دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مبناي تاريخ اسلام (پرسش و پاسخ)

مبناي تاريخ اسلام هجرت پيامبر اکرم(ص) است، و اين هجرت در ماه ربيع‌الاول اتفاق افتاده است، چرا اکنون در تقويم‌ها، محرم را سال قمري قرار داده‌اند؟
مبناي تاريخ اسلام (پرسش و پاسخ)
مبناي تاريخ اسلام (پرسش و پاسخ)

پرسش:

مبناي تاريخ اسلام هجرت پيامبر اکرم(ص) است، و اين هجرت در ماه ربيع‌الاول اتفاق افتاده است، چرا اکنون در تقويم‌ها، محرم را سال قمري قرار داده‌اند؟

پاسخ:

مشهور بين مورخان اسلامي اين است که اين کار در زمان خلافت عمر بن خطاب و توسط او پس از مشاوره با ياران پيامبر، صورت گرفت.(1) اما بررسي‌هايي که توسط برخي از محققان و تحليل‌گران در تاريخ اسلام صورت گرفته، نشان مي‌دهد که بنيانگذار تاريخ هجري، خود پيامبر اسلام بوده است. گروهي از مورخان بزرگ اسلامي نوشته‌اند که پيامبر(ص)، پس از هجرت به يثرب در ربيع‌الاول، دستور داد از آن ماه تاريخ‌گذاري کنند(2)، گواه اين معنا تعدادي از نامه‌ها و اسناد و مکاتبات پيامبر است که از منابع تاريخي به دست ما رسيده و تاريخ نگارش آنها از مبدا هجرت قيد شده است، به عنوان نمونه؛

1- پيامبر اسلام، معاهده‌اي با يهوديان مقنا امضا کرد که در آخر آن آمده است: اين پيمان را علي‌بن ابي‌طالب(ع) در سال نهم نوشت. (فتوح‌البلدان، بلاذري ص71)

2- در پيماني که پيامبر اسلام با مسيحيان نجران منعقد کرد، آمده است: پيامبر به علي(ع) دستور داد که در آن بنويسد: اين پيمان در سال پنجم هجرت نوشته شده است.

(التراتيب الاداريه، کتاني، ج 1، ص 181)

براساس برخي قرائن و شواهد، ضبط حوادث و رويدادها تا سال پنجم، بر مبناي هجرت با شمارش ماه، انجام مي‌شده است از جمله آنها:

الف. ابوسعيد خدري مي‌گويد: روزه ماه رمضان، يک ماه پس از تغيير قبله، در هجدهمين ماه از هجرت واجب شد. (تاريخ الخميس، دياربکري، ج 1، ص 368)

ب. عبدالله بن انيس، فرمانده ستون اعزامي به جنگ سفيان بن خالد مي‌گويد: روز دوشنبه، پنجم محرم، در پنجاهمين ماه از هجرت از مدينه خارج شدم.

ج. محمد بن مسلمه درباره جنگ با قبيله قرطا (تيره‌اي از قبيله بني‌بکر) مي‌گويد: دهم محرم از مدينه بيرون رفتم، پس از نوزده روز غيبت، در شب آخر محرم، در پنجاهمين ماه از هجرت به مدينه بازگشتم. (المغازي، واقدي، ص 534)

بنابراين، بنيانگذار تاريخ هجري، پيامبر اسلام بوده، اما احتمالاً تا زمان خلافت عمر، چندان شهرت و عموميت نيافته بود.(3) به نظر مي‌رسد که چون تشکيلات اداري مسلمانان در زمان رسول خدا(ص) و بعد از رحلت ايشان خيلي توسعه پيدا نکرده بود ضرورتي براي تاريخ‌گذاري احساس نمي‌کردند، و تاريخ‌گذاري به دست فراموشي سپرده شده بود، تا اينکه در زمان عمر بن خطاب که فتوحات پيش آمد، امور اداري و ديواني مسلمانان توسعه پيدا کرد و نامه‌ها اشتباه مي‌شد و چون در زمان عمر، چند مورد اختلاف در حوادث و تاريخ برخي از اسناد و مطالبات پيش آمد(4)، عمر تاريخ هجري را رسميت بخشيد. نقل مي‌کنند که کسي يک سند از بدهکار آورد که تاريخ پرداخت آن ماه شعبان معين شده بود، ولي سالش معين نشده بود، براي مرافعه نزد خليفه رفتند، خليفه گفت: کدام شعبان؟ شعبان امسال يا شعبان سال گذشته؟ ديدند که چنين وضعي پيش مي‌آيد، به اين نتيجه رسيدند که بايد اسناد، تاريخ داشته باشد. لذا در سال 16 هجري عمر بن خطاب، اصحاب رسول خدا(ص) را جمع کرد و نظر آنان را در خصوص مبدأ تاريخ جويا شد، پيشنهادهاي مختلفي از جمله بعثت رسول خدا(ص)، تولد آن حضرت، تاريخ رومي‌ها مطرح شد و در نهايت؛ اميرالمؤمنين علي(ع) پيشنهاد کرد که هجرت رسول خدا(ص) را مبدأ تاريخ قرار دهند. خليفه پرسيد: چه ماهي؟ اصحاب رسول خدا(ص) گفتند: ماه بازگشت حجاج از حج را مبدأ قرار دهيم. حجاج ماه ذي‌الحجه به حج مي‌روند و تا برگردند ذي‌الحجه تمام شده است.

آري هجرت حادثه مهمي بود، و اگر هجرت پيش نمي‌آمد، آن پيشرفت و رشد و شکوفايي که نصيب اسلام شد هيچ وقت حاصل نمي‌شد، گويا نظر رسول خدا(ص) هم به اين جهت بود که هجرت خود و مسلمانان را مبدأ تاريخ قرار داد.

_____________________

پي‌نوشت‌ها:

1- تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 135.

2- تاريخ‌الامم و‌الملوک، طبري، ج2، ص 252.

3- الصحيح من سيرةً ‌النبي، سيدجعفر مرتضي العاملي، ج 3، ص 55.

4- تاريخ‌الامم و الملوک طبري، همان.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS