دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هم‌نشینی با بیماردلان

کسانی که در دلهایشان بیماری است می بینی که در (دوستی با) آنان ، بر یکدیگر پیشی می گیرند ، و می گویند : می ترسیم حادثه ای برای ما پیش آید(ونیاز به کمک آنها داشته باشیم). (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
هم‌نشینی با بیماردلان
هم‌نشینی با بیماردلان

الّذین فی قلوبهم مرض یسارعون فیهم یقولون نخشی أن تُصیبنا دائرة

(سوره مائده، آیه 52.)

ترجمه :

کسانی که در دلهایشان بیماری است می بینی که در (دوستی با) آنان ، بر یکدیگر پیشی می گیرند ، و می گویند : می ترسیم حادثه ای برای ما پیش آید(ونیاز به کمک آنها داشته باشیم).

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح:

هم‌نشینی با بیماردلان

دستور قرآن حکیم و عترت طاهرین به ما این است که وقتی به عیادت بیمار رفتید، زیاد ننشینید و زود برخیزید. برای این که او خسته است و رنج می‌برد. حکیم بزرگ اسلام جناب فارابی نقل می‌کند: از حکیمی پرسیدند بهترین موعظه‌ها چیست؟ گفت: با مردم عادی نباید زیاد نشست. چون آنان نوعاً بیمارند و انسانهای سالم در اقلیّت هستند: «إذا دخلت علی مریض فلا تطل القعود عنده، والنّاس کلّهم مرضی، فاعلم وافهم»[1].

خداوند درباره ابراهیم خلیل (سلام الله علیه) می‌فرماید: ﴿إذجاء ربّه بِقلب سلیم﴾[2] و کسانی در قیامت، طرفی می‌بندند و از عذاب می‌رهند که در آن روز با قلب سلیم، وارد شوند: ﴿إلاّ من أتی الله بقلب سلیم﴾[3].

همچنین عیسای مسیح و یحیای زاهد (سلام الله علیهما) دارای قلب سلیمند؛ زیرا قرآن کریم با دو تعبیر، سلامتِ این دو بزرگوار را بیان کرده است: درباره حضرت یحیی می‌فرماید: ﴿وسلام علیه یوم ولد ویوم یموت ویوم یبعث حیّاً﴾[4] و از زبان حضرت عیسی می‌فرماید: ﴿والسلام علی یوم ولدت ویوم أموت ویوم أبعث حیّاً﴾[5]. اینها دارای قلب سلیم هستند؛ زیرا سلامت دوران حیات و سلامت حال موت حتماً به معنای سلامت قلب است و گرنه انسانی که می‌میرد در حال مردن قطعاً سلامت بدن ندارد.

امّا از انبیا، اولیا و «اوحدّی» از مؤمنان که بگذریم، تحصیل قلب سالم از غبار و رین، دشوار است و بنابراین، بسیاری از انسانها بیماردلند. قرآن منافق را «مریض» می‌داند: ﴿فی قلوبهم مرضٌ فزادهم الله مرضاً﴾[6]، ﴿فتری الّذین فی قلوبهم مرض یسارعون فیهم یقولون نخشی أن تُصیبنا دائرة﴾[7]؛ کسانی را که قلبشان مریض است می‌بینی که با بیگانه رابطه سرّی دارند و می‌گویند شاید نظام اسلامی شکست بخورد و مشرکین برگردند.

نیز قرآن، عدّه‌ای را مریض می‌داند که منافق نیستند ولی ایمانشان ضعیف است و بر اثر ضعف ایمان، مریضند؛ چنانکه در سوره «احزاب» می‌فرماید: ﴿لئِن لَم یَنته المنافقون والّذین فی قلوبهم مرض والمرجفون فی المدینة لنغرینّک بهم﴾[8]. در این آیه، منافقان، بیماردلان و نیز کسانی که اراجیف، اکاذیب و شایعات دروغ‌پخش می‌کنند جدای از یکدیگر ذکر شده‌اند؛ یعنی، یک عدّه با این که منافق نیستند، مریضند. البته ناشران اراجیف یا از منافقانند یا از افراد ضعیف‌الایمان. بنابراین، بسیاری از مردم، مریض هستند و فارابی می‌گوید انس با آنان روا نیست. نشست و برخاستی که عالمانه و زاهدانه نبوده و در مدار تعلیم و تعلّم نباشد روا نیست. کسی که بخواهد رشد کند، باید مواظب نشست و برخاست خود باشد.

کسی که در مجلسی بنشیند و در آن علمی فرا نگیرد، حقّ آن مجلس را ادا نکرده و به همان نسبت از خدا دور شده است، بنابراین، در دید و بازدیدها و جلساتی که سود علمی و معنوی ندارد باید نشستها کوتاه شود. البته اگر جلسه، عالمانه و در آن، مسائل علمی و سودمند مطرح است انسان هر چه بنشیند رواست.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 183-184
    پی نوشت:
  • [1] . الملّة، ص 96.
  • [2] . سوره صافات، آیه 84.
  • [3] . سوره شعراء، آیه 89.
  • [4] . سوره مریم، آیه 15.
  • [5] . سوره مریم، آیه 33.
  • [6] . سوره بقره، آیه 10.
  • [7] . سوره مائده، آیه 52.
  • [8] . سوره احزاب، آیه 60.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS