دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نوری که بر قلب علامه تابید

No image
نوری که بر قلب علامه تابید

مهدی مجیدی

«علم، نورى است كه خداوند به قلب هر كس كه بخواهد مى افكند.»( بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۲۴) این حدیث از پیامبر اکرم(ص) در پاسخ به پرسش یاران آن حضرت مبنی بر معنای «شرح صدر» بیان شده است.

ابن مسعود از پيامبر(ص) سؤال كرد: چگونه انسان شرح صدر پيدا مي‌كند؟ حضرت در پاسخ فرمود: هنگامي كه نور به قلب انسان داخل شد، گسترده و باز مي‌گردد. او پرسيد: نشانه آن چيست؟ فرمود: نشانه آن توجه به سراي جاويد و جدا شدن از سراي غرور و آماده گشتن براي استقبال از مرگ پيش از رسيدن آن است.

هر زمان این حدیث مشهور آن حضرت را به یاد می‌آورم، این خاطره از دوران تحصیل علامه طباطبایی(ره) در ذهنم تداعی می‌شود؛ «در اوایل تحصیل که به صرف و نحو اشتغال داشتم، علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این رو هر چه می‌خواندم، نمی‌فهمیدم و چهار سال به همین نحو گذراندم.

پس از آن یکباره عنایت خدایی دامنگیرم شده عوضم کرد و در خود یک نوع شیفتگی و بی‌تابی نسبت به تحصیل کمال، حس نمودم. به طوری که از همان روز تا پایان ایام تحصیل که تقریباً هفده سال طول کشید، هرگز نسبت به تعلیم و تفکر درک خستگی و دلسردی نکردم و زشت و زیبای جهان را فراموش نموده و تلخ و شیرین حوادث، برابر می‌پنداشتم[کذا]. بساط معاشرت غیر اهل علم را به کلی برچیدم. در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی، به حداقل ضروری قناعت نموده باقی را به مطالعه می‌پرداختم. بسیار می‌شد بویژه در بهار و تابستان که شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه می‌گذراندم و همیشه درس فردا را شب پیش مطالعه می‌کردم و اگر اشکالی پیش می‌آمد با هر خودکشی بود حل می‌نمودم و وقتی که به درس حضور می‌یافتم از آنچه استاد می‌گفت قبلاً روشن بودم و هرگز اشکال و اشتباه درس را پیش استاد نبردم.»

براستی برای رسیدن به چنین کمالی چه باید کرد؟ «شرح صدر»، نوری است که خدا آن ‌را در قلب مؤمنان گذاشته است. روی آوردن به جاودانگی و دل کندن از مادیات سخت است، اما چنانچه از شاگردان آن مرحوم نقل شده است، علامه طباطبایی (ره) بسیار ساده لباس می‌پوشید و سال‌های زیادی اجاره نشین بود، از سهم امام استفاده نمی‌كرد و امور زندگی‌اش از حق التألیف كتاب می‌گذشت.

با عنایت به این روایت پیامبر اکرم(ص)، شاید بتوان گفت علم و دانش حقیقی مترادف شرح صدری است که علامه به واسطه بریدن از ظواهر به آن دست یافته بود. عشق به فراگیری علم به گونه‌ای در وجودش ایجاد شده بود که از فرزند علامه طباطبایی و همسر شهید قدوسی نقل می‌شود که علامه در اواخر عمر پر برکت خود که برای درمان به خارج از کشور رفته بود، پزشکان گفته بودند این مغز به اندازه ۷۰۰ سال کار کرده است.! تفسیر «المیزان» و جامعیت این تفسیر در میان تفاسیر گوناگون می‌تواند دلیلی بر این مدعا باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS