دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

لذت ترک گناه

گناه به سبب آن که در راستای خواسته‌های نفسانی و وسوسه‌های شیطانی است، لذت بخش است.
لذت ترک گناه
لذت ترک گناه

نویسنده: علی رحیم زاده

گناه به سبب آن که در راستای خواسته‌های نفسانی و وسوسه‌های شیطانی است، لذت بخش است. از این رو بسیاری از مردم به سوی گناه کشیده می‌شوند و ترک گناه برای خیلی‌ها سخت و دشوار است. با این همه اگر انسان بداند که با ترک گناه به چه لذتی بزرگ و مانا و پایا می‌رسد، شاید کمتر گرایش به گناه یابد. امیرمومنان علی(ع) می‌فرماید: ترک گناه سخت است ولی ترک بهشت سخت‌تر است.[1] زیرا آن حضرت ارزش بهشت و لذت‌های پایدار و جاودانه‌اش را می‌داند و می‌شناسد؛ چرا که بهشت نوشی بی‌نیش است که در لذت‌های دنیوی هرگز نمی‌توان آن را یافت؛ زیرا هر نوش دنیایی و شیرینی آن با نیش و تلخی همراه است.

البته برای انسان ترک لذت نقد بر لذت نسیه سخت است؛ چرا که باور مردم بر این است که غوره نقد به از حلوای نسیه است؛ بنابراین اگر به جای غوره ترش، شیرینی اندک را بچشند، هرگز حاضر نمی‌شوند تا این حلوای شیرین اندک را به حلوای شیرین بی‌پایان بدهند. از این جاست که امام صادق(ع) می‌فرماید: خوشا به حال کسی که به خاطر موعودی که آن را ندیده دست از تمایلات و خواهش‌های حاضر بردارد.[2]

لذت باقی به جای لذت فانی

اما اگر انسان بداند که این شکیبایی و صبر در برابر خواهش‌های نفسانی چه پیامدها و برکاتی دارد، شاید این گونه عمل نکند، زیرا بسا شکیبایی یک ساعت که شادمانی درازی به دنبال دارد و بسا لذت یک ساعتی که اندوهی دراز را در پی خواهد داشت.[3] پس اگر انسان بخواهد حسابگرانه نیز بیندیشد می‌بایست صبر کوتاه در دنیا را برای دستیابی به لذت بی پایان آخرت ترجیح دهد، تا خوشبختی و سعادت ابدی را درک کند. در حقیقت خوشبخت ترین مردم کسی است که برای لذت باقی از لذت فانی دست بردارد.[4] ولی افسوس که کمتر خردمندی را می‌توان یافت که این گونه محاسبه کند و چنین به حسابرسی دقیق دست یابد؛ زیرا بسیاری از مردم، به ظاهر دلبسته می‌شوند و حسابرسی را براساس لذت‌های زودگذر قرار می‌دهند و به جای لذت پاینده عبادت به لذت کوتاه معصیت رو می‌آورند. این در حالی است که هیچ عبادتی برتر و زیباتر از ترک شهوات و خواسته‌های نفسانی نیست [5]

پیامبرگرامی(ص) می‌فرماید:

هفت کس را خداوند در روزی که سایه‌ای جز سایه او نیست، خود بر سرشان سایه می‌افکند. یکی از آن هفت کس، مردی است که زنی زیبا و دارای حسب، او را به خود خواند و مرد بگوید که از پروردگار جهانیان می‌ترسم.[6]

یعنی کسی که بر لذت کوتاه، چشم پوشد و لذت بهشت رضوان را بخواهد، چنین شخصی حسابرسی عاقل و خردمند است.

البته برخی می‌گویند که از این لذت کوتاه بهره می‌بریم و سپس توبه می‌کنیم و پاک می‌شویم ولی اینگونه انسانها، باید بدانند که ترک گناه، آسان تر از درخواست توبه است، چه بسا ساعتی گناه، که اندوهی دراز به همراه دارد.[7] به هرحال، ترک گناه آسان‌تر از درخواست توبه است [8] ازطرفی طبق نص قرآن توبه از آن کسانی است که ناآگاهانه گناهی مرتکب شوند و پس از آن آگاه شده رو به درگاه خداوند آورند و توبه کنند که قطعا توبه اینگونه افراد مقبول است. با این همه از کجا معلوم که آن افراد که می‌خواهند پس از گناه در آینده توبه کنند، موفق به توبه شوند.

براساس روایات، اگر انسان درمیان دو راهی انجام کار نیک و ترک گناه گرفتار آید، دوری گزیدن از زشتی‌ها و بدی‌ها بهتر و سزاوارتر از انجام کار نیک است.[9]

البته انسان‌های سالم و دارای فطرت پاک و خرد سلیم، گرایش به نیکی‌ها داشته و براساس همین گرایش ذاتی از زشتی‌های گناه گریزان هستند؛ زیرا گناه جز زشتی چیزی نیست و انسان دوستدار زیبایی‌ها بدان گرایشی ندارد. از این رو امیرمومنان درجایی دیگر می‌فرماید: هرکس نیکی‌ها را دوست داشته باشد، از حرام‌ها دوری می‌ورزد، زیرا حرام چیزی جز زشتی نیست که انسان طالب نیکی، هرگز به آن سو نمی رود.[10]

به هرحال، انسان عاقل انسانی است که لذت را در ترک گناه می‌جوید، چنان که زیبایی‌ها را در ترک آن می‌بیند و کارحرام را نه تنها به جهت بد بودن آن بلکه به سبب زشتی آن نیز ترک می‌کند؛ زیرا برای این افراد اگر چه عقل ایشان حکم می‌کند که این کار بد است، دل و احساس ایشان نیز حکم می‌کند که این کار زشت است. بنابراین، هم از نظر عقل و هم از نظر احساسات، گرایشی به گناه ندارند، زیرا آن را، هم بد و هم زشت می‌یابند. این گونه است که از ترک گناه، در همین دنیا نیز لذت می‌برند، زیرا دوری از بدی‌ها و زشتی‌ها برای آنان لذت آفرین است.

    پی نوشت:
  • [1]. غررالحکم، ص350.
  • [2]. وسایل الشیعه، ج11، ص244.
  • [3]. مستدرک الوسایل، ج2، ص299.
  • [4]. غررالحکم، ص198.
  • [5]. غررالحکم، ص351.
  • [6]. محجه البیضاء، ج5، ص185.
  • [7]. وسایل الشیعه، ج11، ص451.
  • [8]. نهج البلاغه، صبحی الصالح، ص501.
  • [9]. غررالحکم، ص57.
  • [10]. بحارالانوار، ج77، ص419.
    روزنامه کیهان، شماره 19761، 18/7/89، صفحه 6

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS