دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هر چه کنی، به خود کنی

انسان موجودی شگفت انگیز است؛ زیرا همیشه در حال تحول و شدن است و تا زمانی که در دنیا است و حتی پس از آن در عالم برزخ می‌تواند از این تغییرات مثبت و منفی سود برد؛ زیرا شاکله هر کسی را اعمال و افکار او می‌سازد؛ چنانکه اعمال و افکار او را شخصیت او می‌سازد.
هر چه کنی، به خود کنی
هر چه کنی، به خود کنی

هر چه کنی، به خود کنی

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: چهارشنبه 2 اسفند ماه 1396

انسان موجودی شگفت انگیز است؛ زیرا همیشه در حال تحول و شدن است و تا زمانی که در دنیا است و حتی پس از آن در عالم برزخ می‌تواند از این تغییرات مثبت و منفی سود برد؛ زیرا شاکله هر کسی را اعمال و افکار او می‌سازد؛ چنانکه اعمال و افکار او را شخصیت او می‌سازد. این تبادل میان عمل و شخصیت موجب می‌شود تا انسان همواره در حال تغییر و تبدل باشد. خدا درباره این تغییرات دائمی به انسان هشدار داده و می‌فرماید به گونه‌ای عمل کنید که خود عمل و آثاری که به جا می‌گذارد، نیک و سازنده باشد، نه منفی و غیر سازنده.(بقره، آیات 126 و 162 و 285)

در سوره یس می‌فرماید: وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ؛ آنچه را از پیش فرستاده‏‌اند همراه با آثار اعمال درج مى ‏کنیم.(یس، آیه 12)

این ثبت الهی بیرون از وجود آدمی انجام نمی‌گیرد، بلکه در درون آدمی انجام می‌شود؛ از این رو انسان با اعمال خوب و بد خویش، از خود چهره‌ای می‌سازد که ملکوت آن می‌تواند انسان فرشته یا انسان حیوان یا انسان سنگ باشد.(اعراف، آیه 179؛ فرقان، آیه 44)

پس همان طوری که اعمال خوب چون ایمان به قرآن و اسلام، نورانیت را در دل آدمی می‌آفریند و انسان را صاحب نورانیت می‌کند که در آخرت و جهان بی‌خورشید، دارای نور باشد(حجرات، آیه 7؛ انعام، آیه 122؛ شوری، آیه 52؛ حدید، آیه 13)  همچنین اعمال بد و زشت آتشی در درون می‌آفریند که دوزخ و دوزخیان دیگر از آن می‌سوزند.(همزه، آیات 5 تا 9)

لذا انسان باید مواظب باشد چه اعمالی را انجام می‌دهد. بر این اساس خدا می‌فرماید: إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا؛ اگر نیکی کنید به خودتان نیکی کردید و اگر بدی کنید به خودتان بدی کرده‌اید.(اسراء، آیه 7)

در این جملات خدا با آوردن لام ملکیت بیان می‌کند که هر کسی مالک حقیقی اعمال خودش است؛ حال این اعمال، خوب باشد یا بد، باید بداند: «هرچه کنی، به خود کنی/گر همه نیک و بد کنی». 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS