دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی شهید آیت الله حسین غفاری

No image
فعالیت های سیاسی شهید آیت الله حسین غفاری

دوران مبارزه و اندیشه هاى سیاسى

آیت الله غفارى چون نیاکان شهیدش با هر نوع استبداد مبارزه مى کرد. زبان حق گوى او در اوج خفقان رژیم شاهى رسواگر و افشاگر باطل بود.

وى زمانى به مبارزات خود شدّت بخشید و بر رژیم خودکامه و مستبد و خونخوار شاه حمله برد که روشنفکران خود فروخته و کمونیست هاى ملحد از رژیم منحوس شاه تجلیل مى کردند.

این مجاهد نستوه بى اعتنا به یاوه سرایى هاى گروهکهاى چپ و راست ابوذر گونه به شاه ظالم مى تاخت.

همزمان با قیام تاریخى حضرت امام خمینى(ره) در سال 1342 ش. آیت الله غفارى پشت سرامام از آرمانهاى والاى او پشتیبانى نمود و دوران رنج و محنت و زندان و حبس را سپرى نمود.

در طول تحصیل در قم نیز هرگاه فرصتى مى یافت به روستاها و شهرهاى اطراف مى رفت و به مبارزات پیگیر با استبداد همچنین به اشاعه فرهنگ غنى اسلام مى پرداخت و اذهان پاک روستائیان را از غبار نیرنگ هاى رژیم مستبد شاه مى زدود.

آیت الله غفارى رژیم شاه را غاصب مى دانست و اعتقاد داشت رژیم پهلوى با کودتا بر سرکار آمده و باطل است لذا با اصل رژیم مخالفت مى کرد. آن بزرگوار پس از مهاجرت به تهران در سال 1339 ش. رسماً در جریان کار مبارزات سیاسى کشور قرار گرفت. البته آن زمان طبیعى بود که مبارزه با رژیم مستبد محمدرضا خانى روحیه اى خاصّ را طلب مى کرد و آیت الله مجاهد غفارى این روحیه والاى مبارزه با استبداد را داشت و از هر لحظه و هر زمان و مکانى نهایت بهره بردارى را مى کرد و علیه رژیم ستم شاهى سخن مى گفت عوامل استبداد نیز از او ترس و واهمه اى فوق العاده داشتند.

زندان و شکنجه

تمام دوران زندگى آیت الله غفارى مقارن با حکومت پهلوى و همراه با رنج و محنت بود. مشاهده اوضاع نابسامان، مخالفت رژیم با روحانیت اصیل، محدود کردن مبارزان مسلمان، ترغیب و تشویق مردم به بى دینى و کشف حجاب، آزادى عمل فرقه ضالّه بهائیت، و ریشه هاى افکار انحرافى همه و همه موجب مى شد که او لب به اعتراض گشاید و در هر موقعیتى افشاگرى نماید و چه رنجها و دردها که در این راه متحمل نشد.

آیت الله غفارى خودش بارها دستگیر و زندانى شد امّا دستگیرى و حبس فرزندانش، همسرش و برادرش رنج و درد او را مضاعف بلکه چند برابر مى کرد. لکن همانند مولاى خودش حضرت امام موسى کاظم(علیه السلام) چون کوه استوار و با صلابت ایستادگى مى کرد و آنچه که عوامل طاغوت و ساواک را آزار مى داد روحیه مقاوم و استوار ایشان بود. به طور کلى حبس هاى شهید غفارى از سال 1340 آغاز و تا دى ماه 1353 ش. ادامه داشت 13 سال آخر عمر شریفش سراسر مبارزه و جانفشانى در راه آرمانهاى مقدّس امام خمینى بود. در سال 1341 سخنرانى هایش عموماً به افشاگرى مواضع غیراسلامى رژیم اختصاص داشت. و چندین بار مستقیماً با دستگاه رژیم پهلوى درگیر شد.

در شب 15 خرداد سال 1342 ش. مأمورین شاه به خانه اش هجوم آوردند و بالباس منزل او را به کمیته شهربانى بردند. در طول مدّت بازداشت و در بازجویى ها اراده قاطع و شجاعت بى نظیر آیت الله غفارى تمامى مأموران را به حیرت وا داشته بود. چرا که بازداشت ها بازجویى ها و حبس ها و شکنجه هاى بى رحمانه تنها کوچکترین اثر منفى در روح بزرگ و مقاوم او نداشت بلکه پس از هر بار زندانى شدن با روحیه اى قوى تر و شجاعتى بیشتر به مبارزه ادامه مى داد موقعى که زجر و شکنجه به سختى آزارش مى داد نام مبارک امام موسى بن جعفر(علیه السلام) را بر زبان مى راند.

و دیگر زندانیان را به استقامت و پایدارى و صبر دعوت مى کرد.

حجت الاسلام هادى غفارى در مصاحبه اش با روزنامه اطلاعات در 7 دى سال 1361 گفت: پس از جریان دستگیرى پدرم آیت الله غفارى نوشته اى را به ما مرقوم فرمودند که بدین قرار است:

علت این همه گرفتارى ها، زندانى شدن ها، مبارزات با دولت جنایتکار خائن به دین اسلام و دخالت بى مورد او در مقدّسات مذهبى و اجراى برنامه هاى ضددینى دستگاه حاکمه است.

اما اندیشه ناب سیاسى آیت الله غفارى را در بازجویى و متن بازجویى ساواک مى توان دریافت وقتى که از وى سؤال شد:

نظر شما نسبت به (آیت الله) خمینى چیست؟ جواب داد:

«من فکر مى کنم تنها کسى که مى تواند ایران را نجات دهد آیت الله خمینى است»

و جمله شجاعانه و قهرمانه او که فرمود:

«دشمن خمینى کافر است». کمر استبداد شاهى را شکست.

متن آخرین بازجویى که عیناً در روزنامه جمهورى اسلامى چهارشنبه 7 دى 1362 ش. نیز به چاپ رسیده و توسط ساواک انجام شده بود. به شرح زیر است:

س : چرا به زندان آورده شدید؟

ج : نمى دانم

س : آیا قبلاً به زندان آمده اید؟

ج : نیامده ام آورده اند

س : نظر شما راجع به شاهنشاه آریامهر چیست؟

ج : ایشان با کودتاى پدرشان سر کار آمده اند و غاصبند

س : نظر شما راجع به حزب رستاخیز چیست؟

ج : این حزب را شاه ساخته است و به مردم هیچ ربطى ندارد

و در پایان بازجویى این جمله را نوشت :

« و الرّاد علیهم کالرّاد علینا و الرّاد علینا کالرّاد على اللّه و هو فى حدّ الشّرک .

هم حجّتى علیکم و انا حجّة اللّه علیهم»

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS