دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ دیدگاه‌های مختلف درباره جامعیت قرآن(۱)

اندیشمندان و صاحب‌نظران قرآنی چه دیدگاه‌هایی را درباره جامعیت قرآن مطرح کرده‌اند، لطفاً به نحو اجمال توضیح دهید؟
پرسش و پاسخ دیدگاه‌های مختلف درباره جامعیت قرآن(۱)
پرسش و پاسخ دیدگاه‌های مختلف درباره جامعیت قرآن(۱)

پرسش:

اندیشمندان و صاحب‌نظران قرآنی چه دیدگاه‌هایی را درباره جامعیت قرآن مطرح کرده‌اند، لطفاً به نحو اجمال توضیح دهید؟

پاسخ:

واژه جامعيت هيچ كاربردى در قرآن كريم نداشته است.حتى خداى سبحان كه در كلام خويش با صراحت تمام از كمالِ كلام خود و تبيان بودن آن سخن گفته است، با واژهگانى هم ريشه و هم خانواده با اين واژه يعنى جامعيت، نيز به آن نپرداخته است. تأملانگيزتر اينكه سنت كه شارح وحى است نيز حتى يك مورد از واژه جامعيت قرآن استفاده نكرده است و آن را به كار نبسته است. البته قابل تذكر است كه در روايات يك مورد از واژه «جميع» كه هم خانواده واژه جامعيت است استفاده شده است.(تفسیر نورالثقلین، ج1، ص715)

ملاک‌های جامعیت

جامعيت معيارها و ملاك‌هايى دارد كه برخى از صاحب نظران به مواردى از آنها ‌اشاره كرده‌اند. از جمله اينكه مهم‌ترين معيار جامعيت توجه به ابعاد وجودى انسان است. چرا كه انسان ابعاد مادى و فوق مادى (ملكوتى) دارد، و يك قانون جامع، قانونى است كه به همه اين ابعاد و نيازهاى مبتنى بر اين ابعاد توجه كند» برخى ديگر ضمن كاربردى كردن ملاكهاى جامعيت نوشته‌اند كه:«الف) كلى‌نگرى، ب) مطابقت با فطرت، ج) انعطاف‌پذيرى، د) شايستگى براى جاودانه بودن، هـ) سازگارى اجزاى دين، و) شمول و گستردگى، ز) عقلانى بودن» از معيارها و ملاكهاى جامعيّتند. به نظر مى رسد كه ملاك «جامعيت» در تعريفش نهفته است. ملاك جامعيت فراگيرى و شمول است. وقتى ادعا مى شود متنى جامعيت دارد اين بدان معناست كه متن مورد بحث يا در حوزه متناسب خودش و يا كلاً هيچ حوزه‌اى را فروگذار نكرده و بدان‌ها پرداخته است و به بيان ديگر متنِ مورد بحث تصويرى واضح از هستها و بايدهاى گسترده و وسیع جهان و انسان ارائه داده است.

دیدگاه‌های مختلف درباره جامعیت قرآن

نظريات ارائه شده پيرامون جامعيت را مى‌توان ذيل چهار نظريه گنجاند؛ كه ذیلاً ضمن ‌اشاره به هر نظريه برخى دلائل ارائه شده رانيز مورد ‌اشاره قرار خواهيم داد.

جامعيت مطلق قرآن

طرفداران اين نظريه معتقدند، كه قرآن جامع همه چيز و هر چيزى است. قرآن حتى به اصول اساسى علوم و فنون مختلف نيز پرداخته و به آنها ‌اشاره كرده است.(الاتقان، سیوطی، ج 4، ص38) به قول مولوى: «اين نجوم و طبّ وحى انبياء است».(مثنوی معنوی، دفتر چهارم) اين نظريه را به بزرگانى همچون، ابوحامد غزالى، ابوالفضل المرسى، بدرالدين زركشى، جلال‌الدين سيوطى، حسن البناء و... نسبت داده‌اند. اين نظريه اگرچه در ميان پژوهشگران علوم قرآنى و مفسران متن وحيانى از اقبال چندانى برخوردار نبوده است ولى هميشه در هر عصرى طرفدارانى هرچند اندك داشته است. قبل از توضيح دلائل اين نظريه ابتدا تصوير روشنى از آن ارائه خواهيم كرد. طرفداران اين نظريه معتقدند كه «قرآن علوم اولين و آخرين را جمع كرده» به گونه‌اى كه (خداوند در آن از شماره‌هاى حساب و جمع و تقسيم و ضرب و تأليف و مناسبت و... ياد آورده) است. بعضى از ايشان بالاتر از ورود (اصول هر علمى) اعتقاد دارند: «اگر زانوبند ‌اشترم گم شود نيز در كتاب خداى تعالى مى‌يابم». برخى از ايشان نيز با استناد به بعضى آيات كريمه قرآن درصدد اثبات «نسبيّت انيشتاين» و «تكامل داروينى» و «كوانتم مكانيك» برآمده‌اند. به نظر مى‌رسد اين آراء تصوير روشنى از اين نظريه ارائه مى‌كنند، اكنون براى وضوح بيشتر نظريه لازم است كه به برخى از مهم‌ترين دلائل اين نظريه ‌اشاره كرد. دلائل اين نظريه را مى‌توان به دلائل درونى و بيرونى تقسيم كرد.

دلائل درونى:

طرفداران اين نظريه ضمن استناد به آيات و تمسك به آنها سعى در اثبات و دفاع از نظريه خويش را نموده‌اند. آيات: در قرآن كريم آياتى همچون «مَّا فَرَّطْنَا فِى الْكِتَـبِ مِن شَىْء (انعام-38) «وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَـبَ تِبْيَـنًا لِّكُلِّ شَىْء» (نحل - 89) و... وجود دارند كه طرفداران اين نظريه ضمن استناد به آنها سعى كرده‌اند رأى خويش را فرآيندى از فهم و جمع اين آيات بدانند. يكى از محققان و مؤلفان بزرگ علوم قرآنى كه خود به اين نظريه معتقد است ضمن نقل دو آيه شريفه فوق مى نويسد: «و من مى‌گويم: كتاب عزيز خداوند بر هر چيزى مشتمل است، اما انواع علوم هيچ باب و مسئله‌اى كه پايه و اصل باشد نيست مگر آن در قرآن بر آن دلالتى هست» (البرهان، ج1، ص190) و يكى ديگر از ايشان مى گويد: «قرآن شامل هر چيزى است و متعرض علوم و فنون و... شده است... چرا كه خود فرموده «مَّا فَرَّطْنَا فِى الْكِتَـبِ مِن شَىْء».                     

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: یکشنبه 27 خرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS