دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله احمد جنّتی

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله احمد جنّتی

همراه با انقلاب

بى شک آیت الله جنتى را مى توان به عنوان یکى از مهم ترین شخصیت هاى انقلابى دوران اخیر یاد نمود. وى هنگامى که در قم مشغول تحصیل بود، با شرکت در کنفرانس ها و جلسه هایى که علیه رژیم طاغوت برگزار مى شد، حرکت انقلاب اسلامى را تسریع مى بخشید. امضاى وى در اکثر نامه ها و اعلامیه هایى که از طرف انقلابیون و علما صادر مى شد، گویاى این مسئله است. همین حرکت هاى انقلابى وى باعث شد که رژیم طاغوت واکنش نشان دهد. آیت الله جنّتى در این باره مى نویسد:

در جزیره خارک و رفسنجان و قم مورد تهدید، تعقیب و مراقبت بودم و چند نوبت در قم بازداشت شدم. سه نوبت به زندان رفتم دو نوبت در قزل قلعه و یک نوبت در زندان کمیته. مجموعاً حدود سه ماه زندانى شدم که تاریخ دقیق آن را در خاطر ندارم. یک بار مرا در جزیره خارک دستگیر کردند ]و[ براى سه سال به همدان تبعید شدم.[15]

ساواک راجع به یکى از جلسات برگزارى علیه رژیم منحوس پهلوى که آیت الله جنتى نیز از اعضاى آن بوده و در آن حضور داشته است، در گزارشى مبسوط مى نویسد:

در ساعت 21 روز 23 / 12 / 1344، على حجتى کرمانى، جنّتى اصفهانى، ربّانى شیرازى، احمد آذرى و منتظرى اصفهانى، در منزل میرزا على مشکینى جلسه اى تشکیل داده وتصمیماتى به شرح ذیل اتخاذ نموده اند 1. براى مراجعت امام خمینى(قدس سره) اعلامیه هایى در ایّام عید در قم چاپ و در سایر شهرستان ها پخش نمایند. 2. مراجعه دسته جمعى به منزل روحانیون طراز اوّل و تقاضا از آنان جهت اخذ تصمیمات شدیدتر به منظور اعاده امام خمینى به قم. 3. چنانچه این اقدامات مؤثر واقع نگردید، تصمیمات شدیدترى از قبیل تهدید و ارعاب و حتّى ترور گرفته شود.

با توجه به اوامر صادره، مراتب جهت مراقبت هاى لازم و جلوگیرى از هر گونه پیش آمد احتمالى، خواهشمند است دستور فرمایید موزعین هر نوع اعلامیه و تراکت مضرّه دستگیر و نتیجه سریعاً گزارش گردد.[16]

آیت الله شیخ على اکبر مسعودى خمینى متولى آستان حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام)درباره تلاش آیت الله جنتى در مبارزه با رژیم طاغوت مى گوید:

«یک بار آقاى جنّتى در مجمعى حضور داشتند و بنا شد که درباره موضوعى اطلاعیه اى داده شود، در نهایت تنظیم اطلاعیه و رساندن آن به مقصد، به عهده آقاى جنّتى گذاشته شد. ایشان هم متن اوّلیه آن را لاى یک نسخه کتاب مفاتیح الجنان گذاشت و از جلسه بیرون رفت. بنده این صحنه را فراموش نمى کنم که ایشان از کنار کوچه آرام آرام عبور مى کرد و سرش را پایین انداخته بود که کسى به ایشان ظنین نشودمفاتیح الجنان هم زیر بغلش بود و هر کس ایشان را مى دید، خیال مى کرد براى دعا خواندن به حرم مى رود».[17]

على جنتى نیز ضمن یادآورى آن دوران پرخاطره درباره نقش پدرش در پیروزى انقلاب اسلامى مى گوید:

«به یاد دارم همراه پدرم از مدرسه فیضیه داخل صحن شدیم. در همین زمان، یکى دو نفر از مأمورین ساواک پدرم را دستگیر کردند و سوار یک ماشین کردند و او را با خود بردند. مدت ها از ایشان خبر نداشتیم تا این که سرانجام بعد از جست و جوى بسیار متوجه شدیم که در زندان قزل قلعه هستند...[18]. پس از صد روز، پدرم را به اتّفاق آقاى مروارید و یک نفر دیگر آزاد کردند.[19]

تبلیغ

آیت الله جنّتى همراه با دیگر روحانیون قم براى تبلیغ و افشاى جنایات رژیم منحوس پهلوى به نقاط مختلف کشور و به ویژه تهران سفر مى کرد.

در یکى از گزارش هاى ساواک به تبلیغات وسیع وى در جهت براندازى طاغوت اشاره شده است:

12 / 6 / 48

موضوع: شیخ احمد جنتى، فرزند هاشم

شغل: واعظ

نامبرده بالا که از روحانیون ناراحت اصفهان معرفى گردیده، در تاریخ 30 / 3 / 48 به تهران آمده و با محمّدرضا سعیدى از عناصر ناراحت و مخالف مقیم تهران ملاقات نموده است. ملاحظات جهت اطّلاع و مراقبت از وى و اعلام نتیجه.[20]

تبعید

آیت الله جنتى و دیگر انقلابیون، بى اعتنا به هشدارهاى عوامل ساواک، براى رسیدن به هدف اسلامى شان مبارزه را ادامه دادند تا این که رژیم مجبور شد وى و دیگر مبارزین را دستگیر و به نقاط مختلف کشور تبعید کند.

وى ابتدا براى مدّت کوتاهى به تهران تبعید شد. در نامه اداره ساواک آمده است.

از ساواک قم به مدیریت کل اداره سوم

در اجراى اوامر تلفنى از بخش 312 آن اداره کل، بدین وسیله 5 نفر افراد مشروحه زیر جهت اعزام به مرکز در تاریخ 22 / 2 / 51 تحویل پاسداران اعزامى به سرپرستى آقاى اسماعیل قزوینىگردیدند.

محمّدمهدى ربّانى، شیخ محمّد یزدى، احمد جنّتى لادانى، محمّدعلى گرامى، شیخ احمد بیگدلى.

رییس ساواک قم، مهران [21]

پس از بازگشت به تهران و ادامه فعالیّت هاى ضد طاغوت، این مجاهد خستگى ناپذیر به همدان تبعید گردید. در گزارش ساواک آمده است:

به وزارت دادگسترى 1 / 6 / 52

از ساواک، کمسیون امنیت اجتماعى

افرادى که لیست آنان به پیوست ایفاد مى گردد، از روحانیون و عناصر اخلال گر و ناراحت شهرستان قم هستند که فعالیّت هایى در جهت ایجاد تشنّج و تحریک مردم به شورش و بلوا داشته اند که طبق کمیسیون امنیت اجتماعى مورخه 22 / 5 / 52 شهرستان قم، به سه سال اقامت اجبارى در مناطق مختلف کشور محکوم شده اند. مراتب جهت استحضار اعلام مى گردد.

ارتشبد نصیرى.

1. عبدالرحیم ربّانى شیرازى، چابهار.

2. حسینعلى منتظرى، طبس گلشن.

3. احمد جنّتى، اسدآباد همدان.

4. محمّدعلى گرامى، بم.

5. حسن صانعى، مشکین شهر.

6. احمد آذرى، برازجان.

7. خزعلى، بندر گناوه.

8. محمّد جعفرى گیلانى، نى ریز.[22]

به این ترتیب، آیت الله جنّتى به مدت سه سال در شهرستان اسدآباد در تبعید به سر برد. در ادامه مبارزات، آیت الله جنتى، طى نامه اى به اقامت اجبارى سه ساله در شهرستان فردوس محکوم شد.[23]

آیت الله جنتى در برابر ظلم و ستم رژیم پهلوى لحظه اى آرام و قرار نگرفت و در این راه پافشارى نمود. وى در برابر حکم اعدام عدّه اى از انقلابیون نیز ساکت ننشست و همراه با طلاّب مبارز دیگر به تحریک علما پرداخت تا آنان در مقابل حرکت رژیم پهلوى موضع گیرى کنند.

گزارش اداره ساواک:

برابر اعلام تلفنى ابهرى روز 20 / 2 / 51 چند تن از طلاّب افراطى مقیم قم به منازل آیات شریعتمدارى و گلپایگانى و نجفى مرعشى مراجعه و از آیات مذکور تقاضا مى نمایند به عنوان اعتراض به احکام صادره اداره دادرسى در مورد معدومین و محکومین سازمان آزادى بخش ایران وابسته به جمعیّت به اصطلاح نهضت آزادى از روز یک شنبه کلاس هاى درس حوزه علمیه قم را تعطیل نمایند که آیت الله شریعتمدارى با این امر مخالفت، ولى آیت الله گلپایگانى در این زمینه پاسخ مساعدى به آنان داده است. مضافاً به این که همفکران طلاّب مذکور به همین منظور در نظر دارند در تهران به آیت الله خوانسارى نیز مراجعه نمایند. به ساواک قم اعلام گردید سریعاً محرّکین امر را شناسایى و دستگیر که برابر اعلام ساواک مذکور، روز جارى چهار نفر از طلاّب محرک به شرح زیر دستگیر مى گردند. مهدى ربانى املشى، شیخ محمّدعلى گرامى، شیخ محمّد یزدى، احمد جنتى لاوانى.[24]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS