دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ چگونگی یاری کردن اهل بیت(ع) بخش اول

در آموزه‌های اهل بیت(ع) به ویژه ائمه اطهار(ع) طلب یاری کردن توسط آن بزرگواران مطرح شده است.
پرسش و پاسخ چگونگی یاری کردن اهل بیت(ع) بخش اول
پرسش و پاسخ چگونگی یاری کردن اهل بیت(ع) بخش اول

پرسش:

در آموزه‌های اهل بیت(ع) به ویژه ائمه اطهار(ع) طلب یاری کردن توسط آن بزرگواران مطرح شده است. سؤال اصلی این است که چگونه می‌توان به ندای هل من ناصر ینصرنی آن ذوات مقدسه لبیک گفت  و از یاران واقعی آنان بود؟

پاسخ:

ندای یاری طلبیدن امامان

با نگاهی به سیره نظری و عملی ائمه معصومین(ع) به این نکته مشترک می‌رسیم که آن بزرگواران هر کدام در زمان امامت خود به نوعی مردم را به یاری و تبعیت از افکار و اعمال خود که تجلی اسلام ناب بود دعوت کرده‌اند. در واقع ندای «هل من ناصر ینصرنی» ندای امام حسین(ع) تنها نیست بلکه دیگر امامان معصوم نیز هر کدام با بیانی متفاوت همین ندا را سرداده‌اند و از مسلمانان یاری و همراهی طلبیده‌اند. که در اینجا به برخی از این احادیث اشاره می‌کنیم:

1- امام علی(ع) در نامه‌ای به عثمان بن حنیف می‌نویسد: شما نمی‌توانید مثل من به دو قرص نان و دو دست لباس کهنه بسنده کرده و این چنین زندگی کنید ولی شما می‌توانید با چهار ویژگی مانند: ورع، اجتهاد، عفت و سداد مرا یاری کنید. وانکم لاتقدرون علی ذلک و لکن اعینونی بورع و اجتهاد و عفةً و سداد. (نهج‌البلاغه- نامه 45)

ورع در لغت به معنای پارسایی، پاکدامنی، پرهیزگاری و تقوا آمده است.

اجتهاد در لغت به معنای سعی کردن و کوشیدن تعریف شده است.

عفت در لغت به معنای پاکدامنی، نجابت و ترک شهوات در هر چیز بیان شده است.

و بالاخره سداد در لغت به معنای راست و درست بودن، به راه راست بودن، راستی و درستی در کردار و گفتار و استقامت ذکر شده است.

2- معروف است که امام حسین(ع) در کربلا ندای «هل من ناصر ینصرنی» را سر داد که در منابع تاریخی دقیقاً به همین عبارت نیست و با اندک تفاوتی با عبارت‌های دیگری نقل شده است. در آغاز نبرد هنگامی که دو سپاه روبروی هم قرار گرفتند، امام حسین(ع) صدا زد: اما من مغیث یغیثنا لوجه‌الله؟ اما من ذاب یذب عن حرم رسول‌الله؟ آیا دادرسی نیست که برای رضای خدا به داد ما برسد؟ آیا دفاع‌کننده‌ای نیست که از حریم رسول خدا دفاع کند؟ که به دنبال آن حربن یزید ریاحی از سپاه عمربن سعد جدا شده و به امام حسین(ع) پیوست و به درجه شهادت رسید. (لهوف، سید بن طاوس، ص 102)

3- امام باقر(ع) می‌فرماید: «اعینونا بالورع» ما را با ورع یاری کنید. (الکافی، ج 2، ص 78)

4- امام صادق(ع) می‌فرماید: «کونوا دعاةً ‌الناس بغیر السنتکم، لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلوةً و الخیر، فان ذلک داعیةً»

مردم را با غیر زبانتان (با کردارتان) بخوانید تا از شما پارسایی و کوشش و نماز و خوبی ببینند، زیرا این امور آنان را به سوی حق فرا می‌خواند (وسائل‌الشیعه، ج 15، ص 246) همچنین آن حضرت در حدیثی دیگر می‌فرماید: کونوا لنازینا ولاتکونوا علینا شینا».

(شیعیان) زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما (بحار‌الانوار، ج 65، ص 151).

۵- امام رضا(ع) می‌فرماید: «لا دین لمن لا ورع له» کسی که ورع نداشته باشد دین ندارد(اکمال‌الدین، ج ۲ ص ۶۰)نکته کلیدی در ارتباط با دعوت آن ذوات مقدسه این است که آنان هیچ‌گاه مخاطبان خود را دعوت به نفس و تبعیت از خود نمی‌کردند بلکه ارزش‌ها و کمالاتی را برای پیروان خود مطرح می‌کردند که تمسک به آنها و تجلی آن صفات و ویژگی‌ها در سیره نظری و عملی رهروان موجبات تعالی و سعادت دنیا و آخرت را برای خودشان فراهم می‌سازد. در این رابطه خصلت‌های چهارگانه امام علی(ع) در نامه خود به عثمان بن حنیف می‌تواند بهترین الگوی یاری رساندن ائمه اطهار(ع) باشد.   

روزنامه کیهان

تاریخ: یکشنبه 30 مهر ماه 1396

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS