دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غزنویان

No image
غزنویان

كلمات كليدي : تاريخ، غزنويان، سبكتكين، آلپتكين، سلطان محمود، سلطان مسعود، غزنه

نویسنده : سعيده سلطاني مقدم

چگونگی به قدرت رسیدن غزنویان:

دولت غزنوی در سالهای (351 – 582) هـ.ق حکومت کرد که یک دولت فارسی زبان، نظامی و اسلامی بود، دولت غزنوی خاستگاه نژادی و پایگاه علمی خاصی نداشت.[1] سلاطین غزنوی مانند سامانیان و آل بویه، منسب نامه نویسان را بر آن داشتند تا گذشتۀ آنان را به پادشاهان پیش از اسلام ایرانیان پیوند دهند.

غزنویان 230 سال به عنوان قدرتی قابل توجه در شرق افغانستان (غزنه) و شرق هند بودند. "الپتکین" سپهسالار خراسان به عنوان یکی از مؤسسین دولت غزنوی که غلامی ترک نژاد، در دربار ساسانیان بود توانست غزنه را تصرف کند و با گرفتن منشور از منصور بن نوح سامانی موقعیت خود را در غزنه سامان دهد.[2]

بعد از الپتکین یکی از غلامان او به نام "بلکتکین" 10 سال در غزنه قدرت را به دست گرفت و بعد از او "بوری تکین" 2 سال در رأس قدرت بود اما به علت بی لیاقتی خلع شد و جای او را "سبکتکین" گرفت، او نیز غلامی ترک نژاد بود که در زمان سلطنت منصور بن نوح سامانی در خدمت الپتکین بود، در واقع مؤسس واقعی دولت غزنویان سبکتکین بشمار می‌رود.[3]

بعد از سبکتکین پسرش "محمود" به جای او نشست، او نیز مانند پدر از سامانیان اطاعت می‌کرد، دوران سلطان محمود و سلطان مسعود که در منابع به عنوان دوره نخست غزنوی یاد می‌شود، اوج قدرت سیاسی و نظامی دولت غزنویان بود که اتفاقات مهمی در آن رخ داد که به اختصار به مهمترین آنها اشاره می‌کنیم.

فتوحات سلطان محمود

سلطان محمود در زمان سلطنتش غزوه‌های زیادی از جمله در بهاطیه، مولتان، شوکپال و...انجام داد.

فتوحات او در هند دو دلیل عمده داشت:

1- مناطق واقع در شرق قلمرو آنان، از ثروتی چشمگیر برخوردار بود که می‌توانست انتظارات مادی سپاه غزنوی را تأمین کند.

2- اهالی سرزمین شرقی قلمرو غزنویان غیر مسلمان بودند و نشر اسلام علاوه بر آنکه انگیزه مجاهدان دینی برای پیوستن به سپاه محمود بود حمله سلطان محمود را توجیه می‌کرد و در لشکر کشی به هند از همه مهمتر فتح سومنات بود.

از دیگر لشکر کشی‌های محمود تصرف سیستان بود که آنجا را از چنگ امیر خلف صفاری بیرون آورد و وی هم چنان توانست ری را از مجد الدوله دیلمی بگیرد.[4]

سلطان محمود و خلافت عباسی:

مناسبات محمود و خلافت عباسی بر اساس مصالح دو طرف، از ابتدا گرم و دوستانه بود و در تمام دوران، محمود القادر بالله خلیفه بود و سلطان برای حفظ و پشتیبانی خلیفه از حکومت خویش و مشروعیت دادن به حکومت خود از هیچ کاری کوتاهی نمی‌کرد و برای آنکه محمود برای حمله به هند خود را به عنوان مجاهد و غازی‌ اسلام معرفی کند به همراهی خلیفه احتیاج داشت.[5]

سلطان مسعود

بعد از محمود پسرش سلطان مسعود قدرت را به دست گرفت او برای آرام کردن مناطقی که شورش کرده بودند به کرمان و تهران لشکر کشید و برای کسب شهرت، او نیز مانند پدر به هندوستان رفت و شهر بنارس را فتح کرد، اما در این میان گرفتار هجوم ترکمنان شد و در جنگ دندانقان از آنان شکست خورد و به هندوستان گریخت.[6]

دوره دوم غزنوی

بعد از سلطان مسعود، دولت غزنوی دچار انحطاط شد و سلاطین غزنوی به مدت یک و نیم قرن در بلاد شرقی به حکومت خود ادامه دادند که به دوره دوم غزنوی مشهور است، بعد از مسعود سلاطین غزنوی، محمد، مودود، فرخزاد، ابراهیم، بهرام شاه و آخرین آن خسرو ملک می‌باشند.[7]

مبارزه با غوریان و انقراض غزنویان

در جنگ غزنه میان بهرام شاه غزنوی و سیف الدین سوری غزنه به دست غوریان افتاد، بیرون رفتن قدرت از دست غزنویان به خاطر فشار غوریان نبود بلکه دسته‌ای از ترکان اغزها بودند که خسرو ملک در برابر حمله آنها شکست خورد و به این ترتیب سلسله غزنوی منقرض شد.[8]

مقاله

نویسنده سعيده سلطاني مقدم

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS