دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

همت عالی؛ پرهیز از تنبلی و کسالت

از جمله مسائلی که در فرهنگ دینی ما و تعالیم معصومین (ع)، بسیار به چشم می‌خورد و مسلمانان نسبت به آن هشدار و بیدارباش داده شده‌اند، موضوع تنبلی و تن پروری و بی‌حوصلگی و کوتاهی در امور است.
همت عالی؛ پرهیز از تنبلی و کسالت
همت عالی؛ پرهیز از تنبلی و کسالت

نویسنده: علی خانی

از جمله مسائلی که در فرهنگ دینی ما و تعالیم معصومین (ع)، بسیار به چشم می‌خورد و مسلمانان نسبت به آن هشدار و بیدارباش داده شده‌اند، موضوع تنبلی و تن پروری و بی‌حوصلگی و کوتاهی در امور است. واژه‌هایی مانند «کسل»، «ضجر» و «ناتوانی» به معنای تنبلی و بی‌حوصلگی و سستی، در بردارنده این صفت ناپسند و مورد نکوهش می‌باشند. راغب اصفهانی در خصوص معنای «کسالت» می‌گوید: الکسل: التثاقل عما لاینبغی التثاقل عنه و لاجل ذلک صار مذموما؛ تنبلی و کسالت یعنی کوتاهی و سستی ورزیدن و زیر بار نرفتن چیزی که شایسته است، انجام گیرد«. مطابق آیه شریفه «لیس للانسان الاما سعی» (نجم: 39)، انسان در گرو سعی و تلاش خویش است و به هر اندازه در مسیر پیشرفت دنیوی و کمال و سعادت اخروی و ابدی خویش، تلاش و کوشش کند، به همان اندازه بهره مند خواهد شد و در روز قیامت ثمره تلاشش را خواهد دید:« و ان سعیه سوف یری»(نجم: 40). در بسیاری از آیات قرآن، بعد از ذکر ایمان، بر عمل صالح تکیه شده است تا همگان این پندار ناصحیح را از سر بیرون کنند که بی سعی و تلاش می‌توان به جایی رسید. مطابق فرمایش حضرت علی (ع):« من کبرت همّته کبر اهتمامه؛ کسی که همتش بلند و بزرگ باشد، تلاشش نیز بزرگ خواهد بود»؛ صاحبان همت عالی، اهل سعی و تلاش هستند و نیک می‌دانند که بدون زحمت و کوشش و با تن پروری و راحت طلبی نمی‌توانند به مقصود خود دست یابند.تنبلی وکسل بودن، از صفات ناپسندی است که همواره مورد مذمت و تحذیر اولیا ء دین بوده است، زیرا نتیجه آن از بین رفتن سرمایه گرانبهای انسان، که همان عمر اوست، می‌باشد: «التوانی اضاعه؛ سستی و کاهلی کردن، ضایع کردن عمر است». امیرالمومنین علی (ع) کسالت و سستی کردن را، شیوه بی خردان: «التوانی سجیه النوکی»؛ موجب نقص: «الفشل منقصه» و آفت پیروزی: «آفه النجح الکسل» دانسته، تاخیر در انجام کار نیک و شایسته را، نشانه کسالت و تنبلی معرفی نموده است: «تاخیر العمل عنوان الکسل». همچنین حضرت، «ندامت و پشیمانی» را ثمره سستی و کاهلی در امور می‌دانند: «من اطاع التوانی احاطت به الندامه؛ کسی که از سستی و کاهلی پیروی کند پشیمانی او را فرا گیرد». و شاید به همین خاطر است که در روایات کلید همه بدیها را کسالت و تنبلی می‌دانند. در مذمت تنبلی و کسالت همین بس که خداوند در قرآن کریم، کسالت در انجام طاعات و عبادات را، از جمله صفات منافقین بیان می‌دارد و می‌فرماید:

«ان المنافقین یخادعون الله و هو خادعهم و اذا قاموا الی الصلوه قاموا کسالی یراون الناس و لایذکرون الله الاقلیلا؛

همانا منافقان با خدا نیرنگ می‌کنند در حالی که او با آنان نیرنگ کننده است، چون به نماز می‌ایستند با کسالت برمی خیزند و چون در انظار مردم نماز می‌خوانند ریا می‌کنند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» (نساء: 142). امام صادق (ع) در حدیثی ضمن بر حذر داشتن از تنبلی و کسالت، می‌فرمایند:

«ایاک و الکسل و الضجر فانهما یمنعانک من حظک من الدنیا و الآخره؛

از کسالت و بی حوصلگی دوری کن زیرا این دو تو را از بهره ات در دنیا و آخرت باز می‌دارند»

نیز فرمودند:

«و من کسل عما یصلح به امر معیشته فلیس فیه خیر لامر دینه؛

کسی که در مورد اموری که زندگیش را تامین می‌کند، بی حوصله و سست باشد، در چنین کسی خیری در مورد دینش نیست».

از امام موسی بن جعفر (ع) روایت شده:

« ان الله عز و جل یبغض العبد النوام الفارغ؛

همانا خداوند متعال بنده پر خواب بیکار را دشمن دارد»

نیز می‌فرمایند:

«از بی حوصلگی و سستی بپرهیز زیرا اگر بی حوصلگی کنی دنبال کار نمی روی و اگر سستی کنی حق (خود و دیگران) را ادا نمی کنی».

سیره عملی پیشوایان دین، تشویق تلاشگران و تذکر به افراد بیکار و تنبل بوده است. رسول خدا (ص)، برای آنکه مسلمین را به کار و کوشش تشویق کند و آنان را از تنبلی و بیکاری بر حذر دارد، عملا افراد زحمتکش و کارگر را مورد مهر و عنایت مخصوص خود قرار می‌دادند و به صور مختلف تشویقشان می‌کردند. در مقابل، با بیکاران به تلخی و سردی برخورد می‌نمودند و مراتب نارضایتی خود را صریحاً اظهار می‌فرمودند. از آنجا که کسالت و تنبلی مانع بسیار مهمی در وصول انسان به قله‌های سعادت و کمال است، رسول مکرم اسلام (ص)، در دعای خویش از این صفت ناپسند به خدا پناه می‌برد:

«اللهم انی اعوذ بک من العجز و الکسل؛ خداوندا، من به تو پناه می‌برم از ناتوانی و تنبلی».

    روزنامه رسالت، شماره 7107، 24/7/89، صفحه 6

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS