دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فراموشی قیامت عامل کوردلی

عرض شد: کسانی که در پیدایش فتنه موثر هستند، سه دسته‌اند: یک دسته نقش اول را ایفا می‌کنند.
فراموشی قیامت عامل کوردلی
فراموشی قیامت عامل کوردلی
نویسنده: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

مراتب فتنه گری

عرض شد: کسانی که در پیدایش فتنه موثر هستند، سه دسته‌اند: یک دسته نقش اول را ایفا می‌کنند. این افراد معمولا آگاهانه برای اغراض فاسدی که دارند، دست به ایجاد فتنه می‌زنند. دسته دوم، وسیله‌ای در دست گروه اول هستند و توسط آن‌ها با پول و امثال آن استثمار می‌شوند. دسته سوم هم کسانی هستند که قصد سوئی ندارند و علاقهمند به خدمت هستند؛ ولی از روی ناآگاهی اقداماتی انجام می‌دهند که عملا به نفع فتنه گران و به ضرر اهل حق تمام می‌شود. البته ذکر این تقسیم بندی به این معنا نیست که یک مرزبندی وجود دارد که کاملا این سه دسته را از هم تفکیک می‌کند، به طوری که هر کدام ویژگی خاص خودشان را به طور کامل دارند؛ بلکه این دسته بندی برای این است که به انسان نشان دهد در مقام عمل با هر دسته باید چگونه رفتار کند.

مقصود از دسته اول، یک عده کافر و مشرک نیستند که ذاتا با اسلام عناد دارند؛ بلکه ویژگی این‌ها این است که فساد اخلاقی و انحراف فکری آن‌ها به قدری شدید است که برای رسیدن به هدفشان بدون هیچ تردیدی به هر کاری اقدام می‌کنند. ممکن است از ابتداء خیلی انسان‌های بدی هم نباشند؛ ولی به تدریج در اثر انجام گناه به جایی می‌رسند که با کفار هم تراز می‌شوند. بزرگ ترین فتنه‌ای که در عالم اسلام اتفاق افتاد، همان فتنه‌ای است که به شهادت حضرت زهراء- سلام الله علیها- منتهی شد، و در ادامه منجر به واقعه کربلاو شهادت سیدالشهداء- علیه السلام- شد. عاملین این فتنه کفار و مشرکین نبودند؛ عاملین اول این فتنه کسانی بودند که سالها پای منبر پیامبر نشسته بودند و در جنگ‌های صدر اسلام شرکت کرده و برخی از آن‌ها معلول جنگی بودند. برخی از کسانی که برای جنگ با سیدالشهدا- علیه السلام- به کربلا آمده بودند، از کسانی بودند که چند سال پیش از آن در رکاب امیرالمومنین- علیه السلام- علیه معاویه جنگیده بودند.

آدمیزاد به گونه ای خلق شده است که چنین امکانی برای او وجود دارد که با این که در ابتداء ایمان دارد، اهل جهاد و انفاق مال در راه خدا است، اما آرام آرام به گناه به دنیاپرستی و به ریاست طلبی کشیده شود، تا جایی که گویا به مبدا و معاد اعتقادی ندارد. شاید وقتی از او در مورد این اعتقادات سوال شود، با تاکید بگوید که انسان معتقدی است و شاید نماز هم بخواند؛ مگر عمر سعد صبح عاشورا نماز نخواند؟ اصحاب عمر سعد نماز صبح عاشورا را به او اقتداء کردند و برای تعقیب نمازشان به جنگ سیدالشهداء رفتند و او را به شهادت رساندند. پس این که می‌گوییم: دسته اول آگاهانه فتنه‌گری می‌کنند، یعنی باکی ندارند که چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود. عمر سعد در شب عاشورا تا صبح با خودش فکر کرد و نزدیکی‌های صبح تصمیم گرفت که جنگ با سیدالشهداء را قبول کند. پس اقدام به فساد دارای مراتبی است. همه در یک حد نیستند؛ همه کافر، مشرک و معاند نیستند.

نسیان روز حساب، عامل کوردلی

طبق بیان صریح قرآن آنچه موجب ارتکاب گناه می‌شود، نسیان روز حساب است و حتما لازم نیست روز حساب را انکار کنند: «... ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب»1. لذا در عمل با کسانی که معتقد نیستند فرقی ندارند: «ثم کان عاقبه الذین اساوا السوای ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزون». نتیجه گناه به این جا می‌کشد که انسان دین و ایمانش را از دست می‌دهد. اول شک پیدا می‌شود، کم کم شک تقویت می‌شود و گاهی به انکار هم کشیده می‌شود. این دسته چون آگاهانه به فساد اقدام می‌کنند، در اثر شدت گناه، کارشان به جایی می‌رسد که باطنشان کور می‌شود. قرآن می‌فرماید: عده ای معبود خود را هوای نفس قرار داده اند: «ا فرایت من اتخذ الهه هواه و اضله الله علی علم و ختم علی سمعه و قلبه و جعل علی بصره غشاوه فمن یهدیه من بعدالله افلاتذکرون»: کسی که معبود خودش را هوای خود قرار داده، یعنی در برابر فرمان نفس تسلیم است و او را می‌پرستد، خدا او را با این که علم دارد و می‌فهمد که چه امری خوب و چه امری بد است، گمراهش می‌کند و بر قلب و گوشش مهر می‌زند و جلوی چشم او را هم با پرده ای می‌پوشاند. وقتی پرده ضخیمی در برابر چشم قرار گیرد، هر چند که چشم سالم باشد، قادر به دیدن نخواهد بود؛ «فمن یهدیه من بعدالله»: چه کسی می‌تواند کسانی را که خدا گمراه کرده است، هدایت کند؟

اگر کسانی به این حد رسیدند دیگر وقت گذاشتن برای آنها فایده‌ای ندارد. اینها قابل هدایت نیستند. البته اتمام حجت مسئله دیگری است. انسان وظیفه امر به معروف و نهی از منکر دارد که مصلحت کلی آن اتمام حجت و در مرتبه بعد در صورتی که امید به تاثیر وجود داشته باشد، ارشاد دیگران است. اما این که انسان وقت صرف کند و متصدی هدایت چنین انسانی شود، کار لغوی است. صرفا جهت اتمام حجت خوب است که یک بار گفته شود و اگر احتمال تاثیری می‌دهیم، موعظه ای هم بشود.

ممکن است سوال شود که در داستان اصحاب سبت، آنهائی اهل نجات بودند که امر به معروف و نهی از منکر کردند و کسانی که در برابر آن‌ها سکوت کردند با آن‌ها گرفتار عذاب شدند، پس نباید سکوت کرد. قرآن می‌فرماید: «و اذ قالت امه منهم لم تعظون قوما الله مهلکهم او معذبهم عذابا شدیدا قالوا معذره الی ربکم و لعلهم یتقون»؛ این امر به معروف به دو جهت بود: یکی این که در برابر خداوند عذری داشته باشند، یعنی همان اتمام حجت (معذره الی ربکم) و دیگر این که امیدی ولو ضعیف به بازگشت آنها داشتند (لعلهم یتقون)؛ ولی ما که می‌گوییم: نباید برای این دسته از فتنه گران که عامدا و عالما فساد به پا می‌کنند وقت صرف کرد، به این جهت است که امیدی به بازگشت آنها نداریم و بیشتر از این وقت صرف کردن باعث می‌شود نیرو و وقتی برای پرداختن به دیگران نماند. البته اگر اتمام حجت نشده یا امیدی به بازگشت آنها وجود دارد، نسبت به آن‌ها هم تکلیف داریم؛ اما یک مسئله دیگری هم وجود دارد و آن این است که اگر تکالیف متزاحمی داشته باشیم، باید ببینیم کدام یک اولویت دارد.

مقاله

نویسنده آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان 1 Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination Against Women

کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان 1 Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination Against Women

پس از شکل گیری نظام نوین حقوق بشر مبتنی بر منشور سازمان ملل متحد، تلاش‌های زیادی جهت احیای حقوق زنان در سطح جامعه بین المللی صورت پذیرفت.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS