دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مفهوم-وجه الله-و-ثارالله پرسش-و-پاسخ

منظور از «وجه‌الله» و «ثارالله» که در آموزه‌های وحیانی درباره خداوند به کار برده شده چیست و چگونه باید آنها را تعبیر کرد؟
مفهوم-وجه الله-و-ثارالله پرسش-و-پاسخ
مفهوم-وجه الله-و-ثارالله پرسش-و-پاسخ

مفهوم «وجه‌الله» و «ثارالله» (پرسش و پاسخ)

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: شنبه 22 اردیبهشت ماه 1397

پرسش:
منظور از «وجه‌الله» و «ثارالله» که در آموزه‌های وحیانی درباره خداوند به کار برده شده چیست و چگونه باید آنها را تعبیر کرد؟

پاسخ:
برخی کلماتی که درباره توصیف خداوند به کار رفته اگر معنای حقیقی آنها لحاظ گردد، شبهات اعتقادی به وجود می‌آورد و منتهی به کفر و شرک می‌گردد. بنابراین باید آنها را به گونه‌ای توجیه و تأویل نمود که با اعتقادات ناب و اصیل اسلامی تضاد پیدا نکند. یکی از این کلمات «وجه‌الله» است.

در سوره بقره آیه 272 می‌خوانیم «و ما تنفقون الا ابتغاء وجه‌الله» جز برای جست‌وجوی وجه خدا (رضای خدا)  انفاق نکنید!  در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که منظور از «وجه‌الله» چیست؟ وجه در لغت به معنی صورت است، و گاهی به معنی ذات به کار برده می‌شود. بنابراین «وجه‌الله» یعنی ذات خدا، انفاق‌کنندگان باید نظرشان ذات پاک پروردگار باشد. پس کلمه وجه در این آیه و مانند آن متضمن یک نوع تأکید است، زیرا هنگامی که گفته می‌شود برای ذات خدا، تأکید آن از برای خدا بیشتر است، یعنی حتماً برای خدا باشد و نه دیگری. به علاوه معمولاً صورت انسان شریف‌ترین قسمت ظاهری بدن اوست، زیرا اعضای مهم بینایی، شنوایی، و گویایی در آن قرار دارد. به همین دلیل هنگامی که کلمه وجه به کار برده شود، شرافت و اهمیت را می‌رساند، در اینجا هم به طور کنایه در مورد خداوند به کار برده شده است. در واقع یک نوع احترام و اهمیت و تأکید بیشتر از آن فهمیده می‌شود. بدیهی است که خداوند نه جسم است و نه صورت دارد. (تفسیر نمونه، ج2، ص263)

اما منظور از کلمه «ثارالله» چیست؟

گاهی بعضی از مسیحیان می‌گویند: اگر ما مسیح(ع) را ابن‌الله می‌گوییم، درست مانند آن است که شما به امام حسین(ع) ثارالله و ابن‌ثاره (خون خدا و فرزند خون خدا) می‌گویید، و یا در پاره‌ای از روایات به علی(ع) یدالله اطلاق شده است. ولی در پاسخ باید گفت: اولاً این اشتباه بزرگی است که بعضی ثار را خون معنا کرده‌اند. زیرا ثار هیچ‌ گاه در لغت عرب به معنی خون نیامده است. بلکه به معنی خونبها است. (در لغت  عرب به خون، واژه دم اطلاق می‌شود) بنابراین ثارالله یعنی ای کسی که خونبهای تو متعلق به خداست، و او خونبهای تو را می‌گیرد. یعنی تو متعلق به یک خانواده نیستی که خونبهای تو را رئیس خانواده بگیرد، و نیز متعلق به یک قبیله ‌نیستی که خونبهای تو را رئیس قبیله بگیرد، تو متعلق به جهان انسانیت و بشریت می‌باشی، تو متعلق به عالم هستی و ذات پاک خدایی، بنابراین خونبهای تو را او باید بگیرد، و همچنین تو فرزند علی بن ابی‌طالب هستی که شهید راه خدا بود و خونبهای او را نیز خدا باید بگیرد.

ثانیاً اگر در عبارتی در مورد مردان خدا تعبیر به «یدالله» می‌شود، قطعاً یک نوع تشبیه و کنایه و مجاز است، ولی آیا هیچ مسیحی واقعی حاضر است ابن‌الله بودن مسیح را یک نوع مجاز و کنایه بداند. مسلماً چنین نیست. زیرا منابع اصیل مسیحیت ابن را به عنوان فرزند حقیقی می‌شمرند و می‌گویند: این صفت مخصوص حضرت مسیح(ع) است نه غیر او. و اینکه در بعضی از نوشته‌های سطحی تبلیغاتی مسیحی دیده می‌شود که ابن‌الله را به صورت کنایه و تشبیه گرفته‌اند بیشتر جنبه عوام‌فریبی دارد. به عنوان نمونه نویسنده کتاب قاموس مقدس در واژه خدا عبارت زیر را آورده است؛ «و لفظ پسر خدا یکی از القاب منجی ما است که بر شخص دیگر اطلاق نمی‌شود مگر در جایی که از قرائن معلوم شود که قصد از پسر حقیقی خدا نیست» (همان، ج4، ص 229)

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS