دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چشیدن مرگ و کمال انسان

مرگ برای انسان‌های معمولی بسیار سخت و دشوار و حتی وحشتناک و دهشتناک است؛ اما برای کسانی که به کمال می‌رسند مانند چیدن میوه رسیده است.
چشیدن مرگ و کمال انسان
چشیدن مرگ و کمال انسان

چشیدن مرگ و کمال انسان

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 11 اسفند ماه 1396

 مرگ برای انسان‌های معمولی بسیار سخت و دشوار و حتی وحشتناک و دهشتناک است؛ اما برای کسانی که به کمال می‌رسند مانند چیدن میوه رسیده است.

اصولاً بر خلاف تصور ساده مردم، مرگ انسان را نمی‌گیرد، بلکه این انسان است که مرگ را می‌گیرد. مرگ مانند آب و غذا و میوه‌ای است که انسان آن را هنگام رسیدن می‌چیند و می‌چشد. از همین رو در قرآن از چشیدن مرگ توسط انسان سخن به میان آمده است نه از چشیدن انسان توسط مرگ. پس این انسان است که با چشیدن مرگ، بقای خود را تضمین می‌کند و ابدی می‌شود. خداوند می‌فرماید: کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ؛ هر نفسی چشنده مرگ است.(آل عمران، آیه 185)

انسان تا زمانی که در دنیا است در حال کارزار با مرگ است. مرگ از انسان می‌گریزد تا زمانی که در نهایت در دام انسان گرفتار می‌شود؛ زیرا انسان می‌خواهد به بقا و جاودانگی برسد و اگر مرگ را نچشد به جاودانگی نمی‌رسد. با چشیدن مرگ انسان ابدیت را برای خود فراهم می‌کند.

 مرگ انسان کامل همانند یک نفس کشیدن و بوییدن یک چیز خوشبویی چون گل است؛ چنانکه در روایتی است که جان دادن برای مؤمن، مانند بوییدن گلی خوشبو است؛ و در روایت دیگر نیز آمده که مرگ مانند بوییدن سیب است.(نگاه کنید: حق الیقین، مجلسی، فصل بهشت و منازل الآخره، شیخ عباش قمی؛ میزان الحکمه، ج 12، ص 5675، حدیث 19122)

 امام حسن عسکری(ع) می‌فرماید: قِیلَ لِلصَّادِقِ(ع): صِفْ لَنَا الْمَوْتَ ؟ قال: لِلْمُؤْمِنِ کَأَطْیَبِ رِیحٍ یَشَمُّهُ، فَیَنْعَسُ لِطِیبِهِ، وَ یَنْقَطِعُ التَّعَبُ وَ الْأَلَمُ کُلُّهُ عَنْهُ، وَ لِلْکَافِرِ کَلَسْعِ الْأَفَاعِیِّ، وَ لَدْغِ الْعَقَارِبِ، أَوْ أَشَدَّ؛ از حضرت امام صادق(ع) درباره توصیف مرگ پرسیده شد، آن حضرت فرمود: برای مؤمن مرگ، خوش‌ترین بویی است که استشمام می‌کند، به طوری که از بوی خوشش جان می‌گیرد و به خواب راحت می‌رود و از همه دردها و رنج‌ها بریده می‌شود؛ و مرگ برای کافر همانند نیش افعی و گزش عقرب بلکه بدتر از آن است.(بحار الأنوار، ج 6، ص 152)

مولوی می‌سراید:

مرگ اگر مرد است آید پیش من

تا کشم خوش در کنارش تنگ تنگ

من از او جانی برم بی‌رنگ و بو

او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS