دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ: تعيين وقت ظهور

No image
پرسش و پاسخ: تعيين وقت ظهور

پرسش:آيا می‌توان برای ظهور امام عصر(عج) وقت تعيين کرد؟

پاسخ:«نزديک بودن ظهور» آرزوي قلبي همه منتظران امام عصر مي باشد و دعاي هر لحظه و هر ساعت شيفتگان مهدوي است. پيشوايان ما به همه ما آموخته اند که براي فرج آن حضرت دعا کنيم و منتظر ظهور او باشيم و خود را هر لحظه براي حکومت عدل گستر او آماده سازيم.(بحارالانوار، ج 92، ص 326)دوران غيبت امام عصر، بنابر تعاليم اهل بيت(ع)، دوران اميد است و شور و نشاط و تحرک ويژه اي مي طلبد. با اين حال اين شور و نشاط محدوده اي هم دارد که خود اهل بيت، برايمان ترسيم نموده اند و پيشروي بيش از آن را به شدت نهي کرده‌اند. در فرهنگ اهل بيت «پيگيري تاريخ ظهور» امري نکوهيده و دعا براي «تعجيل فرج» کاري پسنديده است.

محدوده ديگري که در روايات به شدت از آن نهي شده، «توقيت» يعني «تعيين وقت براي ظهور» است. علامه مجلسي در جلد 52 بحارالانوار، ص 101 بابي با عنوان «التمحيص و النهي عن التوقيت» (نهي از تعيين وقت ظهور) گشوده و تعداد زيادي از اين گونه روايات را جمع آوري کرده است.

فراواني اين روايات و اعتبار سندي قسمت قابل ملاحظه اي از آنها و اجماع دانشمندان بزرگ شيعه بر اين مسأله، جاي هيچ شک و شبهه اي را براي حرمت و نهي شديد اين مسئله باقي نگذاشته است. با کنکاش در اين دسته از روايات روشن مي شود که اين روايات به چند نکته پراهميت اشاره دارند:

اول اينکه: تنها خداوند است که از تاريخ ظهور خبر دارد. از امام رضا(عليه السلام) نقل شده که فرمودند:

اَنَّ النَّبِيَّ ص قِيلَ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَتَي يَخْرُجُ الْقَائِمُ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ فَقَالَ مَثَلُهُ مَثَلُ السَّاعَة الَّتِي «لايُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ لاتَاْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَهًًْ (سوره اعراف، آيه 187)». (كمال الدين، ج 2، ص 373)از پيامبر خدا سؤال شد که چه زماني قيام کننده اي که از فرزندان تو است، خروج خواهد کرد؟ پيامبر خدا پاسخ داد: قيام او همانند قيامت است که (قرآن درباره روز رستاخيز چنين مي گويد: همانا علم آن تنها نزد پروردگار من است و) «هيچ كس جز او (نمي‌تواند) وقت آن را آشكار سازد. (اين حادثه حتي) در آسمان ها و زمين، سنگين (و بسيار پر اهميت) است و جز به طور ناگهاني، به سراغ شما نمي‌آيد!»

دوم اينکه: به دليل آنکه تاريخ ظهور را تنها خداوند مي داند، بنابراين هر کس براي ظهور، زمان تعيين کند، دروغگو است: «اسحق بن يعقوب‌» توسط جناب محمد بن عثمان عمري نامه‌اي خدمت امام زمان(عليه السلام) فرستاد و سؤالاتي نمود و امام در فرازي از پاسخ در مورد وقت ظهور فرمودند: «و اما ظهور الفرج فانه الي الله تعالي ذكره و كذب الوقاتون‌» و اما ظهور فرج به فرمان خداي متعال وابسته و تعيين وقت كنندگان دروغگويند. (كمال الدين ج 2، ص 160 حديث 4) همچنين در روايتي ديگر «فضيل‌» از امام باقر(عليه السلام) پرسيد: آيا براي اين امر وقتي تعيين مي‌شود؟ امام سه بار فرمود: «كذب الوقاتون‌» تعيين كنندگان وقت دروغگويند. (الغيبه شيخ طوسي ص 426) البته منظور از تعيين وقت تعيين دقيق وقت ظهور است و اينگونه تعيين وقت را پيشوايان معصوم (ع) به هيچ وجه جايز نشمرده‌اند و آن را از اسرار الهي دانسته‌اند ولي علاماتي را ذكر فرموده‌اند كه چون آنها واقع شوند نزديك بودن ظهور را نويد مي‌دهند.

سوم اينکه: سيره دائمي اهل بيت نيز چنين بوده که هيچگاه براي ظهور تعيين وقت نکرده اند. امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد: كَذَبَ المُوَقِّتونَ ما وَقَّتْنا فيما مضي و لانُوقِّتُ فيما يُستَقْبَلُ(الغيبه طوسي، ص 426)؛ وقت گذاران دروغ مي گويند. ما (اهل بيت) نه در گذشته، وقت (ظهور) را تعيين كرده ايم و نه در آينده، تعيين وقت خواهيم کرد.

چهارم اينکه: وظيفه عموم شيعيان در برابر کساني که براي ظهور وقت تعيين مي کنند، تکذيب علني و مبارزه فکري با آنان است. امام صادق(عليه السلام) به محمد بن مسلم می‌فرمايد: مَنْ وَقَّتَ لَكَ مِنَ النَّاسِ شَيْئاً فَلَا تَهَابَنَّ اَنْ تُكَذِّبَهُ فَلَسْنَا نُوَقِّتُ لِاَحَدٍ وَقْتاً(الغيبه طوسي، 426)؛ هر كس براي تو وقت تعيين كرد، بي محابا آن را دروغ بشمار؛ زيرا ما براي هيچ كس، هيچ وقتي تعيين نمي كنيم.

و پنجم اينکه: تعيين وقت براي ظهور جداي از تأثيرات نامطلوب فراواني که بر روي منتظران مي گذارد، ظهور را نيز به تعويق خواهد انداخت. امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد:

اَبَي اللهُ إِلَّا اَنْ يُخَالِفَ وَقْتَ الْمُوَقِّتِين (الكافي، ج 1، ص 368)؛ خداوند جز اين نمي خواهد که با تاريخي که وقت گذاران تعيين کرده اند، مخالفت کند (و برخلاف آن تاريخ، حضرت را ظاهر گرداند) بنابراين هر کس با هر قصد و غرض و انگيزه اي و در هر جايگاه و منصب و مقامي، اگر به دام توقيت بيفتد و براي ظهور حضرت مهدي وقت تعيين کند، دروغگو خواهد بود و وظيفه عموم جامعه شيعي، مقابله جدي و تکذيب چنين افرادي است.

روزنامه كيهان، شماره 21069 به تاريخ 7/3/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS