دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

لیله القدر خیر من الف شهر

«شب قدر، برتر از هزار ماه است» (برگرفته از ترجمه المیزان، ج‌20، ص: 568)
لیله القدر خیر من الف شهر
لیله القدر خیر من الف شهر

و در کافی از فضیل، زراره و محمد بن مسلم از حمران روایت کرده که از امام باقر (ع) از معناى آیه" إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ" سؤال کرد، فرمود بله شب قدر که همه‌ساله در ماه رمضان در دهه آخرش تجدید مى‌شود شبى است که قرآن جز در آن شب نازل نشده، و آن شبى است که خداى تعالى در باره‌اش فرموده:" فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ".

آن گاه فرمود: در آن شب هر حادثه‌اى که باید در طول آن سال واقع گردد تقدیر مى‌شود، چه خیر و چه شر، چه طاعت و چه معصیت، و چه فرزندى که قرار است متولد شود، و یا اجلى که بنا است فرا رسد، و یا رزقى که قرار است (تنگ و یا وسیع) برسد، پس آنچه در این شب مقدر شود، و قضایش رانده شود قضایى است حتمى، ولى در عین حال مشیت خداى تعالى در آنها محفوظ است (و خدا با حتمى کردن مقدرات، العیاذ باللَّه به دست خود دست‌بند نمى‌زند).

حمران مى‌گوید: پرسیدم منظور خداى تعالى از اینکه فرمود" شب قدر بهتر است از هزار شب" چیست؟ فرمود عمل صالح از نماز و زکات و انواع خیرات در آن شب بهتر است از همان اعمال در هزار ماهى که در آن شب قدر نباشد، و اگر خداى تعالى جزاى اعمال خیر مؤمنین را مضاعف نمى‌کرد، مؤمنین بجایى نمى‌رسیدند، ولى خدا پاداش حسنات ایشان را مضاعف مى‌کند.[1]

مؤلف: منظور امام از اینکه فرمود:" ولى در عین حال مشیت خداى تعالى در آنها محفوظ است"، این است که قدرت خداى تعالى همیشه مطلق است، او هر زمان هر کارى را بخواهد مى‌کند، هر چند قبلا خلاف آن را حتمى کرده باشد، و خلاصه حتمى کردن یک مقدر قدرت مطلقه او را مقید نمى‌کند، او مى‌تواند قضاى حتمى خود را هم نقض نماید هر چند که هیچ وقت چنین کارى را نمى‌کند.

و در مجمع البیان از ابن عباس از رسول خدا (ص) روایت شده که فرمود: وقتى شب قدر مى‌شود ملائکه‌اى که ساکن در سدرة المنتهى هستند و جبرئیل یکى از ایشان است نازل مى‌شوند، در حالى که جبرئیل به اتفاق سایر سکان نامبرده پرچم‌هایى را به همراه دارند، یک پرچم بالاى قبر من، و یکى بر بالاى بیت المقدس، و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طور سینا نصب مى‌کنند، و هیچ مؤمن و مؤمنه‌اى در این نقاط نمى‌ماند مگر آنکه جبرئیل به او سلام مى‌کند، مگر کسى که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد.[2]

و در تفسیر برهان از سعد بن عبد اللَّه روایت کرده که به سند خود از ابى بصیر روایت کرده که گفت: با امام صادق (ع) بودم که سخن از پاره‌اى خصائص امام در هنگام ولادت به میان آمد، فرمود: وقتى شب قدر مى‌شود امام مستوجب روح بیشترى مى‌گردد. عرضه داشتم فدایت شوم مگر روح همان جبرئیل نیست؟ فرمود: روح از جبرئیل بزرگتر است، و جبرئیل از سنخ ملائکه است، و روح از آن سنخ نیست، مگر نمى‌بینى خداى تعالى فرموده:

" تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ" پس معلوم مى‌شود روح غیر از ملائکه است.[3]

روایات در معنا و خصائص و فضائل شب قدر بسیار زیاد است، و در بعضى از آن روایات علامتهایى براى شب قدر ذکر شده، از قبیل این که: صبح شب قدر آفتاب بدون شعاع طلوع مى‌کند، هوا در صبح آن شب معتدل است، و لیکن این علامتها نه دائمى است و نه اغلب چنین است.

    پی نوشت:
  • [1]- فروع کافى، ج 4، ص 157، ح 6.
  • [2] - مجمع البیان، ج 10، ص 520.
  • [3]- تفسیر برهان، ج 4، ص 481، ح 1.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS