دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقش فهم فلسفی در تفسیر قرآن کریم

در راستای دلیل ضرورت آموختن فلسفه باید گفت «فلسفه» نوعی فرایند خردورزی آزادانه با اصول و ضوابط عقلی است که بدون هیچ گونه پیشداوری و جانبداری در مورد حقایق و موجودات و مسائلی که پرسش‌های پیرامون آنها خاستگاه عقلی دارد، بحث می‌کند.
نقش فهم فلسفی در تفسیر قرآن کریم
نقش فهم فلسفی در تفسیر قرآن کریم

در راستای دلیل ضرورت آموختن فلسفه باید گفت «فلسفه» نوعی فرایند خردورزی آزادانه با اصول و ضوابط عقلی است که بدون هیچ گونه پیشداوری و جانبداری در مورد حقایق و موجودات و مسائلی که پرسش‌های پیرامون آنها خاستگاه عقلی دارد، بحث می‌کند.

با خردورزی می‌توان به یک معرفت فراگیر و بنیادی، به حقایق و مسائل جهان هستی نائل آمد و گزاره‌های حاصل از این حقایق، به وسیله تجربه و حس و استقراء قابل نفی و اثبات نیست و فقط برهان عقلی می‌تواند آنها را نفی و اثبات کند و بنابراین قواعدی که بر یک فیلسوف تحمیل می‌شود، خارج از عقل نیستند و قطعاً به کمک مباحث فلسفی می‌توان به یک تفسیر درست و صحیحی از قرآن رسید.

در علم کلام می‌توان جانبدارانه وارد فضای خداشناسی و توحید شد و از همان ابتدا در صدد اقناع مخاطب بود. در حقیقت رسالت علم کلام دفاع از دژ محکم دین است، اما علم فلسفه این گونه نیست.

زمانی که فلسفه رنگ و بوی اسلامی به خود گرفت، در حدود پانصد قاعده به آن اضافه شد، در حالی که فلسفه یونانی، دویست قاعده بیش نداشت.

اگر فردی فلسفه را خوب نداند و با فضای فلسفه آشنا نباشد، علم کلام را نیز خوب نمی‌فهمد و نمی‌تواند آن علم را به دیگران انتقال دهد، بنابراین فلسفه ارتباط مستقیمی با علم کلام دارد و یک متکلم بدون علم فلسفه نمی‌تواند از عهده دفاع از دین بر آید.

به کمک مباحث فلسفی می‌توان به یک تفسیر درست و صحیح از قرآن رسید و از طرفی نیز علم فلسفه در مقدمات علم اصول که یک علم عقلی است کارآیی و کاربرد بسیاری دارد. یکی از عوامل مهم که ضرورت خواندن فلسفه را در دوران معاصر ایجاب می‌کند، شناخت خویشتن است و حتی بعضی از علما و بزرگان، فلسفه را استکمال نفس پنداشته‌اند و در نتیجه، هیچ امری را بهتر از شناخت خویشتن نمی‌دانند. فلسفه‌های مشاء و اشراق، امروزه تقریباً در جامعه از آن‌ها به طور کاربردی استفاده نمی شود و در حقیقت حالتی انتزاعی دارند، بنابراین باید در جامعه به شکلی نوین از آن‌ها استفاده شود و همان گونه که مثلاً فلسفه اگزیستانس در جوامع غربی به صورت کاربردی درآمد و تاثیرگذار واقع شد و باعث تحول جوامع غربی شد، باید ما نیز فلسفه را کاربردی کنیم.

فلاسفه، علم فلسفه را مادر علوم می‌دانند اما متاسفانه فلسفه هنوز در عالم انتزاعات ذهنی است که باید آن را به شکل کاربردی درآورد تا به استفاده عموم جامعه برسد.

مخالفت کردن بعضی از فقهای عظام با فراگرفتن فلسفه، صرفاً یک نهی ارشادی است و به این خاطر که از فلسفه یونان ماخوذ و گرفته شده است، به همین دلیل آن را نهی کردند، زیرا به غیر از ضلالت چیز دیگری را در پی نداشت. اما فلسفه اسلامی می‌تواند فرد را متحول کند و در نتیجه به متحول شدن جامعه بینجامد. به همین دلیل، مقام معظم رهبری بر ضرورت آموزش فلسفه تاکید داشتند.

خواجه نصیر از افرادی بود که علم کلام و فلسفه را با یکدیگر تلفیق کرد و به این نیت فلسفه را تالیف کرد تا از آموزه‌های دینی بتواند جانبداری کند.

در حال حاضر ما نتوانسته‌ایم فلسفه‌های حکمت متعالیه، اشراق، مشاء و فوق متعالیه را از عالم انتزاعات ذهنی خارج کنیم و آنها را برای جامعه کاربردی سازیم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS