دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله): «مَنْ رَفَعَ حَجَراً عَنِ الطَّریقِ کُتبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ»

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «هر که سنگی را از راه مردم بردارد عمل نیکی برای وی ثبت کنند»(کنزالعمال: 15/783/4309)
No image
قال رسول الله (صلی الله علیه وآله): «مَنْ رَفَعَ حَجَراً عَنِ الطَّریقِ کُتبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ»

دانى که خدا چرا تو را داده دو دست؟

من معتقدم که اندر آن سرّى هست

یک دست به کار خویشتن پردازى

بادست دگر ز بىکسان گیرى دست

جواد محدّثى

حسّ بشرى

دنیا، بسترى براى ساختن خانه آخرت است.

کار نیک، احسان به مردم، خدمت صادقانه به دیگران، لذّت بردن از کمک رسانى به محتاجان، ابزار و مصالحى است که «سراى آخرت» را براى انسان بنیان مىنهد و آباد مىسازد و این توفیقى است که در همه کس نیست و لطفى است الهى که بر دست برخى از بندگان شایسته جارى مىشود و به مردم مىرسد.

سیادت و سرورى نیز به فرموده حضرت رسول ـ صلى الله علیه و آله و سلم ـ در سایه خدمت به مردم و دلسوزى براى آنان است: «سیّد القوم خادِمُهم» [1]

گاهى بعضى از اعضاى بدن «بى حسّ» مىشود و هیچ درد و جراحت و آزارى را درک نمىکند. این «عصب مُردگى»، گاهى هم در اندام روح بشر پدید مىآید. آدمها هم گاهى «احساس» خویش را از دست مىدهند و از رنج دیگران و محرومیّت فقیران و نیازهاى نیازمندان، تأثر و و تألّمى در خود حسّ نمىکنند و عضوى جدا شده از پیکره جامعه مىشوند. این نیز نوعى «عصب مردگى انسانى» است.

اگر سعدى مىگوید: «بنى آدم اعضاى یک پیکرند ...»، الهام از فرموده حضرت رسول ـ صلى الله علیه و آله و سلم ـ است که آدمىزادگان را همچون اعضاى یک جسد دانسته که همه با هم پیوند دارند و «چو عضوى به درد آورد روزگار دگـر عضـوهـا رانمـانـد قـرار».

حال اگر با درد یک عضو، عضو دیگر احساس درد نکرد، یا جدا شده از آن پیکر است، یا دچار «بى حسّى» است، یعنى نوعى «مُردگى»!

  • [1]ـ میزان الحکمه
  • ، ج 4، ص 578.

حدیث

گوینده پیامبر اکرم(ص)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS