست باید دهه‌ها طول بکشد تا ما گرفتار بحران ایمان شویم. درست است در بعضى از افراد ممکن است موضوعیت پیدا کرده باشد ولى حرکت اجتماع مبتنى بر بى‌ایمانى نیست. اگر به ماه رمضان نگاه کنید، به تاسوعا و عاشورا نگاه کنید، به مناسبت‌ها نگاه کنید، رفتار عموم جامعه و خانواده‌ها را نگاه کنید هنوز اثرى از بحران ایمان نداریم. در هر حال پس از دوران عقل‌‌گرایى اولیه در یونان باستان حالا ایمان وارد میدان شده بود.ایمان یک مقوله ماورایى قابل دیدن نبود. نه فرشتگان را مى‌شد دید نه خدا را با این چشم سر مى‌شد دید و دو، دوتا چهارتاى عقلى کرد، نه آنچه در کتب عهد عتیق و عهد جدید آمده بود قابل تبیین بود. صرفا گفته مى‌شد باید به اینها ایمان و اعتقاد داشته باشید. پنبه عقل را هم که زده بودند و مى‌گفتند حق ندارید با گزاره‌هاى عقلانى وارد این مقوله شوید. دست و پاى هرکس را که این‌گونه عمل کرده بود بریدند، دانشمندان را تکفیر کردند و از بالاى برج‌ها پایین انداختند و سوزاندند. در کلیسا دادگاه‌هاى تفتیش عقاید راه انداختند. لذا به تدریج تفکرى در آنجا بسط پیدا کرد مبنى بر اینکه کلیسا قادر نیست از ایمان دفاع عقلانى کند و در نتیجه ایمان در مقابل عقل قرار گرفت. گروه‌هاى فکرى به سه دسته تقسیم شدند. گروهى معتقد بودند که عقل باید به نفع ایمان کنار رود، گروه دیگر مى‌گفتند ایمان باید به نفع عقل کنار رود، گزاره سومى هم بود که تقریبا هر دو را برابر مى‌دانست. هیچ‌کدام از این سه گروه نیز نتوانستند دلیل محکمى ارائه کنند که قابل پذیرش باشد. فلسفه این دوران چون قابل دفاع نبود به نام اسکولاستیک معروف گردید. (مدرسی) اسکول یعنى مدرسه. اسکولاستیک یعنى مدرسی. یعنى چیزى که بیان شده و بقیه مجبورند یاد بگیرند. در مدرسه خیلى تفکر و تعقل وجود ندارد. شما به‌عنوان دانش‌آموز- نه به‌عنوان دانشجو- فقط مطالب را مى‌آموزید. دانشمندان براى سنین نوجوانى و کودکی، شان تعفل و تفکر قائل نیستند چون تازه فرد زندگى را تجربه مى‌کند. از این جهت به مدارس این مقطع مى‌گویند اسکول یعنى چیزهایى که افراد نمى‌توانند در حقانیتشان تردید کنند، آنها مى‌آموزند. یک بچه ابتدایى با راهنمایى نمى‌تواند بر سر یک فرمول ریاضى یا نحوه چینش کلمات یک بیت شعر شک کند، نهایتا مى‌تواند اینها را خوب بفهمد و نمره 20 بگیرد. نگاه مکتب فلسفى دوران قرون وسطى در این حد است. مى‌گویند شما بیشتر از این نمى‌توانید جلو بروید. نهایتا مى‌توانید رشد کنید و یک مکتب فکرى هماهنگ و منطبق با ما به وجود آورید.
روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب

کتاب نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب

کتاب «نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب» مجموعه مقالاتی است که در فضای جامعه غرب در انتقاد از ابعاد نظری و عملی فمینیسم نگاشته شده است.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS