دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نفاق و دورویی

ای ابوذر! کسی که در دنیا دورو و دوزبان باشد، در آتش جهنّم، دو زبان خواهد داشت.
نفاق و دورویی
نفاق و دورویی

نفاق و دورویی

قَالَ رسولُ الله(ص): «یا أبَاذَر مَن کَانَ ذَاوَجهَینِ وَ لِسَانَینِ فِی الدّنیا فَهُوَ ذُولِسَانَینِ فِی النّارِ» (بحار الانوار، ج74، ص90، ب�

انسان به‌خاطر غریزه حبّ نفس و طبیعت خوددوستی، همواره مایل است تا در قلوب دیگران نفوذ کرده و نزد آنها قدر و منزلتی داشته باشد و این تا هنگامی که منشأ رفتار و گفتار بدی نشود، نه مورد نکوهش و مذّمت، و نه برخلاف مقتضای کمال و انسانیّت است؛ ولی اگر به‌خاطر عواملی مانند احساس حقارت درونی و فقدان جایگاه و موقعیّت اجتماعی، خود‌ کم‌‌بینی و حسادت و ...، از مسیر طبیعی خود خارج شود و عاملی برای رفتار و گفتار نکوهیده‌‌ای همچون ریا و تزویر، دروغ، نفاق و دورویی، شود؛ گرایشی ضدّ اخلاقی و عملی زشت و ناپسند به‌شمار می‌آید.[1]

نفاق و دورویی از جمله صفات و عادت‌های بسیار زشتی است که در قرآن و روایات مورد نکوهش و مذمّت قرار گرفته است. خداوند در قرآن کریم درباره رفتار و سیره انسان‌های منافق و دو رو می‌فرماید:

«وَإِذا لَقُوا الَّذینَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى‌ شَیاطینِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ»[2]

و هنگامى که افراد با ایمان را ملاقات مى‌کنند، مى‌گویند: «ما ایمان آورده‌ایم!» (ولى) هنگامى که با شیطان‌هاى خود خلوت مى‌کنند، مى‌گویند: «ما با شماییم! ما فقط (آنها را) مسخره مى‌کنیم!»

انسان نباید در زندگی خود با رفتار منافقانه با مردم معاشرت داشته باشد و دورو و دوزبان باشد؛ به این معنی که در حضور کسی از او تعریف کند و اظهار دوستی و خیرخواهی کند و در غیابش برخلاف آن عمل کند و زبان به‌مذمّت او بگشاید و در صدد آزار و اذیّت او برآید.[3]

روزی لقمان حکیم از مولایش دستور گرفت، تا بهترین غذاها را آماده کند. لقمان زبان گوسفندی را پخت و آن‌را نزد مولایش گذاشت. سپس مأمور شد بدترین غذاها را آماده کند؛ باز زبان گوسفندی را پخت و آن‌را نزد مولایش گذاشت! مولی رو به لقمان کرد و با تعجّب گفت: چطور می‌شود که یک نوع غذا هم خوب باشد و هم بد! لقمان در جواب گفت: زبان اگر نیکو سخن بگوید و تحت فرمان عقل حرف بزند، بهترین چیزها است و اگر بد حرف بزند و تابع هوای نفس باشد، بدترین چیزها است.[4]

انسان‌هایی که در زندگی خود، همواره با دورویی، نفاق و دوزبانی می‌خواهند به اهداف خود، در زندگی دست یابند و این کار را به حساب زرنگی خود می‌گذارند، باید به این نکته توجّه کنند که انسان دورو نه تنها کم‌کم نزد مردم جایگاه و اعتبار خود را از دست می‌دهد بلکه نزد خداوند نیز هیچ آبرویی نخواهد داشت. حضرت علی(ع) در این باره می‌فرماید: از نفاق و دورویی بپرهیز که انسان دورو نزد خداوند هیچ آبرویی ندارد.[5]

    پی نوشت:
  • [1]. اسماعیلی یزدی، عباس، فرهنگ صفات، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1386، چاپ اول، ص656.
  • [2]. بقره/14.
  • [3]. نراقی، ملااحمد؛ معراج‌السعاده، تهران، یاسر و دهقان، 1366، ص491.
  • [4]. محمدی اشتهاردی، محمد؛ پندهای جاویدان، تهران، نبوی، 1386، چاپ سوم، ص66.
  • [5]. غررالحکم و دررالکلم، ترجمه سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ یازدهم، 1388، ج 2، حدیث9976/15، ص515.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS