دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

متی

متی
متی

كلمات كليدي : متي، در زمان بودن، بالذّات، بالعرض، متي حقيقي، متي غير حقيقي

نویسنده : احسان ترکاشوند(عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر)

"متی" در لغت اسم برای پرسش از زمان و به معنای «کِی؟» و «چه وقت؟» می‌باشد[1]و در اصطلاح فلاسفه،[2] یکی از مقولات نسبی است. فلاسفه در تعریف «متی» گفته‌اند:

"متی حالتی از شی‌ء است که از نسبت آن با زمان برای شی‌ء حاصل می‌شود». به عبارت ساده‌تر متی، همان حالت "در زمان بودن" (چه گاهی؟) شی‌ء را می‌گویند. وقتی گفته می‌شود فلان شی‌ء در این زمان است، "در این زمان بودن" به منزلۀ صفتی برای آن شی‌ء خواهد بود.

به نظر فلاسفه صفت «متی» یا «در زمان بودن» (چه گاهی؟) در زمرۀ اعراض قرار دارد؛ زیرا وقتی می‌گوئیم فلان شی‌ء از زمانی به زمان دیگر منتقل می‌شود خودش ثابت است و فقط یکی از صفات آن که "در زمان بودن" (چه گاهی؟) است، تغییر می‌کند.[3] (لازم به یاد آوری است که این بحث بدون در نظر گرفتن حرکت جوهری است والاّ با توجّه به حرکت جوهری، هیچ چیز ثابتی در عالم مادّه وجود نخواهد داشت بلکه همه چیز و از جمله زمان آنها نیز متغیّر می‌باشد)، از آنجا که «زمان» فقط در موجودات مادّی وجود دارد پس «متی» هم اختصاص به مادیّات دارد و به عبارت ساده‌تر «متی» از نسبت بین وجود مادّی و زمان آن بدست می‌آید.

برخی از فلاسفۀ معاصر، برخلاف مشهور فلاسفه که متی را مقوله می‌دانند آن را از مفاهیم عام انتزاعی (معقول ثانی فلسفی)[4]می‌دانند که از ارتباط «شی‌ء» با زمان انتزاع می‌شود و بر مبنای این نظریه، "متی" دیگر ما بازاء عینی نداشته و لذا مقوله نیز نخواهد بود. به این معنی که غیر از طرفین نسبت (شی‌ء و زمان آن شی‌ء) که منشأ انتزاع این مفاهیم هستند، امر عینی دیگری به نام نسبت خارجی وجود ندارد کما اینکه در همۀ معقولات ثانیۀ فلسفی امر به همین منوال است.[5]

برای متی چند تقسیم ذکر شده است:

1- تقسیم بر حسب انقسامات زمانی: «متی» بر حسب تقسیم‌های زمانی به دو شاخه تقسیم می‌شود:

الف) وصفی که از نسبت موجودات تدریجی و غیر ثابت با زمان حاصل می‌شود.

ب) وصفی که از نسبت حوادث ثابت و غیر تدریجی با زمان حاصل می‌شود مانند: جدا شدن دو چیز از یکدیگر و یا رسیدن آن دو به هم.

2- تقسیم متی بر حسب ذاتی و عرضی بودن: از این جهت «متی» به دو شکل تقسیم می‌شود:

الف) بالذّات (ذاتی): حرکاتی است که ذاتاً بر زمان منطبق می‌شوند. (زیرا زمان همان مقدار حرکت است. پس زمان حرکت نمی‌کند بلکه از حرکت شی‌ء انتزاع می‌شود).

ب) بالعرض (عرضی): اشیاء متحرکی است که خودشان ذاتاً منطبق بر زمان نیستند بلکه به واسطۀ حرکتشان زمان‌دار می‌شوند و در ذاتشان متی ندارند. به عبارت دیگر خود حرکت ذاتاً زمان‌دار است و متای ذاتی دارد ولی اشیاء متحرک به وساطت حرکت، زمان دار هستند و متای آنها عرضی است.

البته این تقسیم مبتنی بر انکار حرکت جوهری است ولی بنابر پذیرش آن، حرکت و متحرک هر دو ذاتاً منطبق بر زمان بوده و متای ذاتی دارند.[6]

3- متی حقیقی و غیر حقیقی:

الف) متی حقیقی: مراد نسبت شی‌ء به زمانی است که تنها گنجایش آن شی‌ء را دارد مانند: نسبت پدیدۀ پنج دقیقه‌ای به همان پنج دقیقه.

ب) متی غیر حقیقی: مراد نسبت شی‌ء به زمانی است که اختصاص به آن شی‌ء ندارد بلکه گنجایش بیشتر از آن را نیز دارد. مانند نسبت پدیدۀ پنج دقیقه‌ای به زمان یک ساعت یا بیشتر از آن.

مقاله

نویسنده احسان ترکاشوند(عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS