دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هرمنوتیک رمانتیک

No image
هرمنوتیک رمانتیک

كلمات كليدي : هرمونوتيك رمانتيك، شلايرماخر، رمانتيسم، كلاسيك، ديلتاي، علوم انساني

نویسنده : رضا میرزائی

تا اواخر قرن هجده میلادی جریان غالب در مورد تفسیر متون هرمنوتیک کلاسیک بود. در قرن نوزدهم شلایرماخر (1768-1834) که یک متکلم آلمانی بود دیدگاه جدیدی در بحث هرمنوتیک ارائه کرد. دیدگاه وی متاثر از جنبش رمانتیسم در غرب بود که ادعا می‌کرد، امکان دستیابی به حقیقت و دریافتن آن امری بسیار دشوار است. رمانتیسم، عقل‌گرایی عصر روشنگری را به چالش کشاند.

پیش فرض عقل‌گرایی آن بود که ذهن انسان به کمک اندیشه و روش و منطق صحیح می‌تواند در ساختار منطقی و منظم جهان نفوذ، و به حقیقت نهفته در دل هر موضوع مورد شناسایی راه یابد. در مقابل این عقل‌گرایی، رمانتیسم، امکان دستیابی به حقیقت و فهم عینی از موضوعات را منتفی نمی‌دانست ولی بر نقصان فهم و امکان بروز سوء فهم تاکید داشت. به دلیل همین تاثیرپذیری هرمنوتیک شلایرماخر به هرمنوتیک رمانتیک معروف شد. شلایرماخر با پذیرش دیدگاه رمانتیک‌ها در مورد تفسیر متون مدعی شد که بدفهمی و سوء فهم امری عادی و طبیعی است و همیشه امکان آن در فهم یک متن وجود دارد. بر خلاف کلاسیک‌ها که معتقد بودند فهم یک متن امری عادی و بدفهمی امری غیرعادی است،‌ او معتقد بود که درک متون امری دشوار و بدفهمی و سوء فهم امری عادی و طبیعی است. شلایرماخر معتقد است که ما برای تفسیر یک متن نیازمند دو امر هستیم؛

1. آشنایی با لغت و قواعد دستور زبان، شلایر این امر را تفسیر دستوری یا (grammatical ) می‌نامد.

2. بازسازی شخصیت گوینده یا نویسنده و حدس و پیشگویی منظور او از این گفتار یا نوشتار بوسیله مفسر آن متن. شلایر این نوع را هم تفسیر فنی یا (technical) می‌نامد. سپس شلایر ماخر می‌گوید چون بازسازی شخصیت نویسنده و پیشگویی مقصود وی امری دشوار است لذا فهم دقیق یک متن امری مشکل است و معمولا مفسران دچار بدفهمی می‌شوند.

بعد از شلایرماخر متفکر آلمانی دیگری به نام ویلهلم دیلتای (1833-1911)، دیدگاه هرمنوتیک رمانتیک را پذیرفت و قلمرو آن را توسعه داد. به نظر او قلمرو هرمنوتیک به متون و گفتارهای شفاهی محدود نمی‌شود، ‌بلکه شامل همه اعمال و فعالیت‌های انسانی می‌شود، یعنی علاوه بر متون و گفتارها، تابلوی نقاشی یک نقاش،‌ وسیله ساخته شده بوسیله یک صنعتگر، آهنگ ساخته شده توسط یک آهنگ ساز و ... نیز موضوعاتی برای تفسیرند و در همه آنها مراد و مقصود صاحبانشان تجلی یافته است. در واقع هرمنوتیک دیلتای روشی برای تفسیر همه علوم انسانی است، نه فقط روش تفسیر متون و گفتار. تفکر غالب در زمان دیلتای این بود که فقط علوم تجربی و طبیعی می‌توانند فهمی عینی و راستین و مطابق با واقع ارائه دهند. دیلتای با این کار خود تفکیکی میان علوم انسانی و علوم طبیعی قائل شد و مدعی شد که نباید روش تحقیق در علوم طبیعی را در علوم انسانی به کار گرفت، و با این کار خود توانست اعتبار و منزلت علوم انسانی را که تضعیف شده بود، از راه تمایز روش های تحقیق در علوم انسانی و علوم طبیعی و ارائه روشی برای همه علوم انسانی بازسازی کند.

هرمنوتیک رمانتیک نیز مانند کلاسیک معتقد است که از یک متن و مانند آن بیش از یک تفسیر و قرائت، نمی‌توان ارائه داد، به دلیل اینکه عقلا معمولا از متون معنای خاصی را اراده می‌کنند. [1]

نقد و بررسی

شلایرماخر معتقد به بازسازی شخصیت مولف است، در حالی که این عمل در مورد مؤلفانی که از دنیا رفته‌اند امکان پذیر نیست و برای مؤلفان هم عصر مفسر نیز کاری بسیار دشوار است. هر انسانی بعد از آموزش‌های گوناگون ساختار شخصیتی خاصی پیدا می‌کند و هر اندازه تلاش کند که این جای گزینی صورت گیرد، این مسئله به طور واقعی امکان پذیر نیست. در نتیجه باید هیچ تفهیم و تفهمی بین افراد و بین مؤلفین و مفسرین صورت نگیرد. در حالی که این ادعا کاملا باطل است و این که برخی ناقدان به نقد آثار مؤلفان می‌پردازند و آنها هم متقابلا پاسخگو هستند، دلیل بر وجود نوعی ارتباط گفتاری و تفاهمی می باشد.[2]

مقاله

نویسنده رضا میرزائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS