دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرق خداشیه

No image
فرق خداشیه

نویسنده : محمد محسن مرداني

كلمات كليدي : خداشيه، اباحيه، اهل سنت، خداش، عبادات

اباحیه، طایفه­ای هستند که عبادات و شرعیات را ترک کرده و منهیات و محرمات را حلال میشمارند.[1]

موضوع در رابطه با یکی از فرقه­های اهل سنت به نام خداشیه می­باشد که این گروه با توجه به اینکه از زیر مجموعه فرق اهل سنت بوده ولی از گروه دیگری به نام اباحیه گرفته شده است ولی از نظر اعتقادی با اعتقاد اهل سنت تفاوت بسیاری دارد.

رهبر فرقه

رهبر فرقه خداشیه مردی به نام عمار یا عماره بن بدیل بوده که ملقب به خداش می­باشد و آنچه به نظر می­رسد این است که این لقب را سایر مسلمانان بوی داده باشند به عنوان اینکه او به اسلام ضربه و خدشه وارد کرده است و در واقع این لقب نوعی اهانت به آنها است بخصوص که خداشیه خود را فرقه­ای از راوندیه می­داند.

برخی قائلند خداش در ابتدا نصرانی بوده است و بعدا در کوفه مسلمان شده و به مرو و خراسان برای تبلیغ مرام خود رفته است.[2]

آنها اختلافاتی را در مرو خراسان بوجود آوردند که باعث شد اسد ابن عبد الله برادر خالد ابن عبدالله القسری به آنها حمله کرده و تعدادی از آنها را کشته و همچنین خداش را گرفته و مثله کرد. بدین صورت که زبانش را قطع کرده و چشمانش را نابینا کردند. در این حالت بود که یحیی ابن نعیم شیبانی دستور به قتل وی داد و وی را اعدام کردند[3] و بدین ترتیب به قائله وی در مرو خاتمه دادند.

عقاید خداشیه

این فرقه که پیروان خداش می­باشند اعتقاد دارند که خداش، حرام های خداوند را مباح نموده و اعلام کرده که استفاده از زنان مردم برای یکدیگر جایز است و همچنین در ترک واجبات نیز دست به توجیه و تاویل می­زنند و اعتقاد دارند که خداش این مطلب را از مالک ابن هیثم و هریش ابن سلیم اعج می­گرفته است.[4]

آنها اعتقاد دارند که نه نماز و نه روزه و نه حج هیچکدام واجب نیست بلکه برای هر کدام از آنها تاویل خاصی آورده و می­گویند وقتی نماز و روزه و حج گفته می­شود منظور چیز دیگری است.

آنها می­گویند منظور از نماز دعا برای امام و رهبر جامعه و ذکر و یادآوری وی و اطاعت از وی است نه اعمال و حرکات مخصوصی که از صدر اسلام بدان عمل می­شده است

و منظور از روزه خودداری از ذکر نام امام است.[5]

منظور از حج بدین معنا نیست که به طرف مکه بروی بلکه منظور حرکت برای دیدار امام و رهبر فرقه است. بنابراین بواسطه قول این فرقه در نماز به اصطلاح مسلمانان هیچ­گونه مزیتی نیست و در روزه به اصطلاح مسلمانان بجز گرسنگی و تشنگی هیچگونه منفعتی نیست. بنابراین انسان نباید در هیچ حالی خود را از لذت نعمتهایی که خدا داده مثل خوردنیها و آشامیدنیها و جماع ممنوع کند.[6]

ادله خداشیه

خداشیه برای تبیین اعتقادات خود از جمله اباحه گری دست به ادله­ای زدند که عبارت است از :

لیس على الذین آمنوا و عملوا الصالحات جناح فیما طعموا إذا ما اتقوا و آمنوا[7]

بر کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، گناهى در آنچه خورده‌اند نیست (و نسبت به نوشیدن شراب، قبل از نزول حکم تحریم، مجازات نمى‌شوند) اگر تقوا پیشه کنند و ایمان بیاورند و اعمال صالح انجام دهند سپس تقوا پیشه کنند و ایمان آورند سپس تقوا پیشه کنند و نیکى نمایند و خداوند، نیکوکاران را دوست مى‌دارد.

وحال آنکه همه می­دانیم طبق نظر مفسرین منظور از آنچه خورده­اند شراب و... بوده که در زمان جاهلیت مصرف کرده­اند و آیه دلالت بر این دارد که چون آنها در زمان جاهلیت و یا در زمانی قرار داشته که هنوز آیه حرمت نازل نشده بوده است این کار آنها عذاب ندارد و هیچ وقت دلالت بر جواز حرام ندارد. همانطور که در تفسیر مجمع البیان آمده است زمانی که آیه حرمت شراب و قمار نازل شد اصحاب خدمت پیامبر اکرم(ص) رسیدند و عرضه داشتند : یا رسول الله برادران دینی ما که قبل از نزول آیه شراب خورده و از مال قمار بازی، مصرف می­کردند حکمشان چه می­شود؟ از اینرو خداوند این آیه را نازل کرد.[8]

پس به وضوح می­بینیم که عمل آنها و استدلال به این آیه شریفه برای این عمل زشت از ناحیه آنها فقط به واسطه فهم ناصحیح آنها از قرآن بوده و به هیچ وجه این آیه برای استلال مناسب نیست.

اما بعد از مدتی خداشیه به طور خاص منقرض شده ولی افکار و عقاید اباحه گری آنها هنوز در بین برخی فرق وجود دارد.

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS