دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فريب دنيا پرستان و پيروان آنها را نخوريم

[امام سجاد (ع) فرمود:] اي مؤمنان، شما را سركشان و پيروانشان كه متمايل به اين دنيا گشته و دل بدان بسته اند و فريفته آن شده اند، فريب ندهند، آنان كه به دنيا و كالاي پوسيده و گياه خشك كه به زودي از انسان جدا گردد، روي كرده اند طاغوت ها و پيروان آنها شما را فريب ندهند!
فريب دنيا پرستان و پيروان آنها را نخوريم
فريب دنيا پرستان و پيروان آنها را نخوريم

شرح حديث معصومين (ع) در كلام رهبر انقلاب

في الکافي، عن الثمّاليِ، قال:... قال (عليه السلام):اَيُّهَا الْمُوْمِنُونَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الطَّوَاغِيتُ وَ اَتْبَاعُهُمْ مِنْ اَهْلِ الرَّغْبَةً فِي هَذِهِ الدُّنْيَا الْمَائِلُونَ إِلَيْهَا الْمُفْتَتِنُونَ بِهَا الْمُقْبِلُونَ عَلَيْهَا وَ عَلَي حُطَامِهَا الْهَامِدِ وَ هَشِيمِهَا الْبَائِدِ غَداً[1]

[امام سجاد (ع) فرمود:] اي مؤمنان، شما را سركشان و پيروانشان كه متمايل به اين دنيا گشته و دل بدان بسته اند و فريفته آن شده اند، فريب ندهند، آنان كه به دنيا و كالاي پوسيده و گياه خشك كه به زودي از انسان جدا گردد، روي كرده اند طاغوت ها و پيروان آنها شما را فريب ندهند! پيروانشان در درجۀ اوّل، اطرافيان، بعد هم آن توده اي از مردم که دل به طاغوت مي سپارند، بدون تحقيق، بدون احساس مسئوليت و تعهّد دنبال او راه مي افتند براي اينکه به هوس ها و حُطام دنيوي دست پيدا کنند. مراد از پيروان، اينها هستند.

سپس خصوصياتي را براي طواغيت و پيروان آنها ذکر مي فرمايند. به نظر مي رسد ذکر اين خصوصيات براي اين است که وقتي گفته مي شود پيروي از طواغيت نکنيد، يعني از اين خصوصيات، خلقيات، رفتارها که در عملِ طواغيت و پيروان آنها ديده مي شود، اجتناب کنيد! اولين خصوصيت و شايد مهم ترينش اين است که اهل دنيايند، رغبت به دنيا دارند. اينها اهل عاجله اند، اهل دنيايند. همۀ تلاش و سعيشان براي اين است که از اين دنيا يک چيزي به دست بياورند، زندگي مي کنند براي اينکه بخورند و مي خورند براي اينکه ادامۀ زندگي بدهند.

بنده يک وقتي مثل مي زدم اينها را به کساني که باکِ ماشينشان را پر از بنزين مي کنند، بعد راه مي افتند به طرف آن جايگاه ديگر بنزين، تا آنجا يک مقدار بنزين کم شده، آنجا بنزين مي زنند، باز راه مي افتند به طرف جايگاه سوّمي و همينطور پي در پي و بدون مقصدي. می‌خورند تا زنده بمانند، زنده مي مانند تا بخورند! اهل دنيا اينطوري اند، همّ و غمّشان همين دنياست.

خوردن را به عنوان يک شاخصۀ مهم زندگي مثال زديم، بقيۀ کارهايي که مثل خوردن است؛ پوشيدن، پزُدادن، تفاخرکردن، شهوتراني کردن، زندگي براي اينهاست و اينها هم براي اين است که ادامۀ زندگي بدهند، گرايش به دنيا دارند. اعتناي به دنيا دارند. معنايش اين است آن کسي که نقطۀ مقابل اينهاست، حتي اعتناي به دنيا هم نبايد داشته باشد.

مي دانيد مراد از دنيا در اينجا سازندگيِ کرۀ خاکي و محيط زندگي نيست، مراد همين هوس و التذاذ و حظّي است که انسان از دنيا مي برد. مي فرمايند اعتنا به اينها نبايد کرد. حُطام، تکه پاره هاي خشک شدۀ چوب را مي گويند: لو نشَاءُ لجَعلناه حُطاما. همۀ آنچه در اين دنيا می‌بينيد، ثروتش، شرف ظاهري اش، اعتبار اجتماعی‌اش، همه مانند تکه پاره هاي چوبي است که روي زمين ريخته است. هامد يعني خاموش شده. آتشي که خاموش بشود، می‌گويند هَمَد، يعني شعله اش فرِوِ نشست، تمام شدِ. اين حطامي که در حال از بين رفتن است، خصوصيت از بين رفتن، ذاتي اوست. و هَشيمَها البائد، هشيم هم به معناي چيزهاي خشک شده و ريزشده و پراکنده است، هَشيما تذَروه الرياح که در قرآن است، همين خورده ريزهايي که روي زمين مي ريزد، يک باد، يک نسيم همۀ اينها را جمع مي کند، مي برَد، همه اين چيزهايي که اهل دنيا خودشان را برايش مي کُشند، جنگ ها براي آن درست می‌کنند،جابجاييِ ثروت ،مهم ترين هدف و آرزوي اينهاست، ثروت يک نمونه اش، مقام و جاه و رسيدن به قدرت هم نمونه هاي ديگرش، همۀ اينها از نگاه حکمت آميز قرآن و اهل بيت، عبارت از هشيم است، آن هشيمي که فردا از بين رفته است. بائد يعني نابود شده، از بين رفته. خصوصيت طواغيت اين است، طواغيت براي دنيا تلاش مي کنند، براي اين پديده هاي به نظر آنها بزرگ و در واقع بي ارزش، اينها شما را فريب ندهد.

_________________

[1]- الشافي، ص 845

*شرح حديث در ابتداي درس خارج ، 2/2/92 به نقل از مشرق.

روزنامه كيهان، شماره 21808 به تاريخ 12/10/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS