دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی علامه سید اسماعیل بلخی

No image
فعالیت های سیاسی علامه سید اسماعیل بلخی

آهنگ دیار بلخ

علاّمه سید اسماعیل در سال 1323 ش از هرات وارد مزار شریف گردید حدود چهار سال در این سرزمین به سر برد و ضمن ارشاد و تبلیغ تشکیلات «مجتمع اسلامى» را به منظور برپایى حکومت اسلامى سروسامان بخشید و افرادى را در ولایات سمت شمال به عنوان مسؤول و معاون کمیته ایالتى معرفى کرد که در ذیل فقط اشاره به کمیته بلخ مى گردد:

مسؤولان کمیته ولایتى مزار : حاج محمد رضا، عبدالقادر، عبدالرشید و محمد نعیم خان بودند که هر یک از بزرگان شهر و مسؤولان مراکز دولتى به حساب مى آمدند ناگفته نماند رجال و شخصیتهاى مردمى و دولتى از سایر ولایات به قصد دیدار بلخى وارد این شهر مى شدند از جمله بزرگانى از مردم کابل و سیاستمداران پایتخت روابط خوبى با سید داشتند([6])

کابل بر بال ملائک

علامه بلخى سال 1327 ش بنا به دعوت جمعى از اهالى کابل وارد این شهر شد با آمدن وى کابل پر از شور و هیجان گردید فضاى تاریک شهر او به روشنایى و امید رفت و شیعیان جان تازه گرفتند زمزمه نَفَسْ گرم و حلاوت کلام سید شهر را نور باران کرده بود طنین فریاد کوبنده علاّمه بلخى بر کوچه پس کوچه هاى شهر شنیده مى شد و زنگ کوچ ظلمت و تباهى از سرزمین شیران در بناگوش کاخ سلطه به صدا در آمده بود مقرّ اصلى کمیته مرکزى «حزب ارشاد» در چند اول بود و اعضاى بلند پایه این حزب عبارت بودند از :

1 علاّمه سید اسماعیل بلخى به عنوان «رهبر» 2 سید على گوهر غوربندى 3 سید سرور لولنجى 4 محمد نعیم خان فرمانده عمومى پلیس کابل 5 محمد اسلم خان غزنوى 6 دکتر اسدالله رئوفى 7 محمد ابراهیم خان گاوسوار 8 عبدالغیاث خان کندک مثر (سرهنگ دوم) 9 خداى نظر خان ترجمان فرارى 10 محمد حیدر غزنوى (سرهنگ دوم) 11 محمد حسن خان لوامشر اعضا و

که هر یک از رجال برجسته لشکرى و مردمى بودند در حزب عضویت داشتند پس از قیام 1329 از مجـموع کار و بلندپایى این حزب هـفت نفر در امـان ماندند بـرخى مفـقودالاثـر و تنى چند با معیّت علاّمه بلخى در نوروز 1330 ش (دو روز بعد از قیام 1329) دستگیر و راهى زنـدان شدند آنها حـدود پانزده سـال در بدتـرین و سـیاهترین زندانهاى سـتم شاهى به سر بردند تا اینکه دوران صدارت محـمدیوسف خان (1343) باصطلاح دوران بازگشت به دموکراسى فرا رسید([7])

یادگار زندان

بلخى بزرگ در مدتى که در زندان به سر برد هیچ گونه تماسى با خارج از محیط زندان نداشت و به طور کلى از طرف رژیم ممـنوع الملاقات بود تنها در برخى موارد با افراد خـانواده اش تماسهایى داشتند انیس و مونس بلخى فقط یک جلد «قرآن» بود و بس وى در این مدت بالاترین بهره را از کلام خدا گرفت تا جایى که خود مى گوید :

1700 مرتبه قرآن را خواندم و به دقت به آیات توجه مى کردم در حدى که هر بار مى خواندم تفسیر نویى به دست مى آوردم آنگاه فهمیدم «که کلام الهى عین ذات او بى نهایت است»

گویى علاّمه بلخى از هر آیه 1700 مفهوم و معنا درک کرده که خود بسى جاى تأمل و تفکر است([8])

بعلاوه 75 هزار اشعار حماسى، سیاسى، اخلاقى، عرفانى واز چکامه هاى زندان وى است که برخى از آن اشعار تحت «دیوان بلخى» و جزوات دیگر به چاپ رسیده است

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS