دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فضیلت هاى اخلاقى

No image
فضیلت هاى اخلاقى

فضیلت هاى اخلاقى

1 ـ تزکیه و تهذیب نفس: از سنین جوانى دل و ذهن را از آلودگى پیراست و چون در پى سلوک خالص قرآنى و روایى بود و اهمیت آن را از اعماق وجود دریافته بود، از طریقتهاى صوفیه و فرقه گراییهاى آنان مى گریخت. او به دامان ائمه هدى متوسل گردید و در کنار مضجع آنان اشکها ریخت که مبادا طوفانهاى تیره کننده، ریشه هاى ایمان و رشته هاى باورهایشان را دچار خدشه سازد. نوشته هاى عرفانى او نیز برگرفته از احادیث اهل بیت(علیه السلام) یا منطبق با آنهاست و از دریافتهاى فطرى دور نمى باشد. عصاره افکارش این است که آنها که در مسیر عرفان به اسقاط تکلیف معتقدند، نه تنها سخنى بى ربط گفته اند بلکه از رسیدن به مقامات عالى روحانى و ملکوتى عاجزند و مسیر باطلى را مى پیمایند، لذا به مقصد اصلى و راستین نمى رسند. از این رو او در چنین طریقه اى رنج و آزارهاى فراوان دید تا به قله هاى فضیلت رسید.

2 ـ ارادت به خاندان عترت: سالیان متمادى در جوار بارگاه حضرت امام حسین(علیه السلام) زیست به تدریج علاقه اى را که از کودکى با خود داشت، عمیق تر کرد و در نوشته هایش نیز چنین شوقى را بروز داد، از جمله از نقشه هاى غاصبان نخستین خلافت و نیز امویان و عباسیان به شدت انتقاد کرد و در فصل دوم بحرالمعارف هشدار داد که مبادا انسان در حضور حضرت بارى تعالى، انبیاء و ائمه هدى گناه کند و پیمانى را که با حق بسته است، نقض کند.[18] در فصل پنجم همین اثر مى نویسد:

«وصیت مى کنم ترا بر سبیل تأکید که کوتاهى در زیارت مقابر و مشاهد اولیاء الهى ننمایى و از ایشان استمداد فیض بنما که چون بر سر مزار باشى خاطر متوجه روحانیت آن کامل تواند شد زیرا که مقابر را خاصیتى هست که منقطع مى سازد زواید خاطر را...»[19]

3 ـ تقید به آداب شرعى و عبادات: سحرخیز بود و شب زنده دارى مى کرد. برخى ایام سال را روزه مى گرفت. تأکیدش بر این بود که انسان براى قیام در شب، طعام بسیار نخورد، زیرا غذاى فراوان، آب زیاد مى طلبد و پرنوشى خواب راغلبه مى نماید. کوشش وى بر این بود که نه تنها نماز را از وقت خود به تأخیر نیفکند بلکه آن را به صورت جماعت به جاى آورد زیرا مساجد محل نزول فیض الهى اند.[20]

4 ـ فروتنى، زهد و تمایل به گمنامى: دوست داشت در گمنامى به سر برد. از اهل دنیا کناره گیرى مى نمود ولى با بندگان مؤمن و بینوایان و محرومان انس و الفت داشت. از امکانات زندگى به حداقل اکتفا کرد و با برداشت اندکى بازدهى فراوان تحویل جامعه داد.[21

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

عبدالصمد همدانی

عبدالصمد همدانی

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS