دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قانع باش تا اندوهگين نشوي

No image
قانع باش تا اندوهگين نشوي

در روزگار در حال سپري بسياري از انسان‌ها را مي‌بينيم که از زندگي خود نالان و شاکي بوده و احساس نارضايتي از زندگي خويش دارند. مي توان گفت يکي از دلايلي که باعث مي‌شود نارضايتي و تشويش در زندگي به وجود بيايد اين است که انسان قناعت ندارد و آنچه را رزق اوست کم دانسته و براي استمرار و گذران زندگي آن را ناکافي مي‌شمرد که مي‌توان بيشترين دليل اين مسأله را اين دانست که همواره خود را با بالاتر از خود قياس مي‌کند که نتيجه اين مقايسه احساس ناکافي بودن و ناچيز شمردن داشته‌ها و در نهايت عدم آرامش و رضايت در زندگي انسان مي‌شود. اما در مقايسه نزولي يعني قياس با پايين‌تر و ضعيف‌تر از خود، داشته‌هاي انسان برايش نمايان مي‌شود. او ديگراني را مي‌بيند که در وضع سخت‌تر زندگي مي‌کنند. پس به اين نتيجه مي‌رسد که به همين مقدار نيز مي‌توان زندگي کرد. حضرت علي (ع) در مورد غصه نخوردن براي روزي مي‌فرمايد: اي فرزند آدم! اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا، زيرا اگر روز نرسيده از عمر تو باشد،‌خداوند روزي تو را خواهد رساند (حكمت???). در حكمت ??? نهج‌البلاغه نيز به چنين موضوعي اشاره شده است. امام علي (ع) همچنين مي‌فرمايد: ... كسي كه به روزي خدا خشنود باشد بر آنچه از دست رود اندوهگين نباشد...(حكمت???). امام علي (ع) قناعت را عاملي مي‌دانند که از اندوه انسان جلوگيري مي‌کند. ايشان مي‌فرمايد: کسي که قانع باشد اندوهگين نشود. در جايي از امام تفسير سخن خداوند را که در قرآن فرموده است: فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياهً طَيِّبَهً. را پرسيدند. حضرت فرمود منظور از آن قناعت است. زيرا بدون شک زندگي با سعادت براي ما انسان‌ها در اين دنيا همان زندگي با بي نيازي است و بي نيازي همان قناعت کردن است. پس غني ترين مردم بي‌نيازترين آنهاست و به همين جهت خداوند غني ترين اغنياست؛ و اين را رسول خدا فرمودند که بي نيازي به زياد داشتن ثروت نيست بلکه بي نيازي روح آدمي است. نکته بسيار مهمي که بايد به آن اشاره کرد اين است که قناعت، احساس ناخرسندي و نارضايتي در زندگي را از بين مي‌برد. آورده‌اند: روزي حضرت سليمان (ع) در کنار دريا نشسته بود، نگاهش به مورچه‌اي افتاد که دانه گندمي را با خود به طرف دريا حمل مي‌کرد. حضرت سليمان (ع) همچنان به او نگاه مي‌کرد که ديد او نزديک آب رسيد. در همان لحظه قورباغه‌اي سرش را از آب دريا بيرون آورد و دهانش را گشود، مورچه به داخل دهان او وارد شد، و قورباغه به درون آب رفت. حضرت سليمان مدتي در اين مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر مي کرد، ناگاه ديد آن قورباغه سرش را از آب بيرون آورد و دهانش را گشود، آن مورچه از دهان او بيرون آمد، ولي دانه گندم را همراه خود نداشت. حضرت سليمان(ع) آن مورچه را طلبيد و سرگذشت او را پرسيد. مورچه گفت‌: ‌اي پيامبر خدا در قعر اين دريا سنگي تو خالي وجود دارد و کرمي در درون آن زندگي مي‌کند. خداوند آن را در آنجا آفريد او نمي‌تواند از آنجا خارج شود و من روزي او را حمل مي‌کنم‌. خداوند اين قورباغه را مأمور کرده مرا درون آب دريا به سوي آن کرم حمل کرده و ببرد. اين قورباغه مرا به کنار سوراخي که در آن سنگ است مي‌برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ مي‌گذارد من از دهان او بيرون آمده و خود را به آن کرم مي‌رسانم و دانه گندم را نزد او مي‌گذارم و سپس باز مي‌گردم و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد مي‌شوم و مرا به بيرون آب دريا مي‌آورد و دهانش را باز مي‌کند و من از دهان او خارج مي‌شوم. حضرت سليمان به مورچه گفت: وقتي که دانه گندم را براي آن کرم مي‌بري آيا سخني از او شنيده‌اي؟ مورچه گفت آري او مي‌گويد:‌ اي خدايي که رزق و روزي مرا درون اين سنگ در قعر اين دريا فراموش نمي‌کني رحمتت را نسبت به بندگان با ايمانت فراموش نکن ... .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS