دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نادیده گرفتن لذات اخروی

لذت گرایی اپیکوری هر چند نسبت به لذت‌گرایی حسی آریستیپوس از اعتدال بیشتری برخوردار است.
نادیده گرفتن لذات اخروی
نادیده گرفتن لذات اخروی
نویسنده: حسین راضی

نقد و بررسی لذت گرایی اپیکوری

لذت گرایی اپیکوری هر چند نسبت به لذت‌گرایی حسی آریستیپوس از اعتدال بیشتری برخوردار است. به همین دلیل است که برخلاف نظریه آریستیپوس که خیلی زود رو به زوال گذارد، این نظریه دست کم تا پنج قرن پس از اپیکور و حتی پس از رواج آیین مسیحیت همچنان در میان فیلسوفان آتن و سایر مناطق حوزه مدیترانه از اهمیت خاصی برخوردار بود. و هنوز نیز مورد توجه و عنایت بسیاری از فیلسوفان اخلاق است اما این نظریه نیز با اشکالات عدیده ای روبه روست.

یکی از اشکالات اساسی این نظریه و امثال آن، این است که زندگی آدمی و لذایذ و آلام او را منحصر در این جهان دانسته و حیات اخروی را یا انکار کرده‌اند و یا اینکه در محاسبه لذایذ به حساب نیاورده‌اند. حتی اگر بپذیریم که معیار انتخاب یک لذت خاص از میان لذایذ متعدد طولانی بودن مدت آن است، آیا لذایذ اخروی نسبت به لذایذ دنیوی پایدارتر و طولانی تر نیستند. به راستی کدام یک از لذایذ دنیوی و لو طولانی ترین آنها را می‌توان با لذایذ اخروی و بهشتی مقایسه کرد؟ طولانی‌ترین لذایذ دنیوی به طور معمول برای یک فرد بیش از چند دهه طول نمی‌کشد. در حالی که لذتهای اخروی بی پایان و ابدی هستند و به تعبیر قرآن لذایذ اخروی بهتر، پایدارتر و ماندگارترند: «و الاخره خیر و ابقی». افزون بر این اپیکور توصیه می‌کرد که به خاطر دستیابی به لذایذ بزرگتر و پایدارتر، آلام و دردهای کوچک و موقتی را به جان پذیرا باشیم؛ خوب اگر لذایذ اخروی را در این محاسبه در نظر بگیریم، در آن صورت می‌توان گفت که دست شستن از همه لذایذ دنیوی و حتی بزرگترین لذت دنیوی که پایه و مبنای همه لذایذ این جهانی است، یعنی لذت حیات، به منظور دستیابی به لذایذ اخروی، که لذایذی پایدار و ماندگار هستند، کاری پسندیده و اخلاقا ارزشمند است. ‌

به هر حال بی اعتنایی به لذایذ اخروی و نادیده گرفتن حیات ابدی انسان یکی از اشکالات اساسی این مکتب است. گفتنی است که این ایراد به نقص در جهان بینی اپیکور و پیروانش باز می‌گردد. و از اینجا می‌توان نقش جهان بینی را در اخلاق و نظریات اخلاقی به خوبی مشاهده کرد.

طبیعی است اگر کسی حیات انسانی را محدود به همین حیات پست دنیوی دانست و افق دید او بیش از این جهان مادی را مشاهده نکرد، نمی تواند لذتی جز لذایذ دنیوی را به اندیشه آورد. و اگر کسی مانند اپیکور دست خدا را از اداره و تدبیر امور جهان کوتاه دانست و مرگ را به عنوان پایان دفتر هستی آدمیان پنداشت در آن صورت بیش از این از او انتظار نمی رود که لذایذ و آلام را نیز در محدوده تنگ زندگی این جهانی مورد محاسبه قرار دهد.‌

مقاله

نویسنده حسین راضی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS