دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرزندم را بزرگ داشتى، پس تو را بزرگ داشتم

No image
فرزندم را بزرگ داشتى، پس تو را بزرگ داشتم

سروش غیبى

آیت الله محسنى ملایرى(رحمه الله) در مصاحبه اى راجع به آیت الله العظمى بروجردى(قدس سره) چنین مى گوید:

«در سفر دومى که آقاى بروجردى به مشهد مقدّس مشرف شدند مرحوم حاج شیخ على اکبر نهاوندى که امامت مسجد گوهرشاد را به عهده داشتند، از ایشان خواستند که به جاى وى نماز جماعت را قبول کنند ایشان هم بعد از تأملاتى پذیرفتند و ماه رمضان را در مکان آقاى نهاوندى نماز خواندند بعداً مرحوم نهاوندى براى من نقل کردند: چشمم آب آورده بود، لذا براى عمل به تهران رفتم، دکترها نوبت طولانى دادند، دیدم هنوز فرصتى هست به عتبات مقدّسه رفتم در نجف اشرف، مرحوم آیت الله العظمى سید ابوالحسن اصفهانى از من خواستند که در مکان ایشان نماز بخوانم، بعد از نماز مغرب، در نافله دوم آن، صدایى را شنیدم که فرمود: عَظَّمْتَ وَلَدى فَعَظَّمتُکَفرزندم را بزرگ داشتى، پس تو را بزرگ داشتم (تو به او جاى دادى، من هم به تو جاى دادم)

این قضیه را من از آقاى نهاوندى شنیدم، خدمت آقاى بروجردى نقل کردم، اشک از چشمان ایشان سرازیر شد آن جمله، علاوه بر عنایت مولى الموالى به مرحوم آقاى بروجردى، بر صحّت انتساب ایشان نیز دلالت داشت (عَظَّمْتَ وَلدَى)»([8])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS