دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قتل رُکسانا مادر ایرانی تنها پسر اسکندر مقدونی

No image
قتل رُکسانا مادر ایرانی تنها پسر اسکندر مقدونی

تاریخ: 30/6/1396

روزنامه ابتکار

از نوشته های پلوتارک، دیودورس سیکلوس و اسناد دیگر چنین بر می آید که رُکسانا (روکسانا ـ رُخسانا ـ رُخساره) زن ایرانی اسکندر مقدونی و پسر 13 ساله او اسکندر چهارم در آخرین روز تابستان سال 310 پیش از میلاد به دست کاساندروس [حکمران مقدونیه و چند شهر خودمختار یونان و یکی از چند جانشین اسکندر] مسموم و مقتول شدند.

کاساندروس که تاریخ از او به نام مردی بسیار جاه طلب و خشن نام برده است آرزوی سلطه بر سراسر سرزمین هایی را داشت که اسکندر مقدونی تصرف کرده بود. وی پیش از مسموم کردن رُکسانا، با از میان برداشتن بسیاری از رقیبان، عملاً فرمانروای همه یونان و مقدونیه شده بود که اسکندر چهارم به عنوان جانشین پدرش اسما پادشاه آن مناطق بود. کاساندروس قبلاً المپیاس مادر اسکندر و حامی نوه اش ـ اسکندر چهارم را از میان برداشته بود. کاساندروس به این جهت چشم دیدن اسکندر چهارم را نداشت که مورد حمایت حکام محلی ایران زمین (همه سرزمین ایرانی نشین و پارسی زبان و دارای فرهنگ مشترک) بود. کاساندروس به بهانه حراست از اسکندر چهارم، او و مادرش را از درباریان جدا کرده و منزوی ساخته بود و در همین انزوا آنان را مسموم کرده بود.

رکسانا دختر ساتراپ (استاندار) تخارستان و سغدیانا بود (که داریوش بزرگ در کتیبه بیستون از این مناطق به عنوان ساتراپی هجدهم ایران نام برده است). این ساتراپی شامل شهرهای بلخ، سمرقند، خجند، بخارا و ... آخرین ایالت ایران بود که به تصرف اسکندر درآمد و بیش از هر ایالت دیگر در برابر او ایستادگی کرد. [خجند از شهرهای جمهوری تاجیکستان گهواره آرین تبارها شناخته شده است که از اینجا به جنوب ـ ایران، هندوستان شمالی و آسیای جنوبی ـ و غرب ـ اروپا؛ مناطق ژرمن نشین ـ مهاجرت کرده اند]. اسکندر پس از تصرف دژ مستحکم آن ایالت (جمهوری تاجیکستان و شمال افغانستان امروز) به نام قلعه «آریا مازس» رکسانا را اسیر و سپس با او ازدواج کرده بود تا خویشاوند ایرانیان شود. [یونانیان این ایالت ایران را بکتریا = باختریا می نویسند و دژ کوهستانی آریامازس را سغدیانا نام می برند. سغدیان امروز به فارسی قدیم؛ سغدا = سوغودا تلفظ می شد. رُکسانا تلفظ یونانی روشنک است که ایرانیان آن زمان، ستاره را که نسبت به ماه روشنی کمتری داشت «روشنک» می خواندند. رخسانا و رخساره که مفاهیم فارسی دارند ظاهراً همان فارسی شده تلفظ یونانی رُکسانا است که جهانی شده است.].

رکسانا در سال 323 پیش از میلاد و زمانی که اسکندر در بابل (واقع در جنوب عراق امروز) درگذشت 18 ساله و اسکندر چهارم را حامله بود که به خواست المپیاس مادر اسکندر از بابل به مقدونیه منتقل شد.

کاساندروس پس از از میان برداشتن رکسانا و پسرش اسکندر چهارم، مرگ این دو را طبیعی و احتمالاً ناشی از مسمومیت غذایی اعلام و سپس با تسالونیکا خواهر اسکندر (عمه اسکندر چهارم) ازدواج کرد و تا سال 297 پیش از میلاد به حکومت ادامه داد. جاه طلبی های او از عوامل تجزیه متصرفات اسکندر بشمار آورده شده است. به هر روی نمی‌توان منکر تأثیر او بر ساختار و بدنه سیاست‌ورزی اسکندر شد. عرصه‌های تازه‌ای که او در برابر اسکندر و ارتش او گشود قابل کتمان نیست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS