دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مراد شارع مقدس از ولایت پدر بر دختر

فقهای امامیه درباره ولایت پدر بر دختر باکره رشیده در امر ازدواج، دیدگاه‌های گوناگونی دارند و آنچه بین قدما و متأخران مشهور است سقوط ولایت و استقلال باکره رشیده است. پس ولایت بر دختر از این حیث مطلق نیست و محدودیت شأنی و چه‌بسا زمانی دارد. دوم آن که ولایت پدر بر دختر به چند دسته تقسیم می‌شود که دسته‌ای از آن واجب، دسته‌ای مشروط و دسته‌ای دیگر ساقط است.
مراد شارع مقدس از ولایت پدر بر دختر
مراد شارع مقدس از ولایت پدر بر دختر

 تشکیل، حفظ و دفاع از نظام خانواده یکی از اساسی‌ترین دغدغه‌های شارع مقدس است که متناسب با آن احکام و قواعدی را وضع و به مکلف ابلاغ نموده است. گاهی نگاه جزء به برخی از این قواعد بدون در نظر گرفتن هدف کلان و سایر اضلاع مکمل - که در کل منطق شارع را نمایان می‌سازد - منجر به بروز ایراداتی در فهم دلیل قواعد و یا تشکیک در امکان تسری قوانین الهی برای زمان و عرف‌های گوناگون می‌شود. موضوع ولایت پدر بر فرزند دختر یکی از اجزاء تشکیل‌دهنده زندگی اسلامی و رکنی از ارکان خانواده مسلمان است که عدم توجه و درک صحیح نسبت به مراد شارع مقدس از آن، اشکالاتی به وجود می‌آورد که شروع یک تشکیک اساسی در کارکرد دین است!


 ما برای فهم درست مراد اسلام از این ولایت باید چند مرحله را پشت سر بگذاریم. دانستن قواعد و احکام ولایت پدر بر دختر و همچنین توجه به شرایط و استثناءهای موجود در احکام ولایت پدر بر دختر می‌تواند منجر به ترجمه صحیحی از این ولایت بشود که همان مترادف با مراد شارع از وضع قواعد این ولایت است.


با بررسی این مراحل و همچنین وجود نصوص روایی از اهل‌بیت علیهم‌السلام متوجه می‌شویم که اصلاً منظور از ولایت بر فرزند، مسئولیت در قبال فرزند است و نه تحکم بر فرزند. امام سجاد علیه‌السلام در رساله حقوق خود زمانی که در خصوص حقوق فرزند فرمایش دارند صراحتاً تذکر به مسئولیت در قبال فرزندی که ولایتش با پدر است را مطرح می‌کنند. ایشان می‌فرمایند "وأنک مسئول عما ولیته" (تحف‌العقول عن آل الرسول (ص) - ابن شعبة الحرانی - ص ۲۶۳) یعنی پدر در قبال فرزندی که ولایتش را دارد، مسئولیت دارد و سپس برخی از وظایف پدر را به‌عنوان ولی مشخص می‌کنند. از طرف دیگر در تبیین ولایت بر صغار هم گفته شده "ولایت بر صغار به معنای لزوم تسلیم اموالشان به ولیّ و محرومیت آنان از استفاده از اموال تا رسیدن به سنّ بلوغ نیست، بلکه به معنای لزوم نظارت ولیّ بر آنان و اموالشان و مسئولیت او نسبت به حفظ اموالشان است و تصرّف در اموال آنان هم موقوف بر اذن اوست، و بر ولیّ هم واجب است که از اموال صغار به مقدار نیازشان به آنان بپردازد (توضیح‌المسائل مراجع (فارسی) - گردآورنده: سید محمدحسن بنی‌هاشمی خمینی - ج ۲ ص ۲۵۸) یعنی ولی نسبت به فرزند وظایفی را بر عهده دارد که باید به آنها متعهدانه عمل کند.

 

اما به طور خاص در مورد ولایت پدر بر دختر که عموماً ذیل اذن ولی برای ازدواج مطرح می‌شود باید چند مسئله را به‌درستی تبیین کرد تا مراد شارع مقدس فهم شود:

نخست آن که فقهای امامیه درباره ولایت پدر بر دختر باکره رشیده در امر ازدواج، دیدگاه‌های گوناگونی دارند و آنچه بین قدما و متأخران مشهور است سقوط ولایت و استقلال باکره رشیده است. پس ولایت بر دختر از این حیث مطلق نیست و محدودیت شأنی و چه‌بسا زمانی دارد.

 

دوم آن که ولایت پدر بر دختر به چند دسته تقسیم می‌شود که دسته‌ای از آن واجب، دسته‌ای مشروط و دسته‌ای دیگر ساقط است. ولایت واجب همان وظایف پدر در قبال دختر در موضوعات کلی مراقبت و تأمین امکانات زندگی و... است، دسته مشروط مانند عدم رشیده بودن در هنگام ازدواج و ولایت ساقط شرایطی مانند اجبار در ازدواجی که خارج از عرف یا کفویت قرار می‌گیرد را شامل می‌شود.

 

سوم باید توجه داشت اصل ولایت پدر تنها در خصوص دختر نیست و دایره شمول ولایت فرزندان پسر را هم شامل می‌شود. برای مثال ولایت پدر و جد پدری تا برطرف‌شدن حَجر از فرزند ادامه دارد و در اینجا تفاوتی در جنسیت فرزند وجود نداد.

 

باتوجه‌به این نکات پر واضح است که دیدگاه شارع مقدس از ولایت پدر بر دختر به معنی تشریع وظایفی بر عهده پدر است که باید به آنها عمل کند و نه اختیاری که با آن جلوی اعمال مشروع دختر را بگیرد. اگر این موضوع درست فهم و تبیین شود می‌تواند برخی گره‌های ذهنی دغدغه‌مندان نسبت به حقوق فرزند دختر را باز کند و مسیر پذیرش این حکم الهی را هموار سازد.

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS