دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرا اينقدر غمگين‌اید؟!

No image
چرا اينقدر غمگين‌اید؟!

 برخي اوقات انسان بدون هيچ دليل و بهانه‌اي احساس گرفتگي، بي‌حالي، دلتنگي و بي‌حوصلگي مي‌كند و غمي ناآشنا درون او را مي‌آزارد. برخي بر اين باورند كه يكي از عوامل اصلي اين بي‌حالي و اندوه، فاصله گرفتن از جمع دوستان و نزديكان و پناه بردن به خلوت و انزواست؛ در حالي كه نمي‌توان اين سخن را به عنوان دليل كامل و صحيحي تلقي كرد؛ زيرا چه بسا ممكن است انسان در ميان جمع باشد؛ ولي احساس غربت و دلتنگي نمايد. البته قابل انكار نيست كه بطور حتم برخي عوامل ظاهري همچون: مرگ بستگان يا دوستان، شكست‌ها و ناموفقيت‌هاي تحصيلي، شغلي و خانوادگي، و داشتن برخي روحيات و رفتارهاي منفي همچون: حس بدبيني، غرور و تكبر، خود برتر بيني، ارضا نشدن برخي تمايلات و خواسته‌ها، مشكلات مالي و اقتصادي و… نيز جزو عواملي به شمار مي‌روند كه در ايجاد ناراحتي دروني، بي‌حالي و كسالت رواني انسان نقش بسزايي ايفا مي‌كنند؛ ولي بحث در اين است كه گاهي اوقات انسان به ظاهر هيچ گونه مشكل خاصي در زندگي احساس نمي‌كند؛ ولي با اين همه، بي‌حالي و گرفتگي دروني، روح و روان او را تحت فشار قرار مي‌دهد، به گونه‌اي كه خود انسان نيز براي آن دليل و علتي نمي‌يابد. به راستي چه عواملي در بروز دلتنگي و غم دروني انسان نقش دارند؟

 كوتاهی در عمل

امام علي مي‌فرمايد: «منْ قصّر في العملِ اُبْتُلِي بِالْهمِّ؛ هر كه در عمل كوتاهي كند به اندوه گرفتار‌آيد.»

برخي گمان مي‌كنند با اظهار فقر و نداري، و عجز و لابه نزد ديگران، مي‌توانند مشكل خود را برطرف نمايند؛ در حالي كه در اينگونه موارد نه تنها گِرِهي از كارشان گشوده نمي‌شود؛ بلكه از قدر و منزلتشان كاسته شده و به فقر و فلاكت بيشتري براي آن دچار مي‌گردند. از اين رو در روايات تاكيد فراوان شده است كه قدر فرصت‌هاي زندگي را بدانيد و از لحظات و دقايق آن به بهترين وجه بهره ببريد. امام علي مي‌فرمايد: «بادِرِ الْفُرْصة قبْل أنْ تكون غُصّه؛ فرصت را قبل از آنكه به اندوه تبديل شود، درياب.»

 جزع و فزع

بي تابي كردن و صبر و قرار از كف دادن در هجوم مشكلات زندگي نيز يكي ديگر از عواملي است كه باعث ايجاد حزن و اندوه در افراد مي‌شود. امير مومنان مي‌فرمايد: «اياك والْجزع فإنّهُ يقْطعُ الامل و يضْعِفُ العمل و يوِرثُ الْهمّ؛ از بي‌تابي كردن بپرهيز! كه آن اميد را قطع مي‌كند و عمل را ضعيف مي‌گرداند و اندوه به همراه مي‌آورد. »نكته قابل توجه اينكه، برخي گمان مي‌كنند با اظهار فقر و نداري، و عجز و لابه نزد ديگران، مي‌توانند مشكل خود را برطرف نمايند؛ در حالي كه در اينگونه موارد نه تنها گِرِهي از كارشان گشوده نمي‌شود؛ بلكه از قدر و منزلتشان كاسته شده و به فقر و فلاكت بيشتري براي آن دچار مي‌گردند؛ چرا كه رسول خدا فرمود: «منْ تفاقر اِفْتقر؛ هر كس اظهار فقر و نداري كند، به فقر مبتلا مي‌گردد. »

 غضب بيجا

 امام علي فرمودند: «منْ غضِب علي منْ لا يقْدِرُ أنْ يضُرّهُ طال حُزْنُهُ و عذّب نفْسهُ؛ [15] هر كه بر كسي خشم گيرد كه توان آسيب رساندن به او را ندارد، اندوهش طولاني شود و خود را عذاب دهد. »

 حل اندوه ها

 راضی بودن به رضای الهی

گاهي در زندگي مشكلاتي به وجود مي‌آيد كه حلّ آنها از توان انسان بيرون است و دلسردي و ناخرسندي به دنبال مي‌آورد. در چنين مواقعي كنار آمدن با مشكلات، گاهي اوقات بهترين درمان و راه‌حل است و اينكه انسان توجه داشته باشد كه همه‌چيز به دست خداوند متعال است و برخي اوقات به دلايل گوناگون و بر اساس مصلحت، مشكلات و مصائبي براي انسان پديد مي‌آيد كه راضي بودن به رضاي الهي، موجب آرامش و صبر شده، انسان را ياري مي‌نمايد تا حوادث ناگوار را تحمل كند. امام علي (ع) مي‌فرمايد:

«والدّهْرُ يوْمانِ: يوْمٌ لك و يوْمٌ عليك. فإذا كان لك فلا تبْطرْ و إذا كان عليك فاصْبِرْ؛ زمانه دو روز است: روزي با تو و به نفع توست و ديگر روز عليه تو. اگر با تو باشد سرمست مشو و اگر بر تو باشد [دلگير و دلتنگ مباش و] صبر نما. »امير مومنان فرمود: «اِطْرحْ عنْك وارِداتِ الْهمُوم بِعزائِمِ الصّبْرِ و حُسْنِ الْيقينِ؛ اندوه‌هايي كه بر تو وارد مي‌شود با صبر قاطع و يقين نيكو دور ساز. »

 رفاقت

از اموري كه در انبساط روح و روان، آرامش و زدودن غم و اندوه در انسان موثر است، داشتن دوستان باصفا و اهل معرفت، شادي و برقراري جلسات انس و گفت‌وگوهاي صميمانه با آنان است؛ زيرا صفاي زندگي را در همدمي با رفيق نيك مي‌توان يافت.

 ذكر گفتن

ذكر گفتن، به ياد خدا بودن و استعانت طلبيدن از ذات پاك اوست كه به واسطه برخي اذكار، بر زبان جاري شده و حلقه وصل خالق و مخلوق مي‌گردد. در روايات براي رفع حزن و اندوه، ذكر «حوقله» بسيار سفارش شده است. امير مومنان دوست خوب را نجات بخش انسان از تنهايي و غم و اندوه مي‌داند و مي‌فرمايد: «الإخْوانُ جلاءُ الْهُمُومِ و الأحْزانِ؛ برادران، برطرف‌كننده زنگار غ

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS